تبلیغات
دعای عظم البلا
دعای فرج دعای فرج حدیث موضوعی
به وبلاگ «هویت ما» خوش آمدید - رابطه انقلاب ما با نهضت امام حسین (ع)
 
به وبلاگ «هویت ما» خوش آمدید
پیش به سوی بازیابی«هویت اسلامی-ایرانی»،یا علی مدد
رابطه انقلاب ما با نهضت امام حسین (ع)

اسـلام جـلوه ها و ابـعاد گـوناگونى دارد و در مجموع نظامى به هم پـیوسته بـراى تجلى دادن همه شئون یك انسان راستین است. اما به طـور خاص ، هر یك از امامان و رهبران و پیشوایان ما ، اسوه یكى از ابـعاد بـرجسته اسـلام هستند: مقتدا و شهید و گواه براى ما و بـراى مـسلمانانى كـه مـى خواهند راه و رسم اسلام را در عمل و در شیوه و در اقدام امامانشان بیابند و لمس كنند و پیروى نمایند.

واژگونه جلوه دادن حقیقت قیام امام حسین (ع) حـسین بن على (ع) را با خون ، با مبارزه ، با انقلاب و با شهادت عـجین مـى یابیم. یـعنى باید گفت مظهر جهاد ، مظهر شهادت ، مظهر حـركت و نهضت و پرخاش و خشم انقلابى و الهى السلام ، حسین بن على (ع) اسـت. طـاغوت و طاغوتیان و همه عمال بیگانه مى خواستند عنصر اسـلام را در درون امـت ما به صورتى پوسیده ، رخت آور و مسخ شده درآورند.

بسیارى از سرمایه هاى عظیم معنوى ، اجتماعى و اسلامى ما را در بـین جامعه ما آنچنان كوچك و محدود و واژگونه جلوه دادند كـه روح و حـقیقتش تهى شد و تنها قالبى بسیار مسخ شده از آن بر جـاى مـاند. امام حسین (ع) كه درس عدالت ، مبارزه ، ایستادگى و مقاوت مى داد ، در جامعه و در امت ما ، او و یاران و خاندانش به تـدریج به صورت مظهرى از ضعف در آمده بودند ، بطوریكه به تدریج عـاشوراها و مـجالس عزادارى در بین ما شیعیان نه تنها شورانگیز بـیداركننده و تـحرك آفـرین نـبود بلكه متإسفانه به صورتى سرد كننده و رخوت انگیز و ضعف آور و زبون پرور منعكس شده بود. دشمن مـى خواست هـمه سرمایه هاى ارزشمند را از ما بگیرد و آنها را مسخ كـند تا ما محروم شویم و نتوانیم با تكیه به آنها راهمان و راه حق اسلام را ادامه دهیم.

امام حسین (ع) مظهر خشم خدا در برابر مفسدان

امـام حـسین (ع) در زنـدگى اش ، حتى قبل از آنكه ماجراى كربلا را آغـاز كـند ، مـظهر خـشم خدا در برابر ظالمان بود.معاویه در یك نـامه ، بـه خـیال خـود ، امام حسین (ع) را نصیحت كرد كه: گویا شـنیده ام با این و آن رابطه برقرار كرده اى ، كسانى با تو آمد و شـد دارنـد و گـویا خیال فتنه انگیزى و ایجاد تفرقه در بین امت اسلام دارى.

مـن تو را بیم مى دهم از آنكه مبادا خود را در فتنه گرفتار سازى و دست به تفرقه افكنى در بین امت اسلامى بزنى ! در ایـن نـامه بـه چهره نصیحت گر اندرز گوى با حسین بن على (ع) وارد صـحنه شـده بـود؛ با عوامفریبى و با ظاهرى آراسته حضرت را دعـوت بـه آرامش و حفظ امنیت و جلوگیرى از اخلال و تفرقه اندازى مـى كند و درخـواست ایجاد یك محیط امن و از این قبیل توصیه ها را در نـامه اش دارد. امـا آن حـضرت در پـاسخ نـامه فرازهایى تند و روشـنگر در پـاسخ معاویه فرمود. از جمله این بود كه فرمودتو به مـن گفته بودى كه من خود را در فتنه نیفكنم و گرفتار فته نكنم.

در حالى كه ریشه فته تو هستى و اصلا مظهر فتنه و سرچشمه فساد تو هـستى. تـو گـفته اى كـه مـن به فكر در افتادن با تو نباشم ، من مى ترسم اگر چنانچه به این فكر نباشم مسئول باشم.

اگـر مـن در فـكر مـبارزه بـا تـو نـباشم در پـیشگاه خدا احساس نـافرمانى و عـصیان مـى كنم. مگر تو نبودى كه حجربن عدى و یاران دلاور و مـبارزش را كه جز حق نمى گفتند شهید كردى ؟ مگر تو نبودى كـه فرمان دادى هر كس بر دین على (ع) است او را از حكومت عزل و بـركنار كـنند و حـقش را بگیرند و حقوقش را قطع كنند ؟ مگر دین عـلى (ع) جز دین خداست ؟ مگر دین على (ع) جز دین محمد (ص) و جز دین قرآن است ؟ تو با حق درافتادى.

آنـچنان تند در این نامه معاویه را مورد پرخاش و هجوم قرار داد كه از همان ابتدا پیدا بود كه حسین بن على (ع) سر ناسازگارى با طاغوت و با ظلم را دارد.

وقتى معاویه على رغم قرار دادى كه با امام حسین (ع) بسته و بنا بـود كـه بـه جـاى خودش كسى را به عنوان جانشین تعیین نكند اما فرزند نابكارش یزید را به عنوان جانشین تعیین كرد ، این یكى از مـایه هاى بـر افـروختن خـشم آن حضرت بود.براى اینكه دید با این بدعت بزرگى كه معاویه گذارده است و مى خواهد خلافت را در خاندانش مـوروثى كـند ، ((و على الاسلام السلام )). اگر خلفاى پیشین بناحق بـر مـسند خـلافت تـكیه زده بودند ، اما این امید بود كه بعد از آنـكه آن خلیفه رفت لااقل مردم دخالت كنند و بتوانند از راههایى وارد شـوند و كـسى را كـه صـالح اسـت بـیابند و یا به سراغ اما راسـتینشان و خـلیفه واقـعى پیامبر بروند و او را انتخاب كنند.

اما وقتى بنا شد كه خلافت در خانواده اى موروثى باشد و حكومت دست بـه دست در یك فامیل بگردد ، دیگر بعد از آن تدبیر از دست مردم و از دسـت اسـلام و قـرآن و از دسـت همه خارج مى شود و تمام قدرت اسلام و قدرت امت در یك فامیل و در یك خاندان متمركز مى گردد.

ایـن مـقدمه مرحله جدید پرخاش و موضع گیرى تند حسین بن على (ع) در برابر خلافت خاندان بنى امیه بود.

مـعاویه مرد و یزید بر حسب وصیت غیر قانونى و خلافت پیمان او به جاى معاویه نشست. یزید به عمال و مإمورانش در سراسر سرزمینهاى اسـلامى دسـتور داد كـه از مردم بیعت بگیرند و ضمنا به عاملش در مـدینه دستور داد كه از امام حسین (ع) هم بیعت بگیرد. از اینجا نـطفه حـادثه كـربلا بـسته شد. بیعت با یزید یعنى تسلیم و پیمان سـازش و همكارى در برابر طاغوت. او بیعت را بر حسین بن على (ع) عـرضه كـرد و حضرت هم امتناع فرمود. عرصه بر حسین (ع) تنگ شد و مقدمات قیام و انقلاب را علیه خاندان بنى امیه فراهم كرد.

حـسین بـن على (ع) مدینه را ترك كرد و به مكه آمد تا در مكه كه مـحل عـبور و مرور قبایل است و از همه اقوام و ملتهاى اسلامى از گـوشه و كـنار كشور پهناور اسلام بدانجا مىآیند و ضمنا خانه امن الهى و حرم خداست بتواند با نمایندگان مردم براى بیدار ساختن و ارشـاد و برانگیختن آنها و زنده كردن احساسات آنها علیه دستگاه بـنى امیه تـماس فـراوان بـگیرد و از هـمانجا هـم نـامه نوشتن و نماینده فرستادن را به سوى كوفه آغاز كرد.

كـوفه مـركز قـسمت عـمده اى از كشور پهناوز اسلام بود و ایران هم وابـسته بـه كوفه بود و مردم هم با سابقه اى كه از حكومت على بن ابـى طـالب (ع) داشتند ، آشناتر با برنامه هاى على (ع) و خاندان او و نـزدیكتر بـه اظـهار وفادارى و همكارى با حسین بن على (ع) بـودند. بـنابر ایـن ، اقـدامات خود را براى ارشاد مردم كوفه و فـراهم سـاختن مـقدمات و بـسیج یك نیروى مخفى در سراسر این شهر عـلیه دسـتگاه ظـلم و طـغیان بـنى امیه شروع كرد. لذا از یك طرف مشغول ارشاد مردم شد ، یعنى مرتب حسین بن على (ع) براى قبایل و افـراد و نـمایندگان مـردم كـه از گـوشه و كـنار مـملكت مىآیند سـخنرانى مـى كند، بـحث مى كند، پیام مى فرستد، نامه مى نویسد و از طرف دیگر هم مركزى را كه مساعدترین مكان براى آماده ساختن مردم عـلیه دستگاه بنى امیه است ، براى اجتماع مردم و همبستگى آنها و فراهم كردم مقدمات انقلاب ، آماده مى كند.

بـعد آن نـامه معروف را خطاب به علما نوشت و سخنى را كه درباره عـلمایى كه در آن روز با دستگاه طاغوت ساخته بودند بیان فرمود؛ عـلمایى كـه بـا زنـدگى دنیایى و با همان عیش و عشرت ، تفاخر و منافع و مطامع خودشان ساخته بودند. آنچنان نامه حضرت این علماى سوء را كه دربار خلافت ساخته بودند و تند و آتشین منقلب ساخت كه هـمان نامه براى ما و براى روحانیت ما و براى حركت علماى بیدار و انقلابى ما یك انگیزه و برنامه یك حركت بود. اگر یادتان نرفته باشد و در گرما گرم نبرد ملت ما با طاغوت و فرمانى كه امام پشت سـرهم بـراى بیدارى علماى حوزه هاى علمیه و همه علماى كشور صادر مى كرد ، گاهى هم به همین نامه حسین بن علیه (ع) استشهاد مى شد و هـمین نامه را بعضى از افراد انقلابى مومن به انقلاب ترجمه و پخش كـردند كـه چـگونه حـسین بن على (ع) مى فرماید وظایف روحانیان و دانشمندان و علماى اسلام براى یارى اسلام سنگین است.

بـنابر این نامه مى نویسد ، بیانیه صادر مى كند، سخنرانى مى كند ، تـمـاسهاى خـصوصى مـى گیرد ، نـماینده و مـإمور مـى فرستد ، بـا نـمایندگان مـردم كه از گوشه و كنار مىآیند صحبت مى كند و اعمال انـقلابى تـند زیـر برده و علنى پرخاشگرانه علیه دستگاه سلطه گر بـنى امـیه یـكى پـس از دیگرى از حسین بن على (ع) صادر مى شود و دقـیقا درس انـقلاب و حـركت تند اجتماعى علیه دستگاه ظلم حاكم و علیه دستگاه استبداد حاكم را براى همیشه به تاریخ مىآموزد.

چـرا این روابط ، این خطابه ها ، این نامه ها ، این پیامها ، این تـماسها ، سالیان دراز بر منابر و در مجالس روضه خوانى براى ما تـكرار نـمى شد ؟ و چرا ما با حسین بن على طرفدار اسلام و انقلابى عدالت دوست آزادیخواه مبارز با ظلم كه انواع نقشه ها و راهها را بـراى بـسیج مـردم و ارشـاد آنان و منفجر كردن جامعه علیه قدرت سلطه گر حاكم مى پیمود ، آشنا نمى شدیم ؟ چرا كه حضرت را آن گونه كه باید به ما معرفى نمى كردند ؟ بـا همه این مقدمات ، حسین بن (ع) آماده حركت به جانب كوفه شد.

نـزدیكانش آمـدند و به او گفتند آقا ! این سفر خطر دارد ، دشمن قـوى اسـت ، مـردم كوفه هم معلوم نیست وفا كنند ، كجا مى روید ؟

فرمود: ارید ان امر بالمعروف و إنهى عن المنكر.

مى روم تا امر به معرو و نهى از منكر كنم.

در آن پیامش در جملاتى بیان فرمود: مگر نشنیده اید كه جدم پیامبر فرمود:

من رإى سلطانا جأرا مستحلا لحرم الله ناكثا لعهدالله ، مخالفا لسنه رسول الله صلى الله علیه و آله ، یعمل فى عبادالل بالاثم و الـعدوان ، فـلم یعیر علیه بفعل و لا قول ، كان حقا على الله ان یدخله مدخله. (1)

هـر كـس ببیند كه سلطان ستمگرى در بین مردم حدود خدا را پایمال كـرده اسـت ، بـه مـردم ظـلم مـى كند ، منكر را احیا و معروف را لگدمال كرده است ، حاكم ضد دین و ضد عدالتى بر مردم مسلط است و سـاكت بـنشیند و در بـرابرش حركت و قیام نكند ، بر خداست كه آن شخص ساكت و سازشكار را به همان دركى ببرد كه آن سلطان ستمگر را مى برد و همانجا جاى دهد كه آن سلطان خأن را جاى مى دهد.

فرمود: من وظیفه دارم ، باید بروم و بگویم و مبارزه كنم.

وان كان دین محمد لم یستقم الابقتلى فیما سیوف خذینى.

اگـر دیـن جدم پیامبر جز با قتل و شهادت من مستقر نمى گردد ، پس اى شمشیرها مرا در بر گیرید.

مـرا از مـرگ مـى ترسانید ؟ از شهادت مى ترسانید ؟ به قول امام و رهـبرمان همین شهادتها و همین خون شهید است كه از هر قطره اش یك مبارز مسلمان انقلابى مى روید و زنده مى شود و بر مى خیزد.

حسین بن على (ع) آنكه در بین راه خبر شهادت مسلم بن عقیل و خبر شورش مردم كوفه و بى وفایى آنها و خبر بسیج عمومى دشمن را شنید ولـى مـعذالك بـه قـلب سپاه دشمن زد و پرخاش و تعرض و مبارزه و مـجاهده خود را انجام داد و هر صحنه اش ، از هر عزیزى كه بر خاك افـتاد ، از جوابش ، از كودك شیر خوارش و از هر عزیزى كه از او بـازماند ایـن پـرچم پـر افتخار را در اهتزاز نگاه داشت و پیام شـهادت را بـه بسیارى از مناطق اسلامى آن روز رسانید.زینبش ، ام كلثومش و همه عزیزانش به صورت الگوها و سمبلها و نمونه هاى عظیم مـجاهده و انـقلاب و مـبارزه و حق خواهى و عدالت طلبى درآمدند ، بـراى همیشه تاریخ باقى ماندند و جاودانه اسلام و دین و قرآنمان شدند.

امام خمینى ، احیا كننده نهضت امام حسین (ع)

امـام خـمینى عـاشورا رازنـده كـرد و حسین بن على (ع) را از آن زوایاى تاریك تاریخ كه گردو غبار رفتار ناهنجارمان در طول قرون ، چهره تابناكش را پشت ابرهاى تیره مخفى ساخته بود ، وارد صحنه كـرد.به خـاطر داریـد هـفده سـال قبل بود كه ناگهان عاشورا رنگ دیگرى به خود گرفت. (4) در عـاشوراى دو روز قـبل از پـانزده خرداد سال چهل دو ، جملات نوحه گـرى و سـینه زنـى همه ساله ، در آن سال ناگهان به شعارهاى تند عـلیه طـاغوت زمـان ، علیه ظلم و ستمگرى تبدیل شد و دیدیم همان هـیئتهاى متفرق كه در گوشه و كنار محلات همه ساله بیرون مىآمدند و بـه سـرو سـینه خودشان مى زدند ، اما دشمن بر آنها مسلط بود و هـیچگاه مـشتشان را در بـرابر دشـمن پرخاشگرشان گره نمى كردند و هـمیشه بـه سـر خـودشان مى زدند ، در آن سال ناگهان این چهره هاى خـشمگین ، مـردم حـسینى مشتهایشان را در برابر كاخ مرمر به سوى دشـمن ستمگر خود گره كردند و حركت دادند و آن شعار معروف را سر دادنـد كـه: (( خـمینى خـمینى خدا نگهدار تو ، بمیرد بمیرد این دشمن خونخوار تو )).

هـمان نیروهایى كه سالیاندارز بر باد مى رفتند و این سرمایه هاى عظیم نابود مى شد و كسى خبر نداشت كه چگونه این نیروهاى عظیم در بـطن جـامعه شیعه و در بطن جامعه اسلامى وجود دارد ، ناگهان این نـیروها بـالا آمـد و بـه صورت یك موج و یك اعتراض شد و به صورت یـكپارچه گـره شد و دشمن را لرزاند. لذا رهبر را در شب دوازدهم محرم كه همان شب پانزده خرداد بود دستگیر كردند و روز بعد مردم تظاهرات عظیمى بر پا كردند و دشمن هم حمله شدید و كشتار فجیع و سهمگین و وحشیانه اى به راه انداخت.

آن روز عده اى مى گفتند این حركتها براى چیست ؟ این مشت به سندان كـوبیدن اسـت؛ مـا بـا دسـت تهى در برابر چه كسى مقاومت كنیم ؟ برویم باز هم برگردیم به گوشه مساجد و تكیه هاى خودمان و همانجا زمزمه كنیم و توسل داشته باشیم ، همین و همین.

چرا بیرون آمدیم و چرا مبارزه و پرخاش كردیم ؟ عده اى بنا كردند سمپاشى كردن. شاید دست مثل سمپاشى كه بعد از شهادت حسین بن على (ع) مـى كردند. عده اى از مردم هم كه ظاهرا مسلمان بودند اما روح اسـلامى در شـریان آن ها جریان نداشت ، آنها هم مى گفتند چرا حسین بن على (ع) رفت ؟ و چرا فرزندان و یاران خود را را به كشتن داد ؟ مـگر تـوانست بـا هـفتاد و دو نفر در برابر آن خیل عظیم دشمن ایستادگى كند ؟ اما نمى دانستند از همان روزى كه خون حسین بن على (ع) بر سرزمین كـربلا ریـخت پـایه حـكومت طاغوت یزید و خاندان آن حضرت ایستاده بـودند و مـى دیدند كـه زینب بالاى سر برادرش آمده و با او زمزمه مـى كند ، منقلب شدند و آن دگرگونى روحى و شرمندگى آغاز شد ، آن رخـنه در صفوف دشمن و طاغوت آغاز شد. بعد قدم به قدم ، هر كلامى كـه زینب مى گفت ، ام كلثوم مى گفت ، امام سجاد مسجد شام مى فرمود ، و نیز گریه ها و عزاداریها و خطبه هاى آنها حامل پیامبى بود كه ایـن قـطرات خون شهیدان را بر سر و روى مردم مرده و خواب آلوده عـصرشان پاشید و خون شیهد در رگ و پوست این امت به جریان افتاد و چـیزى نـگذشت كه موج این حركت به تدریج دودمان بنى امیه را بر باد داد.

مردم ما هم به دنبال شهدایى كه داده بودند ،e رتب این طرف و آن طـرف تـظاهرات بود ، كشتار بود ، دژخیمان حمله مى كردند و عده اى نگران بودند كه آیا محرم چه خواهد شد ؟ و آیا امام درباره محرم چه دستورى خواهند داد ؟ چـند روزى بـه محرم مانده بود كه بیانیه امام صادر شد. امام در این بیانیه فرمود:

مـحرم مـاه پـیروزى خون بر شمشیر است. مو بر بدنها راست شد كه:

امـام چه فكرى براى این مردم كرده است ؟ چگونه مى خواهد مردم را جلوى گلوله بفرستد ؟ مى خواهد در ماه محرم سیل خون به راه بیندازد ؟ بـه دنـبال این بیان امام و بسیج او ، چگونه جلسات ما پرشكوه ، پـر حـرارت و پر تپش و چقدر جالب بر پا شد؛ در تاسوعا و عاشورا چـه راه پیمایى عظیم و اجتماع با شكوهى بر پا شد؛ در میان حمله دشمن و در قلب توطئه دشمن در سراسر كشور ، میلیونها نفر به راه افـتادند: همه یكپارچه و همه با یك شعار و با یك پیام و همه در یـك قـیام. بـخوبى ملموس و محسوس بود كه چگونه عاشورا و تاسوعا سـرنوشت ساز است. پشت دشمن را لرزاند ، پشت ابرقدرتهاى پشتوانه اسـتبداد را هـم لـرزاند. بـالاخره معلوم شد كه حسین بن على (ع) رهـبر عظیم الشإن عدالت گستر و انقلابى اسلام چگونه الهام داد و چـگونه جـامعه را بـسیج كـرد. آرى ، نـهضت ما بیش از هر چیز از حادثه كربلا جان گرفت و از آنجا مایه گرفت و تغذیه و هدایت شد.

اگر تاریخ دقیق انقلاب و نهضت را از سال 42 و مخصوصا یكى دو سال اخـیر بـنویسند و مـجموع شـعارها و حركتها و مراكزى كه از آنجا حـركت شـد و مـردمى كـه حـركت كردند و كشته دادند ، تمام اینها واقـعه نگارى شود ، بخوبى احساس خواهیم كرد كه چگونه بیش از همه حادثه كربلا سرمشق و راهگشا و الهام بخش ما به سوى پیروزى بود و بـه هـر حـال بـه یارى خدا و با اعتماد بر او ، با همبستگى همه مردم مسلمان بر دشمن پیروز شدند.


پى نوشت
1نفس الهموم ، ص 115.

برگرفته شده از كتاب مباحثى پیرامون انقلاب اسلامى ((شهید باهنر)) " بااندكى تلخیص "



نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 15 مهر 1395 05:42
تشکر بابت مطلب خوبتون. امیدوارم موفق باشید.
سه شنبه 13 مهر 1395 22:42
سلام
دوست عزیز امیدوارم حال خوبی داشته باشید از وبلاگتون دیدن کردم.
ما یک محصول ویژه برای شما داریم که قسمتی از کار های روزانه رو براتون آسون و راحت میکنه
به سایتمون سر بزنید هر دیدی یه بازدید هم باید داشته باشه دیگه
مطمئنم پشیمون نمیشی
منتظرم
سه شنبه 13 مهر 1395 19:52
سلام دوست عزیز. مطلب جالبی بود. ارزان ترین بک لینک ها رو می تونی از سایت من تهیه کنید
دوشنبه 12 مهر 1395 19:29
سلام عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





تقویم تاریخ
تاریخ روز
ساعت هویت
ساعت فلش مذهبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ذکرایام هفته
همراه با کتاب خدا
آیه قرآن تصادفی
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
کارنامه عملیاتها
جنگ دفاع مقدس
امکانات جانبی
 
 
 
>

پیغام ورود و خروج


IranSkin go Up