تبلیغات
دعای عظم البلا
دعای فرج دعای فرج حدیث موضوعی
به وبلاگ «دیدگاه» خوش آمدید - مطالب ویژه ها
 
به وبلاگ «دیدگاه» خوش آمدید
دیدگاهی برای دیدبانی از انقلاب اسلامی ایران،یا علی مدد
شهادت حضرت زهرا (س)؛

یادداشتی به مناسب ایام فاطمیه

روایات مختلفی درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا (س) وجود دارد

یادداشتی به مناسب ایام فاطمیهبه گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما؛ روایات مختلفی درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا (س) وجود دارد، اما میان علمای شیعه دو تاریخ ۷۵ و ۹۵ روز بعد از رحلت پیامبر (ص) مشهور و مقبول است.

با توجه به رحلت پیامبر اسلام (ص) در ۲۸ صفر، بنا به روایت ۷۵ روز بعد از رحلت پیامبر (ص)، در مورخ ۱۳ تا ۱۵ جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا (س) است و این ایام را فاطمیه اوّل می‌خوانند.

اما بنا به روایت ۹۵ روز پس از رحلت پیامبر (ص)، شهادت حضرت فاطمه (س) در ۳ تا ۵ جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیه دوم می‌خوانند.

ایام فاطمیه در مجموع ۶ روز است که ۳ روز در ماه جمادی الاول و ۳ روز در ماه جمادی الثانی است.

علت اینکه ۳ روز در هر ماه به عنوان روز شهادت آن حضرت (س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماه‌های قمری از رحلت پیامبر (ص) تا شهادت حضرت زهرا (س) ۲۹ روز بوده باشند، حال آنکه در صورت کامل بودن ماه‌های قبل، روز شهادت ۱۳ جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود، زیرا طبق تقویم، حداکثر ۳ ماه قمری ۲۹ روزه و حداکثر ۴ ماه قمری ۳۰ روزه می‌توانند پشت سر هم قرار گیرند.

اما در عرف به دهه دوم جمادی الاول از ۱۰ تا ۲۰ جمادی الاول که بنابر قول ۷۵ روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از یکم تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول ۹۵ روز، شهادت حضرت زهرا (س) در آن واقع شده است، دهه فاطمیه دوم گفته می‌شود.

دهه فاطمیه اول ۹۷؛ این دهه از پنجشنبه ۲۷ دی آغاز شده است و در تاریخ یکشنبه ۷ بهمن ۹۷ به پایان می‌رسد.
دهه فاطمیه دوم ۹۷؛ این دهه از روز پنجشنبه ۱۸ بهمن آغاز می‌شود و در تاریخ شنبه ۲۷ بهمن ۹۷ به پایان می‌رسد.

ایام فاطمیه امسال به طور کامل در سال ۱۳۹۷ است و هیچ روزی از آن در سال ۱۳۹۸ یا نوروز ۹۸ نیست.

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام‌ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار است. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است.

این دسته از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند.

در یکی از این گفتار‌ها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (ص) می‌فرمایند «فاطمه سرور زنان جهان است».

باید توجه کرد که برگزاری مجالس عروسی در ایام فاطمیه اگر توام با معصیت و یا هتک حرمت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) نباشد، اشکال ندارد، اما برای مومنان سزاوار است که حرمت این ایام را پاس بدارند و از انجام کار‌های شادی آفرین بپرهیزند.

مستفاد از رساله دانشجویی، ج ۱۶ (به نقل از: صراط النجاه آیه الله تبریزی، ج ۵، س ۵۲۱، و دفاتر سایر مراجع)



نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
به بهانه‌ی کشتار زائرین بیت‌الله الحرام در سال 66
چرا عربستان زائرین ایرانی را به شهادت رساند؟
در تاریخ 9 مرداد 1366، عربستان سعودی، طی اقدامی غیرمتعارف، زائران خانه‌ی خدا را در مراسم برائت از مشرکین به شهادت رساند؟ به واقع، دلایل این اقدام آل‌سعود چه بود؟ آیا آمریکا در این ماجرا دست داشت؟...
گروه تاریخ اندیشکده برهان/ علی‌اکبر نودهی؛ رویکرد جمهوری اسلامی ایران در خصوص مسائل سیاسی، دینی و حضور فعال در منطقه و نوع ارتباط با کشورهای هم‌نوع از نظر دین، زبان و سیاست، در این 34 سال گذشته، حاکی از آن است که ایران همیشه به دنبال برقراری اتحاد میان کشورهای مسلمان و ایستادگی در مقابل بلوک غرب و شرق سابق و کشورهای استکباری امروز بوده است. در خصوص بحث نوع ارتباط ایران با کشورهای همسایه، به خصوص با کشورهای عرب، که به هر حال به دلیل دین مشترک هم‌خوانی‌ها و اشتراکات زیادی نیز با هم داریم، در قبل و بعد از انقلاب، کاملاً متفاوت بوده است.
 
رژیم پهلوی در بسیاری موارد، کاملاً همسو و در واقع همکار با کشورهای همسایه، به خصوص عربستان سعودی بود و طبیعتاً مهم‌ترین دلیلی که این اشتراک و همسویی را به دنبال داشته، نوع ارتباط با آمریکا به عنوان ارباب این دو کشور بوده است. عربستان به خصوص در قبل از انقلاب، همیشه مشی محافظه‌کاری در پیش می‌گرفت و تا حد امکان، از مداخله در مسائلی که موجب آسیب‌پذیری به منافع و به خصوص منابع مالی‌اش می‌شد جلوگیری می‌کرد. شاید این به خاطر نوع درآمد این کشور یا بهتر است گفته شود به خاطر تک‌محصولی بودن و ارتباط مستقیم نفت با بازار جهانی باشد.
 
با این حال، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 56 و تغییر نوع سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و سایر کشورهای جهان و جدایی از بلوک‌های قدرت غرب و شرق و در واقع قرار گرفتن در مقابل آن‌ها، نوع ارتباط و برخورد کشورهای همسایه با جمهوری اسلامی کاملاً تغییر کرد. کشورهای منطقه، به جای قرار گرفتن در کنار هم و مقابله با کشورهای مستبد و مستکبر، دقیقاً در مقابل جمهوری اسلامی قرار گرفتند و همسو با کشورهای غربی، درصدد ضربه زدن و نابودی جمهوری اسلامی بودند.[1]
 
حضرت امام خمینی، به عنوان رهبر کبیر انقلاب اسلامی، از بدو پیروزی انقلاب، خط مشی و سیاست کشور را کاملاً و صریحاً مشخص کردند و برقراری اسلام ناب و راستین و تلاش برای گسترش عدالت و برابری را هدف اصلی خود قرار دادند. عربستان سعودی، به عنوان بزرگ‌ترین کشور عربی در منطقه و سرزمینی که اسلام از آنجا منتشر شده است، دقیقاً در نقطه‌ی مقابل این نوع سیاست و رفتار قرار گرفت. البته ناگفته نماند که اختلاف عربستان با جمهوری اسلامی، به پیروزی انقلاب و تغییر خط مشی منتهی نمی‌شود، بلکه به یکی دو قرن قبل و به زمان غلبه‌ی کامل آل‌سعود بر سرزمین عربستان و در دست گرفتن زمام قدرت عربستان به وسیله‌ی وهابیت بازمی‌گردد. از آنجا که مهم‌ترین دشمن وهابیت، شیعیان و به خصوص شیعیان دوازده‌امامی بودند، طبیعتاً روابط ایران و عربستان همواره مسالمت‌آمیز نبوده است.[2]
 
در واقع اگرچه اختلاف ایران و عربستان تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فقط بر سر دشمنی‌ها و هتاکی‌های وهابیون عربستان نسبت به شیعیان بوده است، اما به دلیل یک‌سو بودن نگرش سیاسی، زیاد به چشم نمی‌آمد؛ ولی در بعد از پیروزی انقلاب و گفتمان اسلام راستین حضرت امام، این تقابل بیشتر نیز شد. عربستان از همان بدو انقلاب، دشمنی خود را با انقلاب و جمهوری اسلامی کاملاً آشکار کرد و در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ایران دریغ نکرد. در این مدت، عربستان سعودی که وهابیون به عنوان رهبران آن حکومت می‌کردند، از هر فرصتی برای ضربه زدن به ایران استفاده می‌کرد. می‌توان از ماجرای کشتار زائرین ایران در خانه‌ی خدا، که در سال 1366 اتفاق افتاد، به عنوان یکی از تلخ‌ترین و البته کثیف‌ترین اقدامات عربستان در مورد ایران اشاره کرد.[3]
 
 عربستان از همان بدو انقلاب، دشمنی خود را با انقلاب و جمهوری اسلامی کاملاً آشکار کرد و در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ایران دریغ نکرد. در این مدت، عربستان سعودی که وهابیون به عنوان رهبران آن حکومت می‌کردند، از هر فرصتی برای ضربه زدن به ایران استفاده می‌کرد. ماجرای کشتار زائرین ایران در خانه‌ی خدا در سال 1366 نیز در این راستا قابل بررسی است.
 
روز نهم مرداد 1366، هم‌زمان با ششم ذی‌الحجه سال 1407، هنگامی که زائران خانه‌ی خدا مراسم برائت از مشرکین را برپا می‌کردند، با حمله‌ی وحشیانه‌ی عمال عربستان رو‌به‌رو شدند و جمعی از زائرین، که از کشورهای مختلف در این مراسم حضور داشتند، شهید و مجروح شدند.[4]
 
در این روز، زائرین بعد از راهپیمایی که به موجب برائت از مشرکین شکل گرفت و در آن، پیام تاریخی حضرت امام نیز قرائت شد، برای اقامه‌ی نماز مغرب، راهی حرم شدند که در راه، با حمله‌‌ی عاملین عربستان سعودی مواجه شدند. نکته‌‌ی جالب توجه در خصوص حمله‌ی نظامیان عربستان سعودی این است که حتی کوچک‌ترین تذکری نیز از سوی نیروهای پلیس عربستان به زائرین داده نشد و آن‌ها بدون هیچ تعللی، حمله‌ی خود را به روش‌های مختلف انجام دادند.[5]
 
سعودی‌ها در آغاز، با ریختن آب داغ بر سر زائرین، موجب هراس و سردرگمی زائرین شدند. حملات به تدریج خشن‌تر و گسترده‌تر شد. از بالای پشت‌بام، با پرت کردن تکه‌آجر، تکه‌سنگ و آهن بر سر زائرین، آن‌ها را مجروح کردند. گروهی از نیروهای وهابی با باتوم به جان زائرین افتادند و در نهایت، گروهی نیز با شلیک به سمت زائرین موجب شهادت 402 نفر و زخمی شدن 649 تن شدند که 275 نفر از این افراد ایرانی بودند. البته این آماری است که وزارت کشور عربستان اعلام کرده است و مشخص نیست که تعداد واقعی شهدای این واقعه چقدر بوده است. چند نکته‌ی بسیار مهم در خصوص این اتفاق بسیار تلخ وجود دارد که بیش از پیش این واقعه را تکان‌دهنده می‌نماید.[6]
 
یکی اینکه سرزمین مکه نه تنها در دوره‌ی اسلام، بلکه در میان سنت پیش از اسلام و در میان اعراب جاهلی نیز مکانی مقدس بوده و ریختن خون در آنجا حرام است و نمی‌توان نمونه‌ای را پیدا کرد که در زمان جاهلیت در این مکان خونی ریخته شده باشد. طبیعتاً وجود خانه‌ی خدا، به عنوان نماد اتحاد و وحدت مسلمانان و نیز مکانی که دین اسلام از آنجا گسترش پیدا کرده است، اهمیت این مکان را چندین برابر می‌کند. با کمی تأمل در این خصوص، به این نکته پی می‌بریم که وهابیت نه تنها نشانی از اسلام ندارد، بلکه نشانی از انسانیت نیز در این ایدئولوژی نمی‌توان دید.[7]
 
نکته‌ی تأسف‌برانگیز دیگر اینکه بسیاری از شهدای این واقعه در روزهای بعد به شهادت رسیدند. پس از حمله‌ی وحشیانه‌ی عاملین وهابیت به زائرین، بسیاری از کسانی که جان سالم به در برده بودند، شروع به انتقال مجروحان به بیمارستان کردند، ولی متأسفانه نیروهای امنیتی آمبولانس‌های حامل مجروحان را مورد حمله قرار دادند و گروهی نیز در مسیر بیمارستان به شهادت رسیدند و برخی دیگر پس از انتقال به بیمارستان، به دلیل ممانعت نیروهای امنیتی از ارسال دارو به بیمارستان یا جلوگیری از درمان بیماران به وسیله‌ی پزشکان، پس از تحمل رنج فراوان، به شهادت رسیدند.[8]
 
بدتر از همه‌ی این‌ها دروغ‌گویی آل‌سعود در مورد این فاجعه‌ی خونین بود که بیشتر از همه‌ی این موارد متأثر‌کننده و ناراحت‌کننده بود. در بیانیه‌ای رسمی که از سوی وزارت کشور عربستان در هشتم ذی‌الحجه منتشر شد، عنوان شد که حجاج شرکت‌کننده در راهپیمایی برائت از مشرکین، با ایجاد اخلال در مراسم حج، امنیت و نظم را از بین بردند و با در دست داشتن چوب، سنگ و چاقو، به طرف مسجدالحرام هجوم آوردند و مأموران برای جلوگیری از هرج‌ومرج وارد شدند که در این راه، تعدادی از زائرین نیز در زیر دست‌وپا مجروح و کشته شدند.
 
همچنین در این گزارش آمده است که هیچ گونه تیراندازی از سوی نیروهای امنیتی صورت نگرفته است. ناگفته نماند که دولت سعودی از پذیرش هیئت تحقیق اعزامی دولت جمهوری اسلامی ایران جلوگیری نمود و تا مدت‌ها از تحویل اجساد حجاج ایرانی و انتقال مجروحان خودداری کرد.[9]
اما با بررسی‌های بیشتر مشخص شد که این حرکت از سوی عربستان برای ضربه زدن به ایران، از پیش طراحی شده بود. در این مورد، به بیان چند مورد اکتفا می‌کنیم:
 
1. در روز هشتم مرداد، یعنی یک روز قبل از این ماجرا، بیمارستان‌ها و سازمان‌های بهداشتی عربستان اعلام کردند که هیچ مراجعه‌کننده‌ی ایرانی را در روز ششم ماه ذی‌الحجه نمی‌پذیرند.
 
2. یک ساعت قبل از حمله‌ی نیروها به زائرین، درب‌های اصلی ورودی بنای بزرگ بسته شد و در واقع زائرین راهی برای فرار نداشتند.
 
3. در سال‌های گذشته، مأموران در میان زائرین حضور داشتند و از انتشار جزوه جلوگیری می‌کردند و در واقع، نوعی تذکر برای برقراری آرامش به زائرین می‌دادند، ولی در واقعه‌ی سال 66، نیروها در میان زائرین حضور پیدا نکردند، بلکه با باتوم دورتا‌دور آن‌ها صف کشیدند. موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که در اینجا مجالی برای پرداختن به آن‌ها وجود ندارد.[10]
 
نکته‌ی بسیار مهمی که هم از قبل طراحی شدن این واقعه را قطعی کرده و هم دست اسرائیل و صهیونیسم را در این واقعه نشان می‌دهد، ژنرال اولریخ وگنر است. وگنر در نهم مرداد سال 66، یعنی روز فاجعه‌آمیز کشتار زائرین در مکه، به عنوان فرمانده‌ی نیروهای نظامی آل‌سعود فعالیت می‌کرد. وی در زمان حمله‌ی نظامی آمریکا به طبس، برای نجات گروگان‌های این کشور و جاسوسی برای آمریکا، به ایران آمده بود.
 
سرنخ حضور آمریکا در ماجرا
 
ولی نکته‌ی بسیار مهمی که هم از قبل طراحی شدن این واقعه را قطعی می‌کند و هم دست اسرائیل و صهیونیسم را در این واقعه نشان می‌دهد، ژنرال اولریخ وگنر است. وگنر، که در زمان وقوع جنگ جهانی دوم به ارتش آلمان غربی پیوست، جزء مؤسسین واحد ضدتروریستی ارتش آلمان است. وگنر در نهم مرداد سال 66، یعنی روز فاجعه‌آمیز کشتار زائرین در مکه، به عنوان فرمانده‌ی نیروهای نظامی آل‌سعود فعالیت می‌کرد.[11]
 
وگنر در واقع یک یهودی آلمانی‌تبار بود که چندی پیش از ماجرا، به خدمت ارتش عربستان درآمده و برای آموزش نیروهای امنیتی این کشور، به عربستان سفر کرده بود. نگاهی گذرا به روابط ایران و آلمان از زمان رضاشاه تا آن دوره، نشان می‌دهد که انتخاب یک ژنرال یهودی آلمانی‌تبار برای آموزش نیروهای نظامی عربستان بی‌دلیل نبوده است. نکته‌ی مهم دیگر این مسئله است که وی در زمان حمله‌ی نظامی آمریکا به طبس، برای نجات گروگان‌های این کشور و به عنوان یک خبرنگار، با یک تیم خبری به ایران آمده بود که بعدها مشخص شد برای جاسوسی آمریکا در خصوص چگونگی آزادسازی گروگان‌های آمریکایی به ایران آمده است.
 
در هر صورت، نوع ارتباط عربستان سعودی با آمریکا و حمایت همه‌جانبه‌ی آمریکا از وهابیون در مقابل جمهوری اسلامی ایران، این نظر و رأی را قوی‌تر می‌کند که فاجعه‌ی تأسف‌بار مرداد 66 بدون هماهنگی آل‌سعود و آمریکا صورت نگرفته است.[12]
 
وهابیت از طرق مختلف سعی کرد که در مقابل تفکر حضرت امام و جمهوری اسلامی بایستد و در این مسیر، روش‌های مختلفی از جمله شیعه‌کشی، آزار شیعیان، همکاری با آمریکا و انگلیس در خصوص تحریم‌ها و کاهش قدرت ایران در منطقه و نیز کمک به عراق برای جنگ تحمیلی را به کار برده است. همچنین با تشکیل گروهی از جمله القاعده، که به عنوان یک گروه فکری در مقابل شیعه قد علم کرده بود، تلاش نمود به هر طریقی از گسترش ایدئولوژی انقلاب اسلامی و انسجام آن جلوگیری کند که تا این زمان موفق به این امر نشده است.[13]
 
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که آل‌سعود با این اقدام در تلاش برای ضربه زدن به مشی فکری حضرت امام و نشان دادن زائرین ایرانی به عنوان آشوبگر بود که با بیانات حضرت امام و برملا شدن واقعیت ماجرا، نه تنها آل‌سعود با شکست مواجه شد، بلکه فراتر از این، سایر مسلمین جهان نیز از این حرکت آل‌سعود انزجار پیدا کردند و به شدت آن را محکوم نمودند و در واقع متد فکر وهابیت در میان مسلمانان تنهاتر و منزوی‌تر شد. (*)

پی‌نوشت‌ها:
 
[1]دهقانی فیروزآبادی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، انتشارات سمت، 1385، ص 132.
 
[2]همان، ص 134.
 
[3]سید حسن میردامادی، آن سوی حج خونین یا تبلیغات آل‌سعود، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، 1367، ص 146.
 
[4]محمد بهشتی، برائت از مشرکین، فصلنامه‌ی علوم سیاسی، سال 1370، شماره‌ی 3، ص 4.
 
[5]همان، ص 5.
 
[6]خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین رحیمیان و برخی دیگر از مسئولان، 1366.
 
[7]سید حسن میردامادی، آن سوی حج خونین یا تبلیغات آل‌سعود، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، 1367، ص 156.
 
[8]همان ، ص 158.
 
[9]محمد بهشتی، برائت از مشرکین، فصلنامه‌ی علوم سیاسی، سال 1370، شماره‌ی 3، ص 6.
 
[10]خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین رحیمیان و برخی دیگر از مسئولان، 1366.
 
[11]همان.
 
[12]سید حسن میر دامادی، آن سوی حج خونین یا تبلیغات آل‌سعود، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، 1367، ص 197.
 
[13]همان، ص 202.
 
*علی‌اکبر نودهی؛ پژوهشگر تاریخ معاصر/انتهای متن/


نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


«رقصنده‌های اینستاگرامی» به دنبال چه هستند!؟

«امان‌ا... قرایی‌مقدم»، از جامعه‌شناسان اصلاح‌طلب، به تازگی در بخشی از یک یادداشت در روزنامه شرق نوشته است:

جوانان، سیاست‌زده و چپ و راست و شمالی و جنوبی و شرقی و غربی و به حزب و دسته‌ای وابسته نیستند، بلکه می‌خواهند آزاد باشند، آزاد بیندیشند و انتخاب کنند و پوسته تخم‌مرغ سنت‌ها را بشکنند و علیه سنت‌خواهان با اعمال و رفتار و آرایش و پیرایش خود برخاسته‌اند و با اعمال و رفتار و مدگرایی افراطی کاملا خلاف ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی هستند و به همه آنها دهن‌کجی می‌کنند.

او می‌افزاید:

«این یک «پادفرهنگ» است که فرهنگ جامعه را از درون از هم می‌پاشد. جامعه ما با یک زایش فرهنگی جدید روبه‌رو است و دیگر نخواهد توانست با نصیحت و پند و اندرز و بگیر و ببند و با سیاست‌بازی یا مربیان پرورشی و... درست کند و خانه از پای‌بست همان‌طور که در حدود ۲۰ سال قبل نوشتم آسیب‌دیده است.»

قرایی‌مقدم همچنین تأکید می‌کند:

جوانان با پوشش و آرایش و پیرایش و لباس و پوشاک و رقصیدن و آوازخواندن، دست‌ به‌ دست هم داده‌اند و در کوچه و خیابان و درون مترو، به زبان بی‌زبانی فریاد می‌زنند «این وقتی است که همه‌چیز باید از نو در بوته آزمایش قرار گیرد. هیچ اندیشه، هیچ عملی و هیچ رسمی حرمتش واجب نیست، اینک می‌توان از آن تخطی کرد: دیگر هیچ رسمی حرمتش واجب نیست» [۸]

*مشخص نیست اینکه حاشیه‌های مربوط به برخورد با یک رقصنده اینستاگرامی، تأثیری تا این حد بر تحلیل یک جامعه‌شناس بگذارد؛ تا چه اندازه با ملاک‌های علمی سازگار است؟

پر واضح آنکه در همیشه تاریخ و در تمام طول ۴۰ سال گذشته کسانی بوده‌اند که لباس‌های نامتعارف می‌پوشیدند، می‌رقصیدند و حتی گاهی بصورت برهنه پا به خیابان گذاشتند!

اما هیچ منطقی نمی‌تواند از این رفتارهای مغایر با عرف و دین مردم ایران نتایجی مثل تغییر نسلی، رویکردهای جوانان در مخالفت با رسوم و غیره بگیرد.

رفتارهای نامتعارف همیشه بوده و هست اما مادام که حرکت عمومی حاکمیت بر مدار خرد و منطق باشد؛ این رفتارها قدرت اجماع‌سازی نخواهند داشت و کسی هم با آنها همراه نمی‌شود.

گفتنیست، پیش از این، هادی خانیکی، از تئوریسین‌های اصلاح‌طلب نیز گفته بود جامعه بایستی رقصیدن را به رسمیت بشناسد تا دچار توانمندی شود.

نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آیت الله جوادی آملی

مرجع تقلید شیعیان گفت: باید چپاولگرها را شناسایی کنید و قبل از اینکه آن‌ها شروع به کار کنند شما توطئه آن‌ها را خنثی کنید، نه اینکه تنها کشف جرم کنید بلکه باید دفع جرم کنید.

به گزارش مشرق به نقل ازپایگاه اطلاع‌رسانی اسراء، آیت‌الله جوادی آملی در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی شرق استان تهران اظهار داشت: اولین وظیفه نیروی انتظامی این است که کشور را امن و نه امنیتی کند، عنایت ما باید به امن کردن کشور باشد؛ کشوری امن است که اکثریت قاطع مردم آن نه بیراهه بروند و نه راه کسی را ببندند.

بیشتر بخوانید:

معمای فرماندهی در نبود آرایش جنگی تیم اقتصادی

وی تأکید کرد: با فشار مردم را ساکت کردن نتیجه تلخ دارد لذا باید با نشاط مردم را ساکن نه ساکت کرد، ما باید بین سکوت و سکون فرق بگذاریم. آن سکینت است که پشتوانه ملت است و ما باید آن را در جامعه ایجاد کنیم.

مرجع تقلید شیعیان تصریح کرد: در قرآن کریم ذات اقدس الهی فرمود هرگز خدا شما را تنها نمی‌گذارد، برای اینکه شما مجاهدت کردید، برای اینکه شما کار کردید، ملت بیکار را خدا رها می‌کند ملتی را که کار کرد خدا فرمود من شما را رها نمی‌کنم.

وی ادامه داد: در این بخش‌های قرآن کریم، ذات اقدس الهی فرمود سستی به خود راه ندهید:﴿لاَ تَهِنُوا﴾، سپس می‌فرماید ﴿وَ تَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ﴾، این ﴿تَدْعُوا﴾ مجزوم به همان لای ناهیه است؛ یعنی پیشنهاد سازش ندهید، چرا؟ برای اینکه ﴿وَ أَنتُمُ الأعْلَوْنَ﴾، دست شما بالاست، چرا دست شما بالاست؟ بخش چهارم این است که ﴿وَ اللَّهُ مَعَکُمْ﴾، وقتی خدا با یک ملتی باشد آن ملت قطعاً پیروز است. بخش پنجم آیه تبیین می‌کند چرا خدا با شماست و با دیگری نیست؟ برای اینکه شما شهید و جانباز و آزاده دادید؛ ﴿وَ لَن یتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ﴾ این‌ها سرمایه ما هستند.

آیت‌الله جوادی آملی با تقدیر از نیروی انتظامی در مبارزه با جرائم اقتصادی و در نتیجه امن کردن جامعه، اذعان کرد: ما خوشحال هستیم که نیروی پربرکت ناجا، مفاسد اقتصادی را کشف می‌کند که کشور را از لرزه به در می‌آورد، و به این وسیله بازاری که ملتهب و امنیتی است ، امن می‌شود و ما می‌خواهیم همیشه این‌طور باشد و ما وظیفه‌مان این است قدردانی کنیم.

وی خاطرنشان کرد: شما باید چپاولگرها را شناسایی کنید و قبل از اینکه آن‌ها شروع به کار کنند شما عزیزان توطئه آن‌ها را خنثی کنید، نه اینکه تنها کشف جرم کنید بلکه باید دفع جرم کنید! در حقیقت باید جُرم را جلوگیری کنیم نه اینکه تنها جرم واقع شده را کشف کنیم.



نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شوکران، نام گیاهی است که کاربردی دو منظوره دارد. هم از یک طرف خاصیت شفابخشی دارد و برای درمان به کار می رود و هم از طرفی دیگر به دلیل سمی بودن در گذشته برای اعدام و مرگ بدون درد به کار می رفته است. مشهورترین نمونه کاربرد «شوکران» در داستان مرگ سقراط، فیلسوف شهیر یونان باستان است که با سر کشیدن جام شوکران، زندگی اش پایان یافت.فضلی نژاد در انتهای هر قسمت برنامه اش، «شوکران» را به مهمانانش تعارف می کند. تعارفی که به نوعی محکی برای سنجش میزان شجاعت مهمان برای از خودگذشتی برای اعتلای علم و فرهنگ است.

گروه معارف و اندیشه رجانیوز: «شوکران» نام برنامه ای است که با محوریت اندیشه و علوم نظری با سردبیری و اجرای پیام فضلی نژاد،  روی آنتن شبکه چهار رفته است. قوت محتوایی برنامه و مرجع بودن مهمانان آن، دو مولفه ای است که این برنامه اندیشه محور را مورد توجه رسانه های مختلف قرار داده است. 

 

سردبیر و مجری این برنامه 38 ساه است. پیام فضلی‌نژاد، پژوهشگر موسسه کیهان است که اکنون کتابهای «شوالیه های ناتوی فرهنگی» (پرفروش ترین کتاب سیاسی سالهای ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸) و کتاب ارتش سری روشنفکرن» را در کارنامه خود دارد که به عنوان جلد ۳۰ و جلد ۴۵ از مجموعه کتابهای «نیمه پنهان» موسسه کیهان است.

 

مقالات وی در حوزه‌های تخصصی تاریخ اندیشه معاصر، ، جنگ استراتژیک نرم، مطالعات امنیتی مدرن و کودتای مخملی منتشر می‌شود. وی از دهه1370 در جمع شاگردان عبدالکریم سروش در حوزه حافظ‌شناسی، مولوی‌شناسی و دین‌شناسی قرار گرفت. از سال 1376 فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد. تا سال 1380 در نشریات تخصصی فرهنگی- هنری فعال بود و ابتدای دهه 1380 از محمد مهدی فولادوند (قرآن‌پژوه معاصر و استاد هنر در دانشگاه سوربن پاریس) به مدت 2 سال درس‌های زیباشناسی را آموخت و موفق به اخذ گواهی تخصصی «زیباشناسی هنر مدرن» از وی شد؛ سپس به اندیشه‌های فلسفی استاد حسن رحیم‌پور ازغدی گرایش یافت.

پیام فضلی‌نژاد از رهگذر بازخوانی انتقادی فلسفه غرب، در سال 1381 با انتشار سلسله نوشتارها و گفتارهایی در روزنامه‌های «جام جم» و «انتخاب» نقد «ایدئولوژی اصلاحات» را آغاز کرد و سال 1385 به «موسسه کیهان» پیوست و به عنوان کارشناس و عضو «مرکز پژوهش‌های موسسه کیهان» و نویسنده روزنامه «کیهان» مشغول به کار شد.

 

وی در آبان 1389 «تندیس ویژه رتبه اول جنگ نرم» را با رای هیات داوران «هفدهمین جشنواره بین‌المللی مطبوعات» از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفت و جایزه‌اش را به شهید «محمد گلدوی» (از شهدای مبارزه با گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی) تقدیم کرد.

 

پیام فضلی نژاد دقیقا زمانی که یا نشریات اندیشه ای  مطلوب وجود نداشت و یا اگر هم وجود داشت، مبلغ و مروج اندیشه های غربی و روشنفکری دینی تلقی می شد، سردبیری مجله وزین «عصر اندیشه» را بر عهده گرفت. 

 

محتوای قوی، مصاحبه های ارزشمند و خط فکری صحیحی که فضلی نژاد در عصر اندیشه دنبال می کرد باعث درخشش بیشتر وی در عرصه اندیشه و رسانه گردید.حال که چند وقتی است «عصر اندیشه»  البته با سردبیری پیام فضلی نژاد منتشر نمی شود، او با «شوکران» که یک برنامه اندیشه محور تلویزیونی است ظاهر شده است. 

 

در برنامه شوکران شخصیت هاى تراز اول فکرى و فرهنگى مانند سیدعبدالله انوار، مهدى محقق، شاهین فرهت، داوود هرمیداس باوند، هوشنگ ماهرویان، غلامرضا اعوانى، سیدحسن امین، منوچهر آشتیانى، داور شیخاوندى و... حضور دارند و پیرامون داغ‌ترین مباحثات عرصه اندیشه، فرهنگ و سیاست به بحث مى‌پردازند.

 

شوکران، نام گیاهی است که کاربردی دو منظوره دارد. هم از یک طرف خاصیت شفابخشی دارد و برای درمان به کار می رود و هم از طرفی دیگر به دلیل سمی بودن در گذشته برای اعدام و مرگ بدون درد به کار می رفته است. مشهورترین نمونه کاربرد «شوکران» در داستان مرگ سقراط، فیلسوف شهیر یونان باستان است که با سر کشیدن جام شوکران، زندگی اش پایان یافت.فضلی نژاد در انتهای هر قسمت برنامه اش، «شوکران» را به مهمانانش تعارف می کند. تعارفی که به نوعی محکی برای سنجش میزان شجاعت مهمان برای از خودگذشتی برای اعتلای علم و فرهنگ است.

 

شوکران محصول مشترک حوزه هنرى و شبکه 4 سیما به سردبیرى و اجراى پیام فضلى‌نژاد و تهیه‌کنندگى على قربانى است. این برنامه ساعت ٢١ روزهاى دوشنبه هر هفته از شبکه چهار سیما پخش می‌شود و بازپخش آن نیز در روزهاى سه‌شنبه، جمعه و شنبه خواهد بود . 

 

این برنامه به لحاظ محتوایی کاملا فکر شده پیش می رود و مجری سعی داردیک موضوع را از ابتدا تا انتهای برنامه به عنوان محور موضوعات گفت و گو حفظ نموده و در انتهای برنامه نظر صریح مهمان برنامه را در آن موضوع مشخص کند. 

 

این برنامه به لحاظ شکلی و محتوایی دارای نقاط قوت بسیاری است اما در کنار بیان این نقاط قوت، عده ای هم برای افزایش روزافزون کیفیت این برنامه، نقدهایی را هم وارد دانسته اند.

 

یکی از مهم ترین نقد های موجود به نوع اجرای پیام فضلی نژاد در مواجهه با مهمان برنامه بود. منتقدان قائل بودند که پیام فضلی نژاد بیش از اندازه مطلوب مالکیت میکروفون را برعهده داشت و این موضوع باعث شد تا مهمان برنامه کمتر بتواند نقطه نظرات خود را بازگو کرده و شرح دهد. 

 

البته وجود این گونه نقدهای شکلی و روشی در برنامه های اول طبیعی بوده و اتفاقا بیان آن موجب خواهد شد تا شوکران به موفقیت های روزافزون بیشتری دست پیدا کند. 

 



نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
حیات درام؛ بستگی تام به همراهی مخاطب دارد. درام قرن‌هاست مخاطبش را با جاذبه‌هایش همراه خود پیش می‌برد، تا او را در تجربه‌ای دراماتیک به لذت برساند.
 
لذت درام از آنجا حاصل می‌شود که تجربه یک زندگی دیگر را میسر می‌سازد. مخاطب بی‌آنکه دغدغه و ترسی از پایان داشته باشد، (چون می‌داند یک تجربه مجازی را سپری می‌کند) می‌تواند چیزی از جنس احساسات تجربه شده یا قابل تصور در زندگی‌اش را درک کند. از این رو خود را آگاهانه به درام می‌سپارد و دنیای خودش را فراموش می‌کند و غرق، همراه و هم دغدغه شخصیت و فضای دراماتیک می‌شود. تا زمانی که درام موفق باشد این رشته اتصال را حفظ کند، حیاتش ادامه دارد. اما این که درام، در پی کدام لذت مخاطبش را مجذوب خود کند، مسئله اساسی است.
 
درام غالب، سال‌هاست مخاطب را در پی گرایش‌های اولیه انسانی به دنبال خود کشانده؛ یا در پی لذت عاطفی- جنسی همراه کرده یا تشنه قدرت و احترام اجتماعی یا او را مجذوب محبوبیت کرده یا شیرینی هیجان و ترس را در آسودگی به او چشانده و چیزهایی از این جنس. مسئله از آنجا آغاز می‌شود که غایت لذت انسان همین‌ها تعریف شود و چیزی فرای آن برای انسان متصور نشود.
 
مسئله سینمای دینی که سال‌هاست اذهان متولیان را به خود مشغول کرده، - آن‌گونه که آوینی (ره) می‌گفت- نه با صرف قصص تاریخی قرآنی پدید می‌آید، نه با جاری شدن جملات و گزاره‌های دینی بر زبان شخصیت شکل می‌گیرد، نه با نتایج اخلاقی و پندآموز. تا فرآیند دراماتیک و شیوه جذب تغییر نکند ماهیت سینما، دینی نمی‌شود.
 
درام «به وقت شام» گام بلندی در این مسیر است. هر چند آن‌گونه که باید مورد تقدیر قرار نگرفت. تکلیف مخالفین راهبردی فیلم که مشخص است، اما در میان موافقان تفکر انقلابی هم متاسفانه در غفلتی شبه روشنفکرانه و تحت تاثیر جوسازی‌ها مورد اجحاف قرار گرفت.
 
آغاز فوق‌العاده موجز و گویای فیلم فضای دراماتیک فیلم را به سرعت جان می‌بخشد. شخصیت اصلی علی؛ خلبانی است که برای انجام وظیفه و ماموریت نظامی‌اش در سوریه حضور دارد. در مقابل پدرش که دنیای دیگری دارد.
 
خیلی زود و به موقع درام آغاز می‌شود و شخصیت بر سر دو راهی قرار می‌گیرد و واکنش نشان می‌دهد و تن به راهی سخت می‌دهد. بلافاصله فضای دراماتیکی که به واسطه انتخاب شخصیت برایش ایجاد شده با خرده پیرنگی پرداخت می‌شود تا هم هیجان اولیه ایجاد شود و هم چشم‌اندازی از مسیر پیش‌رو برای مخاطب شکل بگیرد. با ریتم فوق‌العاده درست و حساب شده، تعامل میان عناصر دراماتیک برقرار می‌شود. سلسله چینش حوادث و عکس‌العمل شخصیت‌ها به گونه‌ای است که حتی لحظه‌ای جدایی میان درام و مخاطب رخ نمی‌دهد؛ جایی آنچنانی هیجان می‌دهد که نفس‌ها در سینه حبس می‌شود و دوباره هوشمندانه خط اصلی را در فضایی آرام‌تر پیش می‌برد و این روند تا به انتها ادامه دارد و کم‌کم اوج می‌گیرد.
 
کارگردانی حساب شده کار تمام عناصر را به خدمت بلوغ هر چه بیشتر درام درآورده تا به طرز قابل قبولی انسجامی همه جانبه شکل بگیرد. دکوپاژ در خدمت بیان تصویری، موسیقی در خدمت فضای دراماتیک و شخصیت‌ها و تیپ‌هایی که در دنیای درام به وقت شام‌ نقشی در خدمت خط اصلی درام دارند. تنالیته‌ای انسانی از کاراکترها به درام حاتمی‌کیا قوت بخشیده‌اند؛  از حاج یونس و بلال و افرادش تا نظامی غیرجهادی سوری. تا تیپ‌هایی از طرز فکرهای مختلف سوری از کردهای مخالف نظام تا قربانیان جنگ نابرابر. حتی داعشی‌ها هم افراد مختلفی از این جریان را نمایندگی می‌کنند؛ از داعشی جهادی تا تبلیغی، از رئیس قبیله‌ای اسیر ادعا تا داعشی‌های اروپایی و چچنی تا خواننده متالی که چندین بار قصد خودکشی داشته و حالا با اسلام تحریف شده‌ سلفی زندگی تهی از معنایش را معنا و مقصود بخشیده.
 
 درام حاتمی‌کیا با آنکه از عواطف انسانی بهره می‌جوید اما آن را اصالت نمی‌بخشد و در ورطه ملودرام‌های زرد نمی‌افتد؛ از مولفه‌های گونه جنگ برای ایجاد تنش استفاده می‌کند اما درگیر اطلاعات نظامی پیچیده و نقشه‌های حوصله سربر و توضیحات پیچیده نظامی نمی‌شود. در واقع این درام قدرتمند فیلم است که عرصه را برای نمو سایر عناصر سینمایی چون کارگردانی، تدوین و باز‌ی‌های قابل قبول فراهم می‌کند.
 
(با رعایت محدودیت حفظ داستان فیلم در حال اکران) اما اصلی‌ترین و موفق‌ترین مسئله به وقت شام شخصیت‌پردازی آن است که  فیلم را متمایز می‌کند.
از علی ابتدای فیلم که برای بازگشت به خانواده لحظه شماری می‌کند و با سوریه بودن پدرش کنار نمی‌آید، تا علی که از ترس رعشه بر اندامش می‌افتد تا علی پس از نقطه عطف (لحظه‌ای که دیگر همه‌چیز را تمام شده می‌بیند) تا پایان کار. علی لحظه لحظه در تعامل با پدرش و فضای دراماتیک که حاصل مهندسی هوشمندانه درام است رشد می‌یابد و این پرداخت و گذار  شخصیتی، شاید ماندگارترین، موفق‌ترین و باورپذیرترین گذار شخصیتی در سینمای ایران باشد.
 
معجزه درام توانسته گستره‌ زیادی از مخاطبین با افکار و عقاید مختلف را تا انتها با خود همراه کند. مخاطبینی که بیش از هر زمانی در فضایی زیست می‌کنند که فضای تبلیغی غالب، حضور منطقه‌ای ایران را زیر سوال می‌برد و آن را با منافع ملی و اقتصادی متضاد  معرفی می‌کند و حالا به دنبال گرفتن مولفه‌های قدرت با نفی راهبردی تفکر مقاومت است.
 
حالا مخاطب با یک درام جذاب می‌تواند پله‌پله با شخصیت زیست کند تا ملاقات والاترین لذت‌های انسانی پیش ببرد و در یک پایان‌بندی متقن تفکر مقاومت  را نه تنها نجات بخش حریم اسلام، که تمام ادیان و در نهایت انسانیت معرفی کند، ( به نمادهای بصری- حرم، کلیسا و کودکان- که در دل درام معنا گرفتند و نه مستقل و خارج از آن) آن هم با یک تجربه عمیق دراماتیک نه با یک شعار زبانی.
 


نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 24 بهمن 1396
علی مهدیان

#من_ وابسته ام

بیست و دوی بهمن امسال را نباید دست کم گرفت. خروش یک امت که هویتشان را با انقلاب تعریف میکنند. این مردم همان کسانی هستند که جامعه هدف فشارهای اقتصادی دشمنند. و هر چه سستی و کم کاری مسوولین هست بارش را اینها تحمل میکنند. امروز خیلی ها آمدند که برای جریانی که فقط صدا است و نه هیچ چیز دیگر، حقیقت را به تماشا بکشند. 
 
ایرادی ندارد. بگذار به نام مردم بخواهند پای کسانی که جلوی رای مردم قد علم کردند را دوباره وسط بکشند. و به نام وحدت، دم از وحدت شکنانی بزنند که توهینشان به قانون و به رای مردم، به این زودی ها فراموش نمیشود. امروز این حضور معنایش این بود که هنوز ایمان هست و دلها با این ایمان، وابسته به انقلاب است و وابسته به نظام. 
 
من فریادهای حاتمی کیا را در شام بیست و دوم بهمن، ترجمه همین حضور میدانم. فریاد بر سر آن اندیشه پرهیاهوی #هنر که فقط جنسش صدا است. در محیطی که اندیشه های روشنفکری و استقلال نمایی های دروغین، هویت سینمای حقیقت و ایمان را، یعنی سینمای مردم را به سخره گرفته. این دو جمله همه را به سکوت فرو برد که  من وابسته ام. من وابسته به نظامم. آری داشت فراموشمان میشد هنر وابسته به انقلاب را یادش به خیر جملات  منشورهنر را که  خمینی کبیر در آن، هویت  هنر برای هنر را به سخره گرفت.
 
دلم غنج رفت. کاش من هم پشت یک بلندگو میرفتم و در فضای #حوزه_علمیه بر سر همه کسانی که دم از #استقلال_حوزه میزنند تا طلبه های جوان را بی خاصیت و منزوی کنند، تا فتنه های مختلف کشور به سر مردم بلا بیاورد، فریاد بزنم که #من_وابسته_ام. من آخوند حکومتیم. من آدم این نظامم و به این افتخار میکنم. به ریش همه صاحبان لحیه که با بیتفاوتی از کنار دردهای نظام و انقلاب و مردم ، عبور میکنند، میخندم. اینها به نام استقلال خود را در میان مردم و حقیقت ایمانی قلبهایشان منزوی میکنند. 
 
کاش این شعار را همه با صدای بلند فریاد بزنیم که آره من وابسته ام و مگر #ولایت چیزی غیر از وابستگی است. شما که دم از استقلال میزنید مطمئنید که وابسته نیستید و به نام استقلال راه را برای عبور #شیطان باز نمیکنید.
بیست و دوی بهمن امسال را نباید دست کم گرفت. خروش یک امت که هویتشان را با انقلاب تعریف میکنند. این مردم همان کسانی هستند که جامعه هدف فشارهای اقتصادی دشمنند. و هر چه سستی و کم کاری مسوولین هست بارش را اینها تحمل میکنند. امروز خیلی ها آمدند که برای جریانی که فقط صدا است و نه هیچ چیز دیگر، حقیقت را به تماشا بکشند. 
 
ایرادی ندارد. بگذار به نام مردم بخواهند پای کسانی که جلوی رای مردم قد علم کردند را دوباره وسط بکشند. و به نام وحدت، دم از وحدت شکنانی بزنند که توهینشان به قانون و به رای مردم، به این زودی ها فراموش نمیشود. امروز این حضور معنایش این بود که هنوز ایمان هست و دلها با این ایمان، وابسته به انقلاب است و وابسته به نظام. 
 
من فریادهای حاتمی کیا را در شام بیست و دوم بهمن، ترجمه همین حضور میدانم. فریاد بر سر آن اندیشه پرهیاهوی #هنر که فقط جنسش صدا است. در محیطی که اندیشه های روشنفکری و استقلال نمایی های دروغین، هویت سینمای حقیقت و ایمان را، یعنی سینمای مردم را به سخره گرفته. این دو جمله همه را به سکوت فرو برد که  من وابسته ام. من وابسته به نظامم. آری داشت فراموشمان میشد هنر وابسته به انقلاب را یادش به خیر جملات  منشورهنر را که  خمینی کبیر در آن، هویت  هنر برای هنر را به سخره گرفت.
 
دلم غنج رفت. کاش من هم پشت یک بلندگو میرفتم و در فضای #حوزه_علمیه بر سر همه کسانی که دم از #استقلال_حوزه میزنند تا طلبه های جوان را بی خاصیت و منزوی کنند، تا فتنه های مختلف کشور به سر مردم بلا بیاورد، فریاد بزنم که #من_وابسته_ام. من آخوند حکومتیم. من آدم این نظامم و به این افتخار میکنم. به ریش همه صاحبان لحیه که با بیتفاوتی از کنار دردهای نظام و انقلاب و مردم ، عبور میکنند، میخندم. اینها به نام استقلال خود را در میان مردم و حقیقت ایمانی قلبهایشان منزوی میکنند. 
 
کاش این شعار را همه با صدای بلند فریاد بزنیم که آره من وابسته ام و مگر #ولایت چیزی غیر از وابستگی است. شما که دم از استقلال میزنید مطمئنید که وابسته نیستید و به نام استقلال راه را برای عبور #شیطان باز نمیکنید.


نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

پیام رهبر معظم انقلاب درپی حماسه ملت در راهپیمایی ۲۲ بهمن

رهبر معظم انقلاب در پیامی خطاب به ملت ایران اظهار داشتند: عظمت راه‌پیمائی امروز شما که به نظرِ محاسبه‌گرانِ دقیق، از سال‌های پیش پرجمعیت‌تر و پرشورتر بود، پاسخ قاطع و دندان‌شکنی به بیگانگان و دشمنان و سست‌عهدان داد.

گروه سیاسی-رجانیوز: درپی حماسه راهپیمایی امروز ملت عزیز ایران در سراسر کشور، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیامی صادر کردند.

متن پیام رهبر معظم انقلاب به شرح زیر است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت عزیز و سربلند ایران! امروز عزم و بصیرت شما حادثه‌ی بزرگ و خیره کننده‌ئی آفرید. عظمت راه‌پیمائی امروز شما که به نظرِ محاسبه‌گرانِ دقیق، از سالهای پیش پرجمعیت‌تر و پرشورتر بود، پاسخ قاطع و دندان‌شکنی به بیگانگان و دشمنان و سست‌عهدان داد. دشمن با تکیه بر تصوّر ناقص و باطل خود از ایران و ایرانی، همه‌ی توان و تلاش تبلیغی خود را بر این متمرکز کرده بود که ۲۲ بهمن امسال را بی‌رونق و احیاناً به ضد خود تبدیل کند. شما عملاً زنده و پویا بودن انقلاب را به رخ آنان کشیدید و پایبندی به آرمانهای امام راحل را با شعارهای خود و با حضور گرم خود، با صدای بلند فریاد کردید. نهیب ملت ایران دشمن را به عقب میراند و عزم راسخ او معادلات غلط آنان را به هم میریزد. مسئولان کشور قدر این پدیده‌ی بی‌نظیر را بدانند و با استقامت کامل و روحیّه‌ی انقلابی و عمل جهادی به ملت عزیز خدمت و از آرمانهای انقلاب دفاع کنند. آینده متعلق به ملت بیدار و بصیر ماست، ما مسئولان باید بکوشیم از ملت عقب نمانیم. ولا تهنوا و لاتحزنوا و انتم الأعلون ان کنتم مؤمنین

 

والسلام علیکم و رحمت الله

 

بیست و دوم بهمن ۱۳۹۶

سید علی خامنه‌ای



نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی

به همه‌ی مجاهدان سلام و دعا میکنم/ این تنها ضربه به گروه ستمگر و روسیاه داعش نبود/ سرمایه گذاران این توطئه ی شوم، آرام نخواهند نشست/ حفظ انگیزه، حفظ هوشیاری، حفظ وحدت، زدودن هر پسماند خطرناک، کار فرهنگی بصیرت افزا نباید فراموش شود

آنهائی که با سرمایه گذاری سنگین این توطئه ی شوم را تدارک دیده بودند آرام نخواهند نشست سعی خواهند کرد آن را در بخشی دیگر از این منطقه و یا به شکلی دیگر دوباره به جریان افکنند. حفظ انگیزه، حفظ هوشیاری، حفظ وحدت، زدودن هر پسماند خطرناک، کار فرهنگی بصیرت افزا و خلاصه، آمادگی‌های همه جانبه نباید فراموش شود. شما را و همه‌ی برادران مجاهد از کشورهای عراق و سوریه و دیگران را به خدای بزرگ می‌سپارم و به همه‌ی شما سلام و دعا میکنم.
گروه سیاسی- رجانیوز: متن پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامی به نامه‌ی سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره پایان سیطره شجره خبیثه داعش را به شرح زیر منتشر کرد.
 
بسم الله الرحمن الرحیم
سردار پر افتخار اسلام و مجاهد فی سبیل‌الله آقای سرلشکر حاج قاسم سلیمانی دام توفیقه
خدای بزرگ را با همه‌ی وجود سپاسگزارم که به مجاهدات فداکارانه ی شما و خیل عظیم همکارانتان در سطوح مختلف، برکت عطا فرمود و شجره‌ی خبیثه‌ئی را که به دست طواغیت جهان غرس شده بود، به دست شما بندگان صالح در کشور سوریه و عراق ریشه کن کرد. این تنها ضربه به گروه ستمگر و روسیاه داعش نبود، ضربه‌ی سخت‌تر به سیاست خباثت‌آلودی بود که ایجاد جنگ داخلی در منطقه و نابودی مقاومت ضدّ صهیونیستی و تضعیف دولتهای مستقل را به وسیله رؤسای شقیّ این گروه گمراه هدف گرفته بود. ضربه بود به دولتهای قبلی و کنونی امریکا و رژیمهای وابسته به آن در این منطقه که این گروه را به وجود آوردند و همه گونه پشتیبانی کردند تا سلطه‌ی نحس خود را در منطقه‌ی غرب آسیا بگسترانند و رژیم غاصب صهیونیست را بر آن مسلط سازند. شما با متلاشی ساختن این توده ی سرطانی و مهلک نه فقط به کشورهای منطقه و به جهان اسلام بلکه به همه ی ملتها و به بشریت خدمتی بزرگ کردید. این نصرتی الهی و مصداق: و ما رمیتَ اذ رمیت و لکن الله رمی بود که به خاطر مجاهدت شبانه روزی شما و همرزمانتان به شما پاداش داده شد.
 
اینجانب صمیمانه به شما تبریک میگویم و با این حال تأکید میکنم که از کید دشمن غفلت نشود.
 
آنهائی که با سرمایه گذاری سنگین این توطئه ی شوم را تدارک دیده بودند آرام نخواهند نشست سعی خواهند کرد آن را در بخشی دیگر از این منطقه و یا به شکلی دیگر دوباره به جریان افکنند. حفظ انگیزه، حفظ هوشیاری، حفظ وحدت، زدودن هر پسماند خطرناک، کار فرهنگی بصیرت افزا و خلاصه، آمادگی‌های همه جانبه نباید فراموش شود. شما را و همه‌ی برادران مجاهد از کشورهای عراق و سوریه و دیگران را به خدای بزرگ می‌سپارم و به همه‌ی شما سلام و دعا میکنم.
 
والسلام علیکم و رحمةالله
۳۰ آبانماه ۱۳۹۶
سید علی خامنه ای


نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
فرمانده نیروی قدس سپاه در پیامی به محضر رهبر انقلاب با اعلام پایان سیطره شجره خبیثه داعش، رهبری حکیمانه ایشان و پایداری ملت، دولت، ارتش و نیروهای مردمی عراق و سوریه و مجاهدین و شهدای مدافع حرم از دیگر کشورهای اسلامی را عامل پیروزی جبهه مقاومت دانست.
گروه سیاسی رجانیوز: در پی پیروزی تاریخ ساز جبهه مقاومت اسلامی عراق و سوریه بر فتنه تروریسم تکفیری و پایان یافتن سیطره داعش که با پایین کشیدن پرچم این گروه امریکایی - صهیونیستی در "ابوکمال" رقم خورد؛ سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پیام مهمی به محضر رهب انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) منتشر کرد. 
 
متن پیام به این شرح است: 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
«انّا فَتَحنا لَکَ فتحاً مُبینا
 
محضر مبارک رهبر عزیز و شجاع انقلاب اسلامی
 
حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای مدظله العالی
 
سلام علیکم 
 
شش سال قبل فتنه ای خطرناک شبیه فتنه های زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) که فرصت و حلاوت درک حقیقی اسلام ناب محمدی (ص) را از مسلمانان سلب نمود این بار پیچیده و آغشته به سمّ صهیونیسم و استکبار همچون طوفانی ویرانگر، عالم اسلامی را درنوردید. 
 
این فتنه خطرناک و مسموم با هدف آتش افروزی وسیع در عالم اسلامی و درگیر نمودن مسلمانان با یکدیگر، توسط دشمنان اسلام ایجاد گردید. حرکت خبیثانه ای که تحت نام "حکومت اسلامی عراق و شام" در همان ماه های اولیه موفق شد با اغفال دهها هزار جوان مسلمان دو کشور ، بسیار اثر گذار و سرنوشت ساز عالم اسلامی "عراق" و "سوریه" را دچار بحران بسیار خطرناکی کند و صد ها هزار کیلومتر مربع از اراضی این کشورها را همراه با هزاران روستا، شهر و مراکز مهم استانی به تصرف درآورد و هزاران کارگاه و کارخانه و زیرساخت های مهم این کشور ها از جمله، راهها، پل ها، پالایشگاهها، چاهها و خطوط نفت و گاز و نیروگاه های برق و موارد دیگری از این نوع را تخریب نمودند و شهرهای مهمی همراه با آثار گران بهای تاریخی و تمدن ملی آنها را  با بمب گذاری از بین برده و یا سوزاندند. 
 
اگر چه آمار خسارت های وارده قابل احصاء نیست اما بررسی های اولیه حاکی از پانصد میلیارد دلار می باشد. 
 
در این حادثه، جنایات بسیار دردناکی که غیر قابل نمایش است رخ داد؛ از جمله: سربریدن کودکان یا پوست کندن زنده زنده مردان در مقابل خانواده های خود، به اسارت گرفتن دختران و زن های بی گناه و تجاوز به آنان، سوزاندن زنده زنده افراد و ذبح دسته جمعی صدها جوان. 
 
مردم مسلمان این کشورها متحیر از این طوفان مسموم, بخشی گرفتار خنجرهای برنده جنایتکاران تکفیری گردیدند و میلیون ها نفر دیگر خانه و کاشانه خود را رها کرده و آواره شهرها و کشورهای دیگر شدند. 
 
در این فتنه سیاه، هزاران مسجد و مراکز مقدس مسلمانان تخریب و یا ویران گردید و بعضاً مسجد را به همراه امام جماعت و نماز گزاران آن با هم منفجر نمودند. 
 
بیش از شش هزار جوان فریب خورده به نام دفاع از اسلام به صورت انتحاری با خودروهای پر از مواد منفجره خود را در میادین، مساجد، مدارس، حتی بیمارستانها و مراکز عمومی مسلمان ها منفجر کردند؛ که در نتیجه این اعمال جنایتکارانه ده ها هزار مرد، زن و کودک بی گناه به شهادت رسیدند.  
 
تمامی این جنایت ها بنا به اعتراف عالی ترین مقام رسمی آمریکا که هم اکنون ریاست جمهوری این کشور را بر عهده دارد توسط رهبران و سازمان های مرتبط با آمریکا طراحی و اجرا گردیده است کما اینکه همچنان این روش توسط رهبران کنونی آمریکا در حال طراحی و اجرا است. 
 
آنچه پس از لطف خداوند سبحان و عنایت خاص رسول معظم اسلام (صل الله علیه و آله) و اهل بیت گرانقدرش باعث شکست این توطئه سیاه و خطرناک گردید، رهبری خردمندانه و هدایت های حکیمانه حضرت مستطاب عالی و مرجع عالیقدر حضرت آیت العظمی سیستانی بود که موجب بسیج کلیه امکانات برای مقابله با این طوفان مسموم گردید. 
 
یقیناً پایداری دولت های عراق و سوریه و پایمردی ارتش ها و جوانان این دو کشور خصوصاً حشدالشعبی مقدس و دیگر جوانان مسلمان سایر کشورها با حضور مقتدرانه و محوری حزب الله به رهبری سید پر افتخار آن، جناب سید حسن نصرالله (حفظه الله تعالی )نقش تعیین کننده ای در به شکست کشاندن این حادثه خطرناک داشتند. 
 
قطعاً نقش ارزشمند ملت و دولت خدمتگذار جمهوری اسلامی خصوصاً ریاست محترم جمهوری اسلامی، مجلس، وزارت دفاع و سازمان های نظامی و انتظامی و امنیتی کشورمان در حمایت از دولت ها و ملت های کشورهای فوق الذکر قابل تقدیر است. 
 
حقیر به عنوان سرباز مکلف شده از جانب حضرتعالی در این میدان، با اتمام عملیات آزادسازی ابوکمال آخرین قلعه داعش با پایین کشیدن پرچم این گروه آمریکایی – صهیونیستی و برافراشتن پرچم سوریه، پایان سیطره این شجره خبیثه ملعونه را اعلام می کنم و به نمایندگی از کلیه فرماندهان و مجاهدین گمنام این صحنه و هزاران شهید و جانباز مدافع حرم ایرانی، عراقی، سوریه ای، لبنانی، افغانستانی و پاکستانی که برای دفاع از جان و نوامیس مسلمانان و مقدسات آنان جان خود را فدا کردند این پیروزی بسیار بزرگ و سرنوشت ساز را به حضرت عالی و ملت بزرگوار ایران اسلامی و ملت های مظلوم عراق و سوریه و دیگر مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم و پیشانی شکر را در مقابل پیشگاه خداوند قادر متعال به شکرانه این پیروزی بزرگ بر زمین می ساییم. 
 
وَ مَا النَّصرالّا مِن عِندِالله العَزِیزِ الحَکِیم
 
فرزند و سربازتان
 
قاسم سلیمانی»


نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها : نامه سردار سلیمانی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


تقویم تاریخ
تاریخ روز
ساعت دیدگاه
ساعت فلش مذهبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ذکرایام هفته
همراه با کتاب خدا
آیه قرآن تصادفی
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
کارنامه عملیاتها
جنگ دفاع مقدس
امکانات جانبی
 
 
 
>

پیغام ورود و خروج


IranSkin go Up