دعای عظم البلا
دعای فرج دعای فرج حدیث موضوعی
به وبلاگ «هویت ما» خوش آمدید
 
به وبلاگ «هویت ما» خوش آمدید
پیش به سوی بازیابی«هویت اسلامی-ایرانی»،یا علی مدد


نوع مطلب : تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

کودتای 28 مرداد ؛درسی برای پرهیز از دو قطبی سازی

مسعود امیری کلیائی

خبرگزاری فارس: کودتای 28 مرداد ؛درسی برای پرهیز از دو قطبی سازی

مسیری که کودتای 28 مرداد طی کرد و نحوه دخالت و تاثیر گذاری امریکا و انگلیس خود نشانه ی بارزی است برای سیاستمداران ما که اگر به جای توجه به مشکلات اصلی ، درگیر حاشیه ها شده و جامعه را به سوی دوقطبی شدن پیش ببرند نتیجه ای جز شکست و واگذاری منافع و منابع ملی به دشمن نصیب آنها نخواهد شد.

یکی از مقاطع زمانی که در بین تاریخ‌نگاران و پژوهشگران ایران معاصر از لحاظ پیچیدگی و اسرار فاش نشده در درجه اهمیت بالایی قرار دارد، مقطع ملی شدن نفت و کودتای 28 مرداد است.

از دلایل مهم بودن این مقطع تاریخی می توان به باز شدن راه نفوذ امریکایی ها اشاره کرد.

 امریکایی ها تا قبل از کودتای 28 مرداد در مقابل انگلستان نفوذ چندانی بر اقتصاد و سیاست ایران نداشته و از این وضعیت ناراضی بودند. شاه نیز که به سلطنت رسیدنش و همچنین حفظ تاج و تخت پهلوی پس از اخراج و تبعید پدرش را بیشتر مدیون انگلیسی ها می دانست تا امریکایی ها، دست آنها را در بهره‌مندی از منابع اقتصادی ایران باز گذاشته بود، انگلستان توانسته بود به وسیله لابی های خود و همچنین به وسیله قراردادهای شرکت نفت بر تمام شئون مسائل سیاسی و اقتصادی ایران نفوذ کرده و به چپاول منابع ملی ایران بپردازد.

امریکا پس از جنگ جهانی دوم به دنبال افزایش حوزه نفوذ و تاثیر گذاری خود بود تا از این طریق بتواند به منافع بیشتری دست پیدا کند که در این میان ایران از لحاظ جایگاه منطقه‌ای در غرب آسیا و منابع بی شمار مورد توجه آنها قرار گرفت. به همین دلیل،  امریکایی ها وارد یک بازی پنهان با انگلستان شدند تا حداقل بتوانند سهمی برابر با آنها از ایران دریافت کنند.

حمایت ظاهری از ملی شدن نفت

زمانی که ملی شدن نفت توسط دکتر مصدق و آیت الله کاشانی مطرح شد، امریکایی ها به ظاهر از ملی شدن نفت استقبال کرده و حتی بارسانه های خود از آن اعلام حمایت کردند.

«واشنگتن‌پست» در این‌باره نوشت: «ایرانی‌ها کمپانی نفت را به چشم یک کشور در شکم یک کشور مصیبت‌زده و بلادیده و مظهر مجسم فقر خود می‌بینند. بنابراین آنان تنها راه نجات را ملی کردن منافع نفت می‌دانند.» روزنامه‌ی «نیویورک‌تایمز» در این زمان نوشت: «اگر ایالات متحده از مصدق پشتیبانی نکند، حیثیت آمریکا در ایران و سراسر خاورمیانه به خطر می‌افتد.»[1]

اما این حمایتها فقط ظاهری بوده و دلیل آن چیزی جز قطع کردن دست انگلیسی ها در راستای باز شدن جای پایی برای خودشان نبود. این حمایت  نیز تا وقتی ادامه پیدا می کرد که انگلستان کنار زده شده و امریکایی ها به جای آنها مدیریت میادین نفتی و فروش آن را در دست بگیرند، در واقع آنها اصلا به دنبال ملی شدن واقعی نفت نبودند، آنها دنبال ملی شدنی بودند که منافع ملی آنها را تامین کند؛ نه منافع ملی ایران را.

بالاخره ملی شدن نفت با تلاشهای آیت الله کاشانی در حمایت از مصدق به ثمر نشسته و در مجلس و سنا به تصویب میرسد، در این بین آیت الله کاشانی به دنبال اجرای همه جانبه و حقیقی ملی شدن نفت برمی‌آید و اجرای واقعی آن یعنی به خطر افتادن منافع امریکا، به همین دلیل آنها درصدد مقابله با ملی شدن حقیقی نفت برمی‌آیند.

امریکایی ها به دنبال ملی شدن ظاهری نفت بودند، در ادامه و پس از پیگیری آیت الله کاشانی در اجرای حقیقی آن و همچنین شروع دخالتهای روسیه در جهت بهره مندی از منافع ایران از طریق نفوذ در حلقه اطرافیان مصدق توسط حزب توده، آنها حمایت ظاهری خود را از ایران قطع کردند، چون هدفی که آنها در حمایت از ملی شدن نفت دنبال می کردند به نوعی محقق شده بود، دست انگلستان از منافع صنعت نفت ایران کوتاه شده بود و انگلیسی ها راضی به مصالحه با امریکا شده بودند. مصدق که با خوش بینی تمام روی حمایت های امریکا حساب کرده و خود را از صف مردم و روحانیت جدا کرده بود پس از قطع حمایتهای امریکا در تنگنا قرار گرفت.

در حالی که ایران به دلیل فشارهای انگلستان از لحاظ بودجه ای و اقتصادی دچار مشکلات عدیده‌ای شده بود، از امریکا درخواست وام نمود، اما امریکا برخلاف وعده‌ای که داده بود از دادن وام سرباز زد و از این طریق با انگلستان در افزایش فشارهای اقتصادی بر دولت ایران همراه شد.

همراهی دو رقیب سابق برای کودتا

با اقدامات وحدت شکن دکتر مصدق، نفوذ اعضای حزب توده در دولت وی، مقابله و ضدیت با روحانیت و همچنین خوش بینی نسبت به امریکایی ها، به محقق شدن شرایطِ کودتا سرعت بخشید.

انگلیس و امریکا دو رقیب سابق بر سر کسب منافع به توافق رسیدند و طرح ریزی کودتا را به صورت مشترک آغاز نمودند و رهبری آن بر عهده "کرمیت روزولت "گذاشته شد. اسنادی که جدیدا توسط موسسه غیرانتفاعی آرشیو امنیت ملی امریکا منتشر شد به خوبی  نشان دهنده همراهی انگلیس و امریکا در موضوع سرنگونی دولت مصدق است.

یادداشت‌های وزارت خارجه آمریکا نشان می‌دهند مقام‌های انگلیسی و آمریکا از مهرماه سال 1331 دست‌کم سه بار برای بحث درباره سرنگون کردن دولت مصدق دیدار کرده‌اند. «کریستوفر استیل»، دومین مقام عالی‌رتبه سفارت انگلیس در واشنگتن این ایده را با مقام‌های آمریکایی در میان گذاشته است.[2]

 

مبانی طرح کودتا براساس تفرقه اندازی و ایجاد دوقطبی در بین مردم استوار شده بود، آنها ابتدا با نفوذ در حلقه اطرافیان مصدق و همچنین جبهه ملی مسیر تحریک نیروهای مصدق در تخریب وجهه آیت الله کاشانی را پیش گرفته و در ادامه با برنامه ریزی حمله به منزل آیت الله کاشانی و همچنین تحریک مردمان مذهبی حامی آیت الله کاشانی با القای این خبر که حمله به آیت الله کاشانی به دستور مصدق بوده ، توانستند دو دستگی و انشقاق در نیروهای مردمی را ایجاد کنند.

بعد از پیگیری موفق ایجاد دوقطبی در صفوف مردم و ارسال اخبار موفقیت آن توسط عوامل کودتا از واشنگتن خواسته می شود که برای حمایت بیشتر از این طرح و همچنین پشتیبانی مالی از دولت کودتا مبلغ 5 میلیون دلار اختصاص داده شده و تحویل نیروها و عوامل کودتا گردد.[3]  عکس 286

 

در این بین ، شاه نیز تمام و کمال با عوامل کودتا همراه شده و تبدیل به اجرا کننده دستوراتی می شود که از واشنگتن و توسط سفیر امریکا به او ابلاغ شده است.

وظیفه ای که برای شاه مشخص شده بود امضای فرمان برکناری نخست وزیری مصدق و گماشتن سپهبد زاهدی به جایگاه او بود و پس از این فرمان بنا بر آن بود تا پیامی از طرف شاه در رادیو مبنی بر کناری مصدق و لزوم پیروی از زاهدی پخش گردد که حتی محتویات این پیام نیز توسط سفیر امریکا به شاه دیکته میشود. عکس شماره 287

 

مرحله اصلی کودتا در شب 25 مرداد کلید می خورد، سرلشکر نصیری رئیس گارد سلطنتی شبانه فرمان عزل مصدق را به وی ابلاغ می کند، در این میان فرماندهان تیپ‌های رزمی تهران که طرفدار مصدق بوده وبه حزب توده گرایش داشتند و از اخبار درز کرده کودتا با خبر بودند مصدق را همراهی و حمایت کرده و موفق به خنثی کردن کودتای 25 مرداد می شوند، فرمان دستگیری اعضای گارد سلطنتی صادر و سرلشکر نصیری بازداشت می شود.

شاه با اطلاع از خبر شکست کودتا ابتدا به رامسر رفته و سپس با هواپیما راهی بغداد می شود و در بغداد تنها فردی که به استقبال او می رود سفیر امریکا در بغداد است.

 

متن خبر عزیمت محمدرضا پهلوی و ثریا اسفندیاری از رامسر به بغداد

از بدو ورود شاه به بغداد دستورات و توصیه های واشنگتن مستقیما از سوی سفیر امریکا به وی ابلاغ شده و در کل زمان اقامت شاه در بغداد سفیر امریکا دائما در کنار او حضور دارد.

در یکی از پیامهای ارسالی به واشنگتن سفیر امریکا ضمن شرح وضعیت روحی شاه می نویسد: شاه مدت 3 شب است که نخوابیده و به علت شکست کودتا سردرگم و پریشان است، با این حال هیچگونه ناراحتی از او در مورد این که ما برنامه کودتا را طراحی کردیم، ندیدم. عکس 271

 

شکست نهضت در سایه دو قطبی سازی

در حالی که پس از شکست کودتای 25 مرداد، عوامل کودتا در حال پی ریزی عملیات دیگری هستند، مصدق و اطرافیان او به جای کنترل صحنه و مدیریت کشور و پیگیری دستگیری دیگر عوامل کودتا در باد پیروزی بر کودتا 25 مرداد خوابیده و درگیر حاشیه ها شده و از موضوع اصلی منحرف می شوند.

در این بین ،تنها آیت الله کاشانی است که با درک درست از صحنه سیاسی کشور و اتفاقات رخ داده خطر کودتایی دیگر را حس کرده و در نامه ای به تاریخ 27 مرداد به مصدق هشدار می دهد. اما مصدق در جواب این نامه می نویسد" مرقومه حضرت آقا به وسیله آقای حسن زیارت شد. این جانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم." 

در حالی که آیت الله کاشانی با از خود گذشتی و با درک درست صحنه و با همه تخریب هایی که علیه او توسط طرفدارن مصدق انجام شده، دست وحدت و یاری به سوی مصدق دراز می کند، نخست وزیر متکبرانه همراهی ایشان را رد کرده و به دست خود مهر ابطال بر دولت خود می زند.

 

پس از شکست کودتا و غفلت دولتمردان در کنترل کشور ، عوامل کودتا صحنه را برای کودتایی دیگر مناسب دیده و طی یک جلسه مشترک رای به ادامه طرح کودتا می دهند، آنها می دانند که پس از کودتای 25 مرداد خوش بینی مصدق به امریکا از دست خواهد رفت و در نتیجه توده‌ای ها بیش از پیش به او نزدیکتر خواهند شد و منافع امریکا و انگلیس به خطر خواهد افتاد.

نتیجه این جلسه که شرح وضعیت و رای به ادامه کودتا است طی پیامی به واشنگتن ارسال می گردد.در این پیام آمده است: مصدق توان بیشتری یافته، مجلس را منحل کرده و اعضای حزب توده مشاغل مهمتری را در دولت تصاحب خواهند کرد و دیگر کشاندن مصدق به سمت امریکا شدنی نیست. عکس 284

 

کودتای دوم برنامه ریزی شده و در روز 28 مرداد آغاز می شود. امریکایی ها با عبرت گرفتن از کودتای 25 مرداد این کودتا را با نیروهای نظامی آغاز نمی کنند، به جای استفاده از نیروهای نظامی، بنا را بر استفاده از اراذل و اوباش و نیروهای عادی قرار می دهند.

در ابتدا تظاهرات هواداران شاه از بازار آغاز شده و به خیابانهای اطراف کشیده می شود. بر اساس اسناد تازه منتشر شده ،انتخاب مسیر، مراکز تجمع و نوع واکنش عوامل کودتا کاملا توسط عوامل سیا طرح ریزی شده و اجرای آن توسط عوامل امریکایی کنترل می شود. 

منبع عکس ها: http://nsarchive.gwu.edu/NSAEBB/NSAEBB435/

پس از تظاهرات اوباش در تهران ، نیروهای نظامی به بهانه کنترل اوضاع وارد عمل شده و در میدان های اصلی مستقر می شوند و به نوعی عوامل کودتا را دربرابر گروه های مخالف حمایت و پشتیبانی می کنند، سپس تانکها وارد عمل شده و در 3 نقطه اصلی و محل تقاطع و برخورد عوامل کودتا مستقر می شوند.

با نظامی شدن فضای شهر و کنترل نیروهای ضد کودتا، عوامل کودتا ساختمان رادیو را تصرف کرده و فرمان شاه در عزل مصدق  و نخست وزیری زاهدی را در رادیو اعلام می کنند که در ادامه نیروهای نظامی با تانک جهت دستگیری مصدق به سوی منزل او حرکت می کنند.

 

فرمان نخست وزیری زاهدی

متاسفانه در غفلت مصدق و اطرافیان او و متاثر از فضای دوقطبی ایجاد شده  کودتا پیروز شده و دولت مصدق سقوط می کند و امریکا موفق به بازگرداندن شاه به کشور می شود.

در یکی از اسنادی که اخیرا توسط سازمان سیا منتشر شده و به علل اصلی طرح این کودتا اشاره می کند ، سند آمده است:

در پایان سال ١952 روشن بود که دولت مصدق نمی‌تواند با کشورهای غربی که منافعی در ایران دارند به توافقی نفتی برسد. هدف عملیات آژاکس سرنگونی دولت محمد مصدق، بازسازی منزلت و قدرت شاه و جایگزینی دولت مصدق با دولتی بود که ایران را با سیاست‌هایی سازنده اداره کند.

 

منبع عکس : http://nsarchive.gwu.edu /

حال انگلیس و امریکا به عنوان ناجی شاه و سلطنت فرصتی مناسب در بهره برداری اقتصادی و دریافت امتیازهای اقتصادی پرشمار دارند و شاه نیز خود را مدیون آنان می داند، در ادامه شاهد هستیم که قراردادهای پرشمار نفتی بین ایران و شرکت های امریکایی بسته شده و سیستم نظامی ایران بدل به مشتری اصلی سلاح و تجهیزات ساخت امریکا می شود و انگلستان نیز دوباره در سیستم اقتصادی و تجاری ایران نفوذ می کند.

فرجام سخن

اسناد منتشره توسط سازمان سیا و آرشیو ملی امریکا خود نشانه ای بارز بر دخالتهای بی شمار امریکا و انگلیس در کودتای 28 مرداد است، نکته قابل توجه اینجاست که این دخالتها توسط سران این کشور نیز مورد تایید قرار گرفته است.

نهضتی که با همت، تلاش مردمی و اتحاد ، ملی شدن نفت را سبب شده بود ، در سایه غفلت دولتمردان و همچنین دوقطبی ایجاد شده توسط عوامل کودتا شکست خورد و راه را برای چپاول ثروت ملی توسط امریکا و انگلیس بیش از پیش باز کرد.

مسیری که این کودتا طی کرد و نحوه دخالت و تاثیر گذاری امریکا و انگلیس خود نشانه ی بارزی است برای سیاستمداران ما که اگر به جای توجه به مشکلات اصلی ، درگیر حاشیه ها شده و جامعه را به سوی دوقطبی شدن پیش ببرند و خود نیز به دوقطبی سازی دامن بزنند و همچنین در عرصه بین المللی و در مواجهه با دولت های استکباری، نسبت به آنها حسن ظن داشته باشند،  نتیجه ای جز شکست و واگذاری منافع و منابع ملی به دشمن  نصیب آنها نخواهد شد.

پی نوشت:

[1] ایرج امینی، بر بال بحران، نشر ماهی، 1388، ص 101.

[2] فارس،  yon.ir/lurRa

[3] https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/ch3?start=91




نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : کودتای 28مرداد،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
گفتگوی خواندنی با همسر شهیدی که حال و هوای ایرانی‌ها را تغییر داد؛

همسر شهید حججی: چیزی جز زیبایی در شهادت محسن ندیدم/ امیدوارم شهادت نصیب فرزندم هم بشود

من همیشه از خدا می‌خواستم که کسی را در مسیر زندگی ‌من بگذارد که حضرت زهرا(س) تائیدش کرده باشد، این آرزوی قلبی‌ام بود و وقتی محسن را دیدم، با تمام وجودم حس کردم که دلش یک جور خاصی با اهل بیت است، حس کردم اگر یک نفر باشد که حضرت زهرا(س) در این دوره و زمانه بخواهد تائیدش کند،‌ همین محسن است، همین طور هم شد حالا می‌بینم که حضرت زهرا (س) هم ایشان را تایید کرد.

گروه معارف اسلامی - رجانیوز: حالا کسی نمانده که این عکس را ندیده باشد، کسی نمانده که ماجرای سربریده شهید مدافع حرم محسن حججی را نشنیده باشد؛ جوانی که تیرماه 1370 در اصفهان به‌دنیا آمد و مردادماه 1396 در سوریه به شهادت رسید. حالا همه جا پر است از قصه رشادت جوانی دهه هفتادی که ایمان و عشق روئین‌تن‌اش کرده ؛جوانی که آرزویش شهادت بوده. آرزویی که حالا یک طور خاص، یک شکل غریب، رنگ حقیقت گرفته؛ محسن سرش را داده و بال درآورده و پرواز کرده سمت آسمان.

ما با « زهرا عباسی» همسر این شهید مدافع حرم، به بهانه شهادت همسرجوانش به‌گفتگو نشسته‌ایم. شیرزنی که تمام قد پشت همسرش ایستاده و می‌گوید:« شهادت محسن افتخارخانواده ‌ماست.»

خانم عباسی چطور با شهید حججی آشنا شدید؟

اگر ماجرای آشنایی ما را کسی از محسن می‌پرسید می‌گفت ما بواسطه شهدا باهم آشناشدیم، حالا من هم همان رامی‌گویم: ما بواسطه شهدا آشنا شدیم. من در یک نمایشگاه که مربوط به دفاع مقدس و بزرگداشت شهدای این دوران بود کار می‌کردم، همسرم هم در یک دوره‌ای آنجا با ما همکار شد، همدیگر را دیدیم و به قول ‌محسن، این شهدای دفاع مقدس بودند که واسطه آشنایی ما شدند.

چه خصوصیتی در ایشان دیدید که فکر کردید می‌تواند شریک زندگی‌تان باشد؟

من همیشه از خدا می‌خواستم که کسی را در مسیر زندگی ‌من بگذارد که حضرت زهرا(س) تائیدش کرده باشد، این آرزوی قلبی‌ام بود و وقتی محسن را دیدم، با تمام وجودم حس کردم که دلش یک جور خاصی با اهل بیت است، حس کردم اگر یک نفر باشد که حضرت زهرا(س) در این دوره و زمانه بخواهد تائیدش کند،‌ همین محسن است، همین طور هم شد حالا می‌بینم که حضرت زهرا (س) هم ایشان را تایید کرد.

چند وقت با همدیگر زیر یک سقف زندگی کردید؟

ما 11 آبان 91 عقد کردیم؛ 9 مرداد 93 ازدواج کردیم و زیر یک سقف رفتیم. تنها فرزندمان علی، هم 24 فروردین 95 به‌ دنیا آمد.

در این چند روز تصاویر زیادی از همسر شما منتشر شده که نشان می‌دهد درکار جهادی خیلی فعال بوده.

بله همین طور است. محسن از همان نوجوانی در کارهای فرهنگی فعال بود، همیشه در اردوهای جهادی شرکت می‌کرد. یکی از اعضای فعال موسسه شهیدحاج احمد کاظمی بود و کلا فعالیت‌های جهادی‌اش را از همینجا شروع کرد و حالا که نگاه می‌کنم می‌بینم حتی مسیر زندگی‌اش را هم ازهمین موسسه پیدا کرد و ادامه داد. محسن همیشه در پایگاه بسیج فعال بود، این اواخر در فضای مجازی از نظر فرهنگی بسیار فعال بود، می‌گفت مقام معظم رهبری وقتی که فرموده‌اند : «جواب کار فرهنگی باطل ، کار فرهنگی حق است.» تکلیف ما را در انجام کار فرهنگی روشن کرده‌اند و ما نباید این عرصه فرهنگی را خالی بگذاریم و واقعا دغدغه اش کار فرهنگی بود. محسن خیلی خیلی زیاد کتاب می‌خواند، هروقت هم جایی به مشکل می‌خورد و گیر می‌کرد، می‌گفت حتما کتاب کم خواندم که اینجوری شده.

چطور شد که مدافع حرم شد؟

قضیه‌اش طولانی است...محسن همیشه فعالیت‌های‌ جهادی و فرهنگی داشت اما موقعی که به‌ خواستگاری من آمد هنوز عضو سپاه نبود، یعنی بحث مبارزه و... هنوز در زندگی‌اش مطرح نشده بود، با این حال علاقه زیادی به شهادت داشت. یادم است سر سفره عقد که نشسته ‌بودیم، به من گفت :« الان فقط من و تو ، توی این آینه مشخص هستیم، از تو می‌خواهم که کمک کنی من به سعادت و شهادت برسم.» من هم همانجا قول دادم که در این مسیر کمکش‌ کنم. در این چند سال هم همیشه همه تلاشم این بود که این خواسته‌ای را که سر سفره عقد از من داشت، انجام بدهم. حتی خودم از او خواستم که اگر امکان دارد، عضو سپاه بشود. گفتم خیلی دوست دارم همسرم سپاهی باشد. محسن چون خودش هم علاقه داشت، از این پیشنهاد استقبال کرد فقط گفت: «زهرا اگر من این مسئولیت را قبول کنم، هرجایی که اسمی از اسلام بیاید، می‌روم و از اسلام دفاع می‌کنم،چه مرزهای کشورخودمان باشد، چه یک کشور دیگر... تو با این قضیه مشکلی نداری؟» گفتم نه...مشکلی ندارم.

واقعا نداشتید؟

نه، واقعا نداشتم. چون این راهی بود که محسن انتخاب کرده ‌بود، راهی بود که او را به آرزویش می‌رساند. بعد هم محسن با توجه به سوابق فعالیت‌های جهادی‌اش و خصوصیاتی که داشت توانست به عضویت سپاه دربیاید و ازهمان موقع که محسن عضو سپاه شد، بحث مدافعان حرم پیش آمد و تنها آرزوی همسرم این بود که اعزام به سوریه قسمت او هم بشود.

چرا این آرزو را داشت؟

می‌گفت اگر ما 1400سال پیش نبودیم که یار و یاور اهل بیت باشیم، حالا این فرصتی است که به ما داده شده و نباید این فرصت را از دست بدهیم. حتی دفعه اولی که می‌خواست اعزام شود، من باردار بودم، محسن آمد با خوشحالی گفت که بالاخره با کلی خواهش، اسم من درآمده و با اعزامم موافقت شده،‌می‌خواهم بروم سوریه اما تو به کسی نگو که بارداری که مخالفت نکنند. من هم همین‌کار را کردم و محسن چند روز قبل ازمحرم 94 اعزام شد و بعد از اربعین 94 به خانه برگشت.

می‌دانستید، در کدام منطقه مشغول عملیات است؟

در ماموریت اولش بیشتر در حلب و لاذقیه عملیات داشتند.

بعد از اینکه از سوریه برگشت، چه حال و هوایی داشت؟

هم خوشحال بود هم یک حسرت عجیب داشت. دلیل خوشحالی‌اش این بود که می‌گفت فرصتی برایش فراهم شده که به وظیفه‌اش که دفاع از اسلام بوده عمل کند ، همین‌طور چون سردار سلیمانی را ملاقات کرده بود خیلی خوشحال بود،‌ چون از قبل آرزو داشت که یک روزی ایشان را از نزدیک ببیند. نسبت به سردارسلیمانی یک ارادت خاصی داشت و همیشه‌می‌گفت الگویش در زندگی سردار سلیمانی است. این دفعه دوم هم که رفت می‌گفت زهرا دعا کن من دوباره سردار را ببینم، می‌خواهم از او بخواهم کاری بکند که من همانجا در سوریه بمانم و تا تمام نشدن جنگ برنگردم ایران.

حسرتش برای چه بود؟

می‌گفت من در هر عملیاتی که داشتم، هر آن شهادت را می‌دیدم که به طرفم می‌آید اما نصیبم نمی‌شود. می‌گفت تیر به سمتم شلیک می‌شد اما از کنار سرم رد می‌شد، ترکش می‌آمد اما ترکش‌ها سرد بودند عمل نمی‌کردند، خمپاره بغلم زمین می‌خورد اما منفجر نمی‌شد... حتی یک بار وقتی داخل تانک بودم ، تانک را زدند، همه گفتند که حتما شهید شدم اما من حتی یک خراش هم برنداشتم. بعد می‌گفت زهرا، لابد من یک جای کارم می لنگد ، یک جای کارم اشکال دارد که شهید نمی‌شوم. گله می‌کرد که چرا من شهادت را می‌بینم اما شهادت به سمتم نمی‌آید... آن موقع من هنوز باردار بودم ،می‌گفتم غصه نخور، صبر کن، حتما باید شرایطش مهیا باشد. محسن هم می‌گفت: من یک سقف بالای سر تو و این بچه درست کنم،‌انشالله دیگر همه چیز حل می شود و می‌دانم که کارم حل است و همین طور هم شد روزی که سقف خانه ما را زدند و کار سقف تمام شد،‌ من خبر اسارت محسن را شنیدم.

این دفعه دوم کی اعزام شد به سوریه؟

27 تیرماه اعزام شد.

این بار خداحافظی برایش سخت‌تر نبود؟ بالاخره علی به دنیا آمده بود و بعنوان یک پدر و یک همسر وابستگی محسن به خانواده‌اش قطعا بیشتر شده بود.

شاید باورتان نشود اما محسن واقعا راحت از من و فرزندمان دل کند. چون عشق اصلی‌اش خدایی بود. همه می‌دانستند که چقدر من ومحسن به همدیگر علاقه داشتیم، همه غبطه می‌خوردند به عشق بین من و شوهرم. اما او همیشه می‌گفت زهرا درعشق من به خودت و پسرمان علی شک نکن ولی وقتی که پای حضرت زینب(س) بیاید وسط، زهرا جان من شماها را می‌گذارم و می‌روم.

خود شما چطور؟ این دفعه دوم ، حتی ته دل‌تان هم مخالف رفتنش نبودید؟

نه نبودم...چون آرزوی قلبی‌اش را می‌دانستم. به‌خاطر همین هیچوقت کاری نمی‌کردم که ناراحت باشد،‌دوست داشتم از جانب من و علی خیالش راحت باشد و با خیال راحت برود. حتی یک بار همین اواخر که سوریه بود و زنگ زد گفتم محسن جان من اینجا کلاس معرفت نفس می‌روم ، به من گفته‌اند که اگر از هر شهیدی بعد از شهادت بپرسند که شما برای چه آمدی و شهید شدی و او بگوید که آمدم از حرم دفاع کنم، این قبول نیست. گفتم محسن تو را به خدا نیتت را فقط برای خدا بکن. فقط و فقط برای خدا بجنگ. بگو خدایا من آمده‌ام از حرمین دفاع کنم برای رضایت تو... محسن این را که شنید گفت: زهرا ، چقدر دلم را آرامتر کردی...حالا با خیال راحت اینجا هستم.

از اسارت محسن چطور باخبر شدید؟

سه شنبه بود که عکس محسن را در تلگرام دیدم.

همان عکس معروفی را که محسن را اسیر داعشی‌ها نشان می‌دهد؟

بله همان عکس را دیدم. من تلگرام محسن را روی گوشی خودم نصب کرده بودم، یک دفعه دیدم دریکی از گروه‌هایی که با دوستانش داشت، عکسی را فرستادند و گفتند برای آزادی این اسیر دعا کنید. من عکس را باز کردم و این اسیر محسن من است.

چه حالی داشتید؟

انتظار اسارتش را نداشتم به‌خاطر همین شوکه شدم اما چون محسن از من خواسته بود کمک کنم در مسیر شهادت باشد، آرزو کردم که به همان هدفش برسد . من می‌دانستم که اگر محسن الان هم شهید نشود،‌اول و آخر شهید می‌شود،‌چون مسیرش شهادت بود و با تمام وجودش شهادت را می‌خواست.

همسر شما در این عکسی که منتشر شده،‌ آرامش عجیبی دارد،‌ آنقدر که این آرامشش نظر همه را جلب کرده و در این چند روز خیلی ها از اسیری می‌گویند که بدون ذره‌ای ترس مقابل داعشی‌ها ایستاده. خودتان محسن را در این عکس چطور دیدید؟

همان طور که بود دیدم. شما این عکس را نگاه کنید، انگار نه انگار که شوهر من تیر خورده و اسیر دست داعشی هاست، عکس طوری است که انگار محسن، آن نیروی داعشی را اسیر گرفته . به چشم‌های شوهر من نگاه کنید، اصلا ترس در این چشم‌ها نیست، همه‌اش شجاعت است، دلیری است، ‌محسن توی این عکس مثل کوه است، با صلابت است. بگذارید یک خاطره‌دیگر برایتان تعریف کنم،من امسال به مناسبت روز مرد، یک انگشتر دُر نجف برای محسن هدیه خریدم ، روی این انگشتر «یازهرا» حکاکی شده بود. وقتی محسن می‌خواست برای بار دوم اعزام شود، همه انگشترهایش را درآورد، الا این یکی. گفت من این یکی را با خودم می‌برم، من از اینها به‌خاطر حضرت زهرا(س) کینه دارم،‌من تا لحظه آخر باید نشان بدهم که شیعه امیرالمومنین (ع) هستم. بعد من در این تصاویری که بعد از شهادت محسن از پیکر بی‌سرش منتشر شده،دقت کردم دیدم این انگشتر دستش نبود. مطمئتنم که داعشی‌ها انگشتر او را از دستش درآورده‌اند چون اسم حضرت زهرا(س) رویش حک شده بود.

خبر شهادت محسن را کی شنیدید؟

ساعت سه بامداد چهارشنبه... من اصلا خواب به چشمم نمی‌آمد، بعد از اینکه عکس اسارتش را دیده بودم مدام فکر می‌کردم که الان محسن در چه حالی است، یک دفعه دیدم در گروه های تلگرامی زدند که شهید بی‌سر،شهادتت مبارک... دیدم این شهید بی‌سر، محسن من است. همان موقع فهمیدم که محسن به آرزویش رسید. من افتخار کردم که محسن شهید شده ،‌گفتم خدایا شکرت که محسن به آرزویش رسید. همان موقع فکرکردم که چقدر شوهرمن پیش اهل بیت عزیز بود که از هرکدام یک نشانه‌گرفت و شهید شد. دیدم دشمن برای امام علی(ع) خنجر کشید، برای همسر من هم خنجر کشید، سر شوهرمن را مثل امام حسین(ع) ازتن جدا کردند، محسن مثل علی اکبر جوان بود، مثل حضرت زینب(س) اسارت کشید... دیدم ارادت شوهر من به اهل بیت آنقدر زیاد بود که از هرکدام یک نشانه گرفت و شهید شد.

یعنی تصویر پیکر بی سرهمسرتان را هم بعد از شهادت دیدید؟

بله من تصویر بدن بی‌سرش را دیدم، خیلی‌ها به من گفتند که این عکس را نبین، گفتند تو همان عکسی را ببین که محسن استوار ایستاده و اسیر شده، این یکی را نگاه نکن. اما من گفتم نه اینطور نگویید، مگر حضرت زینب(س) در مجلس یزید نفرمودند که «ما رعیت الا جمیلا.» من هم هیچ چیز جز زیبایی در این مسیر، در این عکس نمی‌بینم.

فکر می کنید وقتی علی بزرگ شد و این عکس را دید چه احساسی نسبت به این عکس داشته باشد؟

اگر علی آن جوری که من دوست دارم، تربیت شود و بزرگ شود،‌ قطعا به این عکس افتخار می‌کند و قطعا همین مسیر را انتخاب می‌کند و انشالله مثل پدرش شهادت نصیب او هم می‌شود. علی با همین دوتا عکس یعنی اسارت و شهادت پدرش می‌فهد که او چقدر شجاع بوده، چقدرمرد بوده،‌با غیرت بوده،‌ با ایمان بوده.

حال وهوای شهر شما بعد از شهادت محسن چطور است؟ خبر را دیگر همه شنیده‌اند؟

نجف‌آباد الان عزادار محسن است. تا الان کسی نمانده که به خانه ما نیامده باشد، همه منتظرند که مراسم‌های محسن شروع شود. الان به ما گفته‌اند که تا دوشنبه صبر کنید،‌تا معلوم شود که آیا پیکرش برمی‌گردد یا نه،‌بعد برایش مراسم بگیرید.

دوست دارید پیکر همسرتان بگردد؟

جسم که فانی است، زیر خاک از بین می‌رود،‌ من خودم محسن را بخشیدم به حضرت زینب(س) محسنِ من فدایی حضرت زینب(س) شد، می‌دانم که تا مزار محسن مثل حضرت زهرا(س) پنهان باشد،‌حتما می‌تواند ایشان را ملاقات کند. اما به‌خاطر تسلی دل پدرو مادرش دوست دارم که پیکرش برگردد.

در صحبت‌هایی که شده از نحوه اسارت ایشان خبر دار شدید؟

بله گفتند که در منطقه التنف در مرز عراق و سوریه، محسن با همرزمانش عملیات داشتند،‌ که داعشی‌ها بعضی‌ها را شهید و زخمی می‌کنند و از آن جمع فقط محسن اسیر می‌شود. دوستانش دیده ‌بودند که محسن تیر خورده و اسیر شده. بعد هم شنیدم که محسن را تیرباران کرده‌اند بعد هم سر از بدنش جدا کرده‌اند. اما من از این شهادت ناراحت نیستم، من خوشحالم، الان هم اگر گریه می‌کنم به‌خاطر اهل بیت گریه می‌کنم، به حال خودم گریه می‌کنم که از محسن جا ماندم . به هرکسی هم که به مجلس محسن می‌آید و گریه می‌کند می‌گویم خواهش می‌کنم اشک‌تان هدف دار باشد. برای حضرت زینب(س) اشک بریزید ،‌برای امام حسین(ع) اشک بریزید تا دل شهید من هم راضی بشود.

منبع: جام جم آنلاین



نوع مطلب : شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 21 مرداد 1396
من همیشه از خدا می‌خواستم که کسی را در مسیر زندگی ‌من بگذارد که حضرت زهرا(س) تائیدش کرده باشد، این آرزوی قلبی‌ام بود و وقتی محسن را دیدم، با تمام وجودم حس کردم که دلش یک جور خاصی با اهل بیت است، حس کردم اگر یک نفر باشد که حضرت زهرا(س) در این دوره و زمانه بخواهد تائیدش کند،‌ همین محسن است، همین طور هم شد حالا می‌بینم که حضرت زهرا (س) هم ایشان را تایید کرد.

نوع مطلب : شهداء، 
برچسب ها : شهید بی سر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چیستی، چرایی، چگونگی
آتش‌به‌اختیار در چارچوب گفتمانی انقلاب اسلامی
آنچه از تاریخچه‌ی بحث و چارچوب گفتمانی مقام معظم رهبری برمی‌آید، آتش‌به‌اختیار بیشتر در انجام کارهای پیش‌برنده و حل‌کننده‌ی مشکلات انقلاب اسلامی است. معنایی که می‌توان با زمینه‌های موجود از آتش‌به‌اختیار استیفا کرد، اقدام درست و به‌موقع با در نظر نگرفتن محدودیت‌های لجستیکی و حمایتی و حتی ایستادگی در مقابل سنگ‌اندازی‌هاست.
گروه سیاسی برهان/ سجاد ریحانی؛ دیدارهای دانشجویی مقام معظم رهبری برای فعالان دانشجویی و به‌موجب سطح جلسات برای فعالان سیاسی اجتماعی و فرهنگی، دارای اهمیت خاصی است. در این دیدارها نکات کلیدی و راهبردی مطرح می‌شود که می‌تواند گرهی از گره‌های جنبش دانشجویی و حتی کشور را باز کند. در دیدار سال 1396 ماه مبارک رمضان، رهبری معظم انقلاب از واژه‌ی «آتش‌به‌اختیار» استفاده کردند که محل بحث بسیاری شد و هرکس از ظن خود این واژه را تفسیر نمود. پیرامون این موضوع چند نکته مورد اشاره قرار می‌گیرد:
 
1. آتش‌به‌اختیار؛ مأموریتی قدیمی
 
انتظار آتش‌به‌اختیار عمل کردن جریانات دغدغه‌مند انقلاب اسلامی، انتظار جدیدی نیست. رهبر معظم انقلاب بارها در دیدار با تشکل‌های انقلابی، خواستار مطالبه‌گری و نقش‌آفرینی مؤثر از سوی آن‌ها بوده‌اند. در همین راستا، حتی ایشان در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه برخی مطرح می‌نمایند باید نیروهای انقلابی منتظر نظر رهبری در موضوعات مختلف باشند سپس اقدام نمایند، این نگاه را رد نموده و مجدداً حرکت روبه‌جلوی جنبش دانشجویی را بیان می‌فرمایند. همچنین به حرکت خودجوش نیروهای انقلابی از سوی معظم‌له در ابتدای سال 94 در حرم رضوی اشاره گردید. حرکتی که باید گروه‌های فعال فرهنگی با تشخیص درست معضلات و خلأهای جامعه، برای رفع آن‌ها، بدون اینکه منتظر دستگاه‌ها باشند، اقدام نمایند.
 
2. نشانه‌ی اعتماد
 
دستور آتش‌به‌اختیار نشان از اعتمادی است که فرمانده به نیروهای خود دارد؛ اعتماد در تشخیص، تحلیل و انتخاب شکل درست اقدام. رهبری معظم انقلاب بارها ضمن تأکید بر تلاش برای افزایش قوه‌ی تحلیل و تصمیم، نسبت‌به اعتماد خود به دانشجویان و جوانان انقلابی تأکید داشته‌اند. این اعتماد برآمده از نگاه دلسوزانه‌ی جریانات انقلابی است که در تصمیمات خود معیارهای اصلی و اساسی انقلاب اسلامی را لحاظ می‌نمایند و چنانچه به هر دلیلی دچار خطا در تحلیل و یا شکل اقدام شوند، در نقطه‌ای که به خطای خود پی می‌برند، بلافاصله با اعتراف به اشتباه خود، اقدامات را متوقف کرده و در پی جبران آن برمی‌آیند.
 
3. آتش‌به‌اختیار؛ گامی برای هویت‌بخشی نیروهای مؤثر
 
در حالی رهبر معظم انقلاب، جوانان انقلابی را در حل مشکلاتی که دستگاه‌های متولی دچار اخلال شده‌اند، آتش‌به‌اختیار می‌دانند که عده‌ای این نیروها را تندرو، بی‌سواد و بی‌شناسنامه دانسته‌اند. از بدیهیات هر انقلابی این است که برای پیشبرد آرمان‌های خود باید روی نیروهای معتقد و مؤمن به اصول انقلاب، سرمایه‌گذاری نماید. پرواضح است که انقلاب اسلامی نیز از این امر مستثنا نیست، اما در برهه‌های مختلف مانند چند سال اخیر، شاهد نوعی هجمه به جریان انقلابی بوده‌ایم. این اقدامات خواسته یا ناخواسته، عامدانه یا از سر غفلت، خائنانه یا جاهلانه، موجب می‌شود تا انقلاب اسلامی از مهم‌ترین، کارآمدترین، تأثیرگذارترین و آماده‌به‌کارترین نیروهای پیش‌برنده‌ی بی‌بهره و دچار نوعی عقب‌افتادگی یا حتی عقب‌گرد شود. آتش‌به‌اختیار عمل کردن گامی است برای تعریف ترازی از تأثیرگذاری برای سرمایه‌های فعال انقلاب اسلامی که موجب صیانت آنان از نگاه‌های سلبی و محدودکننده می‌شود و به‌جای انزوا، در آنان برای پیش‌برندگی انقلاب اسلامی، ایجاد انگیزه می‌نماید.
 
4. حرکت موزاییکی و چریکی در مقابل تاکتیک‌های پیچیده‌ی دشمنی
 
در مواجهه با نوع طراحی دشمن برای براندازی انقلاب اسلامی، مانند نفوذ در نهادهای تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر و ناکارآمدسازی دستگاه‌های متولی اجرای سیاست‌های انقلاب اسلامی (مانند وزارت ارشاد، وزارت آموزش‌وپرورش و...) آتش‌به‌اختیار و چریکی عمل کردن نیروها می‌تواند یک نوع تاکتیک عملیاتی برای مقابله با آن باشد. در آتش‌به‌اختیار بودن، نیروهای مؤمن به انقلاب، به رصد درست و تحلیل موضوعات و ارزیابی آن‌ها نسبت‌به اصول و شاخص‌های انقلاب اسلامی پرداخته، ضمن افزایش نظارت عمومی و انقلابی بر اقدامات مسئولین، با توجه به عدم وابستگی به سازمان‌ها، به بیان شفاف و مطالبه‌ی بی‌تعارف اصول انقلاب می‌نمایند و از این رهگذر اجازه‌ی انحراف انقلاب به‌واسطه‌ی تصمیم‌ها و اقدامات نادرست را نمی‌دهند. آنچه تاکنون جنبش دانشجویی انقلابی در مورد موضوعاتی مانند FATF، IPC، سند 2030 و برجام و... انجام داده، نمونه‌ای از این جنس مطالبه‌گری‌هاست. به عبارتی دیگر، ازآنجایی‌که برای نیروهای انقلابی، انقلاب اسلامی اصالت دارد نه ساختارها و سازمان‌ها و جریانات و اشخاص، لذا ایشان با حریت و بدون وابستگی جناحی و ساختاری، تحقق انقلاب اسلامی را پیگیری می‌نمایند.
 
5. آتش‌به‌اختیار بودن، آنارشیسم نیست
 
اساساً هر کلامی باید در هندسه‌ی گفتمانی گوینده‌ی آن کلام مورد بررسی قرار گیرد. بر همین منوال باید آتش‌به‌اختیار را نیز در زمینه‌ی گفتمانی رهبر معظم انقلاب، بررسی و تحلیل نماییم. آتش‌به‌اختیار به‌معنای اقدام بدون چارچوب و بی‌قید نیست. آتش‌به‌اختیار اگر در یک طیفی از اقدامات، از سلبی‌ترین اقدامات (مانند تجمع، تحصن و...) تا ایجابی‌ترین اقدامات (مانند بیانیه، ارائه‌ی تحلیل، تبیین و...) مصداق یابد، همگی در کلام رهبری دارای قیدهای مشخص هستند. نگاه راهبردی به موضوعات، عدم تکمیل پازل دشمن، نقد منصفانه براساس اخبار درست، رعایت اخلاق و حدود شرعی از این دست قیود هستند که نیروهای انقلاب برای اقدامات خود ملزم به رعایت آن‌ها هستند. در این بین قانون‌گرایی جایگاه ویژه‌ای داشته و رهبری معظم انقلاب بارها نسبت‌به رعایت قانون به تشکل‌های دانشجویی هشدار داده‌اند. در دیدار دانشجویی ماه رمضان سال 95 ایشان حتی اجتماع و حضور فیزیکی دانشجویان را منوط به اتخاذ شیوه‌های درست و قانونی دانستند. لذا اقدامات غیرقانونی قطعاً از این منظر مورد تأیید نیست و نمی‌توان آتش‌به‌اختیار را مترادف با اقدامات غیرقانونی دانست.
 
6. آتش‌به‌اختیار مأموریتی با عنوان مسئولیت همگانی و همیشگی برای نیروهای انقلاب
 
یکی از وجوه مهم آتش‌به‌اختیار بودن، تعیین مأموریت با تعریف تراز بالایی از مسئولیت برای جوانان و دانشجویان دغدغه‌مند انقلاب اسلامی است. در این مأموریت، با نگاهی فراجناحی و فراسیاسی و تنها با هویت نیروی انقلابی، به آینده‌نگاری و ترسیم آینده‌ی انقلاب اسلامی براساس چارچوب‌های اندیشه‌ی امامین انقلاب اسلامی پرداخته و سیر مسیر به‌سمت آن از طرف مجریان مورد نظارت قرار می‌گیرد. در همین راستا، در صورت وقوع اخلال در اجرای انقلاب اسلامی توسط کارگزاران و متولیان امر، نیروهای انقلابی، اقدام به هشدار و تذکر و نقد و طرح مطالبه و تلاش برای تبدیل آن به مطالبه‌ی عمومی می‌نمایند. در صورت عدم اصلاح روند توسط متولیان امر خود برای حل آن مسئله وارد میدان می‌شوند. لذا مأموریت مهم همان مسئولیت همگانی و همیشگی نیروهای انقلابی با توان مانور آتش‌به‌اختیار و عدم بی‌تفاوتی نسبت‌به حوادث پیرامونی است که می‌تواند حیات و دوام انقلاب اسلامی را تضمین نماید.
 
7. آتش‌به‌اختیار در کارهای گره‌گشا
 
آنچه از تاریخچه‌ی بحث و چارچوب گفتمانی مقام معظم رهبری برمی‌آید، آتش‌به‌اختیار بیشتر در انجام کارهای پیش‌برنده و حل‌کننده‌ی مشکلات انقلاب اسلامی است. معنایی که می‌توان با زمینه‌های موجود از آتش‌به‌اختیار استیفا کرد، اقدام درست و به‌موقع با در نظر نگرفتن محدودیت‌های لجستیکی و حمایتی و حتی ایستادگی در مقابل سنگ‌اندازی‌هاست. ایشان در سخنرانی ابتدای سال 95 در حرم رضوی با اشاره به برخی از این اقدامات که زمینه‌ی موفقیت را فراهم کرده است، با نام بردن از «دستاوردهای دانشمندان شهید هسته‌ای، موفقیت‌های شهید طهرانی‌مقدم در بحث موشکی، کاظمی در سلول‌های بنیادی، شهید آوینی و مرحوم سلحشور در مسائل فرهنگی»، گرای حرکت‌هایی را می‌دهند که با اقدام به موقع و بدون چشمداشت و با روحیه‌ی انقلابی مسیری را در پیش پای پیشرفت انقلاب اسلامی گشوده‌اند. نکته‌ای که در چینش این نمونه‌ها باید توجه کرد، جنس متفاوت این اقدامات است. حوزه‌های نظامی تا علمی و فرهنگی شامل این نوع حرکت انقلابی و آتش‌به‌اختیار است. لذا آتش‌به‌اختیار بودن یکی از ویژگی‌های انقلابی بودن است که انقلابیون با شناخت درست عرصه، وارد میدان می‌شوند و با حرکتی منطقی و برنامه‌ریزی‌شده، گرهی از مشکلات نظام را حل می‌کنند. این اقدام می‌تواند تبیین و تجزیه‌وتحلیل درست موضوعی مانند سند 2030 یا برجام باشد یا حرکتی جهادی در آزمایشگاه برای حل مشکل نظامی و علمی یا اقدامی میدانی مانند محرومیت‌زدایی در اردوهای جهادی.
 
نتیجه
 
براساس آنچه از کلام رهبر معظم انقلاب برمی‌آید، ایشان کلید حل مشکلات کشور را در نهادینه شدن نگاه انقلابی در آحاد جامعه به‌ویژه کارگزاران نظام می‌دانند. با توجه به تلاش دشمن برای نفوذ در مراکز تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز و وجود برخی متولیان امر که اگرچه ضدانقلاب نیستند، ولی غیرانقلابی بوده و در چارچوب گفتمانی انقلاب اسلامی اندیشه نمی‌کنند و تصمیماتی را اتخاذ می‌کنند که بعضاً خلاف اصول انقلاب اسلامی است و با این تصمیمات بیم تغییر در ماهیت انقلاب اسلامی می‌رود، رهبری انقلاب می‌کوشند برای حفظ سیرت و صورت انقلاب اسلامی، به انحای مختلف نقش نیروی مؤمن به انقلاب را تقویت نمایند. باید دقت داشت یکی از نقاط قوت انقلاب اسلامی، وجود نیروهای دغدغه‌مند و فعالی است که در سازمان و تشکیلات دولتی و رسمی سازمان‌دهی نمی‌شوند یا در صورت حضور در ساختارها خود را محدود به آن نمی‌کنند. این نیروهای انقلابی اصالت را در اصل انقلاب اسلامی می‌دانند و ساختارها و جایگاه‌ها را برای پیشبرد انقلاب اسلامی لازم می‌دانند. استفاده از ظرفیت این نیروها تنها با هویت‌بخشی و تعریف مأموریت درست برای ایشان میسور می‌گردد. این نیروها با توجه به عدم وابستگی به نهادها و ساختارها می‌توانند اجرای انقلاب اسلامی را مورد مطالبه‌ی خود قرار دهند. در این مطالبه‌گری، مشخصاً در ابتدای امر، دستگاه‌های رسمی متولی امر مخاطب قرار می‌گیرند تا برنامه‌ریزی‌ها، سیاست‌گذاری‌ها و اقدامات خود را در ریل انقلاب اسلامی تنظیم نمایند، اما در صورت عدم تحقق و عدم دریافت پاسخ مناسب از دستگاه‌ها این نیروهای انقلابی با مأموریت آتش‌به‌اختیار، در چارچوب منطق و برنامه‌ریزی و راهکارهایی که بیشترین آورده، در عین کمترین هزینه را دارند، به حل آن مشکل و معضل می‌پردازند.
 
آتش‌به‌اختیار بودن یکی از شاخصه‌های نیروهای انقلابی است که به‌مثابه‌ی عمل به موقع و جهادی برپایه‌ی تحلیل و منطق درست، بدون محصور شدن در قیود غیرعقلانی و اسیر شدن در واژگانی مانند «نمی‌توان» و «نمی‌شود» و کوتاه آمدن در مقابل سنگ‌اندازی‌ها برای حل مشکلات و معضلات نظام، در چارچوبی از اصول همچون عدم تکمیل پازل دشمن، قانون‌گرایی، رعایت اخلاق و شرعیات و... پیگیری می‌شود.*
 
*سجاد ریحانی؛ کارشناس ارشد علوم سیاسی


نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : آتش به اختیار،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 4 مرداد 1396


نوع مطلب : تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خلاقیت های یک مدیر مدرسه برای ترویج حجاب

”نظم” و ”ابتکار عمل” این خانم مدیر مدرسه مهم ترین مولفه هایی است که او را به چنین جایگاهی رسانده است. او خسته نمی شود و مدام به دنبال طرح های جدید و اثرگذار برای کارهای فرهنگی و پرورشی است، کارهایش چند برابر انتظاراتی است که برای فعالیت پرورشی به مدرسه بخشنامه می شود. دغدغه بسیار زیادش در حوزه عفاف و حجاب باعث خلاقیت هایی شده که همین کارها اغلب دانش آموزان مدرسه را عاشق حجاب و چادر کرده است.
خلاقیت های یک مدیر مدرسه برای ترویج حجاب

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بسیج، خانم اکرم منتظری ۱۲ سال است که در این مدیریت دبیرستان میثاق شاهد منطقه ۸ تهران را برعهده دارد. مدرسه وی یکی از فعال ترین مدارس شهر تهران است که علاوه بر رتبه علمی بالا، در ابتکارهای فرهنگی هم سرآمد است. همین رویکرد موجب شده تا در گسترش و ترویج عفاف و حجاب در سطح دانش آموزان مدرسه و گرایش دختران به حجاب برتر امتیاز بالایی دریافت کند. با او درباره خلاقیت هایی که در این باره صورت گرفته است به گفت و گو نشستیم. متن زیر حاصل گفت و گوی طنین یاس با خانم منتظری است.

خانم منتظری، چه دلیلی باعث شد تا در حوزه حجاب، فعالیت تخصصی برای دانش آموزان انجام دهید؟

حجاب یکی از مؤلفه های مهم در دین مبین اسلام است و ما در مدرسه این نکته را یک امر وجوبی دانستیم و با اهدافی مانند حفظ آرامش افراد، حراست از بنیان خانواده و امنیت روانی جامعه، فعالیت هایی را در زمینه گسترش عفاف و حجاب در جامعه کوچک خودمان یعنی مدرسه را آغاز کردیم. به هرحال مدرسه خانه دوم دانش آموزان است و اثرگذار زیادی روی این قشر دارد.باور من این است که آموزش و پرورش می تواند نقش بی بدیلی در فرهنگ عفاف و حجاب و باورهای اعتقادی دانش آموزان و حتی اولیا آن ها داشته باشد. ما در این سازمان ”دانش آموز” را به عنوان سرمایه های انسانی کشور در اختیار داریم که یک فرصت طلایی برای تربیت و آموزش آن ها محسوب می شود.

در مدرسه بچه ها موظف به پوشش چادر هستند و این از قوانین ثابت تمام مدارس شاهد کشور است، ما نمی خواستیم تا این قانون به صورت اجباری و بی میل اجرا شود بنابراین راهکارهایی را برای شناخت حجاب در مدرسه عملیاتی کردیم تا علاوه بر این که چادر برای آن جذاب باشد، خودشان هم با اعتقاد و عشق و آگاهی آن را انتخاب کنند.

اولین اقدام شما در مسیر ترویج عفاف و حجاب چه بود؟

در قدم اول، من در مدرسه ی خودم یک ستاد تحت عنوان ”ستاد عفاف و حجاب” ایجاد کردم تا برنامه ریزی های کلان این موضوع، به صورت سالانه و منسجم در همان ستاد پیگیری شود. این کار یک بخشنامه سازمانی نبود بلکه خودمان به خاطر دغدغه ای که برای حجاب داشتیم، فراتر از آنچه می خواستند عمل کردیم و به کمک معاونین و دبیران این ستاد را راه انداختیم. تقسیم وظایفی صورت گرفت و تمام کارها در همان جا برنامه ریزی و سپس نظارت و ارزیابی می شد. چالش ها و آسیب های حوزه فعالیت شناسایی شد و طبق نیازمان برنامه کاری آینده در ستاد به تصویب رسید.

محصول این ستاد چه کار و یا کارهایی بود؟

مدارس معمولا یکسری تشکل های رسمی مانند شورای دانش آموزی، بسیج، فرزانگان و تعدادی تشکل های غیر رسمی دارند. یکی از کارهای ما این است که به صورت ماهانه و یا در مواقع اضطراری با این تشکل ها جلساتی را برگزار می کنیم. در این جلسات مسائلی مانند حجاب و عملکرد تشکل ها در آن زمینه مورد بررسی قرار می گیرد. در همین راستا ”شورای دوستی” را هم راه اندازی کردیم که هدف آن ائتلاف تشکل های دانش آموزی است؛ علاوه بر رقابتی سالم برای پیشبرد اهدافشان در تشکل ها، اتحاد بین آن ها هم در این شورا بیشتر شد.

انجام برنامه های مختلف فرهنگی و هنری یکی از مهم ترین اقدامات ما در موضوع حجاب است؛ تولید محتوا، سرود و نماهنگ، وبلاگ نویسی، فراخوان پژوهش و مقاله نویسی، معرفی کتاب، جلسات هم اندیشی و نشست های برای پرسش و پاسخ های دینی که این مورد خیلی مورد استقبال بچه ها قرار می گیرد.

آیا اجرای این همه فعالیت غیر درسی لطمه ای به زمان درس خواندن و حضور بچه ها در مدرسه وارد نمی کرد؟

ببینید مدرسه ما نه تنها در فعالیت فرهنگی و اجتماعی بلکه بیشتر از آن در رتبه و برنامه های علمی و پژوهشی جایگاه بسیار خوبی در منطقه و استان دارد و بهترین و توانمندترین دبیران را جذب کرده ایم؛ اگر ما به فعالیت های فرهنگی وارد شدیم به این معنا نیست که از فعالیت درسی بچه هایمان کم کرده ایم. ما فقط دو روز در هفته در روزهای سه شنبه و چهارشنبه از ساعت ۷ تا ۸ صبح جلسات عمومی را برگزار کرده یا فعالیت فرهنگی می کنیم و الباقی زمان دانش آموزان در مدرسه به امور درسی اختصاص دارد. همین برنامه ها هم به قدری متنوع است که دانش آموزان استقبال زیادی از آن دارند. شاید به همین دلایل است که متقاضیان ثبت نام در مدرسه ما بسیار بالاست.

از اساتید و مربیانی از خارج از مدرسه هم استفاده می کنید؟

برای فعالیت های فوق برنامه بله؛ علاوه بر اینکه از چهره های شاخص و سخنرانان معروف کشوری در مدرسه دعوت به عمل می آوریم، با جامعه المصطفی قم که محل تحصیل دروس حوزوی برای بانوان خارجی تازه مسلمان شده است، ارتباط خوبی داریم و بارها دانش آموختگان این مرکز را به مدرسه دعوت کرده ایم تا برای بچه ها سخنرانی کنند و چقدر زیبا این افراد به موضوع حجاب ورود پیدا می کنند. دو نفر از این سخنرانان به طرز جالب و بسیار زیادی روی دانش آموزان ما اثرگذار شدند.

کادر آموزشی که در مدرسه شما فعالیت می کند، به این نحوه کارها اعتراضی ندارد؟ بالاخره تشکیل ستاد عفاف و حجاب و این حجم از کار فراتر از وظایف مصوب دبیر و معاونین مدارس است.

خیر؛ به هیچ عنوان اعتراضی نکرده اند. همه ما را به عنوان یک مدرسه پرکار، مبتکر و خلاق در زمینه فرهنگ و هنر می شناسند و مراکز بالاتر و همکاران خودمان هم می دانند که اگر قرار است وارد دبیرستان میثاق شهدا بشوند باید در این حیطه کار کنند. فعالیت های این مدرسه فوق برنامه های ابلاغ شده است و ساماندهی کارها، برنامه ریزی ها و اجرای برنامه ها به کمک همین همکارن صورت می گیرد. به هرحال من هم با تشویق های مادری و معنوی از همکارانم حمایت می کنم اما به عقیده خودم، معنویت و عشق به شهدا است که دبیران و معاونان را در اینجا نگه داشته است.

با این شیوه کاریتان، آیا فرصتی برای خانواده خودتان هم می ماند؟

هر خانمی چه شاغل باشد و چه فعال اجتماعی، باید اولویت های خود را بر اساس آرامش خانواده تنظیم کند. یک معلم باید بتواند ابتدا به خانواده و فرزندان خودش رسیدگی و فعالیت کند تا با انرژی مثبت حاصل از آن، بتواند کاری برای دانش آموزانش انجام دهد. اگر من نتوانم در خانه ام برنامه ریزی کنم چطور می توانم به بچه های مردم آموزش بدهم. من برای بچه هایم برنامه ریزی های خوبی کرده ام تا آن ها را به موفقیت نزدیک کنم. سعی کردم از کودکی آن ها را با مسجد پیوند بدهم و این پیوند را به ورزش گره زدم چون توجه خیلی زیادی به اثر ورزش در زندگی دارم. سه فرزند پسر دارم که همگی تحصیلات عالی داشته و فعالیت های مختلف انجام می دهند و حتی فرزند آخرم رتبه جهانی در ورزش کسب کرده است و این ها همه از لطف خداست.

ممکن است به طور خاص از فعالیت هایتان در حوزه حجاب در مدرسه بگوئید؟

به عقیده من اولیا، دبیران و دانش آموزان سه مثلثی هستند که باید همدیگر را حفظ کنند. فعالیت های ما در یک قالب ثابت نیستند مدام به روز می شوند. با همکاران نیازسنجی می کنیم و بر اساس آن برای اولیا و دانش آموزان برنامه های متنوع ترتیب می دهیم. برنامه های برجسته ای که اجرا کرده و نتیجه خوبی گرفته ایم مواردی مانند دیدار با خانواده های شهدا و شهدای حجاب، خاطره گویی دانش آموزان از حجابشان، بیان احکام حجاب معرفی، و تشویق برترین های حجاب، خواندن وصیت نامه های شهدا به خصوص در رابطه با حجاب، برگزاری اردوهای تشویقی پرسش و پاسخ با مشاور مذهبی، همکاری با صداوسیما و شرکت در برنامه های تلویزیونی، تولید محتوا در تابلوی اعلانات مخصوص حجاب در مسیر تردد بچه ها، معرفی خانواده های موفق در بحث های اخلاقی و حجاب در جمع های اولیا، الگوسازی از دانش آموزان فارق التحصیل قدیمی و موفق مدرسه بوده است.

شنیده ام در بحث کار آفرینی هم وارد شده اید؟

بله ما در ارائه الگوهای حجاب در جامعه باید بیشتر کار کنیم. به نظرم آمد که برای داشتن حجاب درست باید لباس و چادرهای زیبا و متنوع و درعین حال در شان محجبه ها داشته باشیم اما در بازار کمتر طرح مانتو و محصولات حجاب درخور بچه های محجبه دیدم. بنابراین از بانوان خیاط خودمان استفاده کرده و در مدرسه آن ها را به دانش آموزها و خانواده هایشان معرفی کردیم تا هم کارآفرینی شده باشد و هم دانش آموزان از لباس مناسب بهره ببرند. علاوه بر این روی مدیریت اقتصادی و پس انداز کردن دخترانمان هم کار می کنیم، بالاخره این بچه ها قرار است در آینده ای نه چندان دور تشکیل خانواده بدهند و باید مهارت های زندگی را بیاموزند. اتفاقا بچه ها را طوری تربیت می کنیم که به طور نامحسوس و غیر مستقیم، مسائل بنیادی و مهارت های زندگی مشترک را هم آموزش ببینند. حتی آن ها را به سوی دغدغه مندی و جهت داری درمسائل اجتماعی هم می کشانیم؛ مثلا گلریزان برای آزادی زندانی ها و بازارچه های خیریه هم مربوط به اقتصاد است، هم نوعی فعالیت خیرخواهانه اجتماعی.

خاطره ای هم از فعالیت هایتان در حجاب دارید؟

کتاب سلام بر ابراهیم که درباره شهید ابراهیم هادی است را بین تمام دانش آموزان مدرسه توزیع کردم و این کتاب به قدری تاثیر گذار بود که بسیاری از دختران ما جذب شهدا شدند. تاثیر چنین کتاب هایی این است که دختران ما خودشان هم سعی می کنند مانند شهدا زندگی اخلاق محوری داشته باشند. به یاد دارم روزی مادر یکی از دانش آموزانم به مدرسه آمد و گفت: «من هیچ وقت نه نماز می خواندم و نه اهل رعایت حجاب بودم، اما از وقتی دخترم در مدرسه تغییر کرد، هر روز مطالبی که از شما یاد می گرفت را در خانه به من منتقل می کرد. به همین ترتیب زندگی من هم دستخوش تحولاتی شد. من اکنون عاشق حجاب و دینم شده ام و مادری هستم که از دخترش مادری کردن یاد گرفته است.»

تا حالا شده که به این فکر کنید که نکند این همه تبلیغ برای حجاب دانش آموز را خسته کند؟

ما برای تمام مسائل فرهنگی کار می کنیم اما عملکردمان در حجاب بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. بله افراط و تفریط در هرکاری نتیجه عکس می دهد؛ من به همان اندازه ای که از حجاب می گویم، در مواقعی که نامحرم در مدرسه حضور ندارد، فضا را برای دختران مدرسه ام آزاد و اختیاری کرده ام. یکی از برنامه های زیبای ما که واقعا بچه ها خیلی دوستش دارند مراسمی با عنوان «شبی با ستارگان میثاق» است.

مراسم به این شکل است که بعضی مواقع بعد از برنامه آموزشی و اتمام کلاس ها در بعد از ظهر، با برنامه ای بسیار شاد و جذاب داریم که در آن دخترانمان لباس های شیک خود را به مدرسه می آورند و موهایشان را مدل داده و اگر خواستند خودآرایی می کنند و با شادی های جمعی و حلال آزادانه انرژی خودشان را تخلیه می کنند. هر دختری میل به خودنمایی و زیبا دیده شدن دارد و ما با این کار فضایی فرح بخش برای آرامش روحی و مملو از ذوق دخترانه را برای بچه ها مهیا کرده ایم. من برای آسایش آن ها ساعات حضورشان در مدرسه را طوری تنظیم می کنم که بچه ها راحت بتوانند در راهرو و سالن های مدرسه مقنعه خود را دربیاورند تا راحت باشند، حتی به آن ها می گویم که جلوی من راحت و بدون مقنعه باشند ولی از درب مدرسه که بیرون می روند پرچم دار حیا و حجاب باشند.

در تابستان ها حتی کلاس هایی مانند بافت مو هم برگزار می کنیم. فارق از تمام این ها هرچقدر هم که یک مدرسه آموزش فرهنگی و مسائل حجاب داشته باشد، کفایت نمی کند و بار مسئولیت از دوش رسانه ها و مراکز فرهنگی و تربیتی کشور برداشته نمی شود. امیدوارم اتفاقات بهتری در این زمینه صورت بگیرد.

تا حالا شده است که دانش آموزانتان را بیرون از مدرسه بدحجاب ببیند؟

خب به خاطر جایگاهی که مدرسه ما در شهر تهران دارد خیلی متقاضی دارد و عده ای هم تلاش می کنند به هر قیمتی وارد مدرسه شوند، حتی به دروغ و ظاهرسازی چادری بر سر می گذارد تا ثبت نام شود؛ خب گاهی پیش می آید که واقعا دانش آموز همانی نبوده که موقع ثبت نام دیده شده است. ولی من برای اینکه حس دوگانگی در دانش آموز ایجاد نشود و نفاق از بین برود. من همیشه در سخنرانی ها به بچه ها می گویم من دوست دارم شماها را در محیط مدرسه زیبا ببینم حتی بدون حجاب هم عزیز هستید اما وقتی از مدرسه بیرون می روید هم به قانون مدرسه احرام بگذارید و عمیقا دوست دارم با اعتقاد قلبی محجبه شوید. اگر هم چادر سر نمی کنید، حجابتان در خارج از مدرسه مناسب باشد. اما به همین بسنده نمی کنیم و در طول سال تحصیلی برای اعتقادات بچه ها به طور اساسی وقت می گذاریم. حتی از آن ها خواسته ام از طریق یک صندوق دلایل عدم تمایلشان به حجاب را برایم بنویسند تا بیشتر با روحیات و نیازهایشان آشنا شده و بتوانم کمک کنم.



نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : حجاب،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سید یاسر جبرائیلی

چراغ قرمز سرلشکر باقری به تحریم CIDA

خبرگزاری فارس: چراغ قرمز سرلشکر باقری به تحریم CIDA

تعلل آمریکایی‌ها در تصویب تحریم CIDA به این دلیل است که در حال سنجش و ارزیابی واکنش ایران هستند. متاسفانه برخی اظهارات، در بیرون، چراغ سبز به این تحریم‌ها تعبیر شده و مجلس هم که چراغ زرد نشان داده بود. سرلشکر باقری این چراغ را قرمز کرد؛ دولت و مجلس هم باید این رویکرد را پی بگیرند.

در هفته‌های اخیر برخی تحلیل‌ها و اظهارنظرها، تعلل کنگره آمریکا در تصویب تحریم CIDA موسوم به722‌S علیه ایران و روسیه را به برخی اختلاف نظرها میان 2 حزب دموکرات و جمهوری‌خواه نسبت داده‌اند. این نگاه تقلیل‌گرایانه اما از این واقعیت غفلت می‌کند که وقتی در مجلس سنای متشکل از 52 جمهوری‌خواه، 46 دموکرات و 2 سناتور مستقل، طرح CIDA با 98 رای موافق برابر 2 رای مخالف به تصویب رسیده است، چگونه ممکن است علت تعلل مجلس نمایندگان (دیگر بخش کنگره)، در تصویب این تحریم، اختلاف حزبی باشد؟ لذا برای ریشه‌یابی این تعلل، دلیل معتبرتری باید جست.
واقعیت این است که آمریکایی‌ها نظر به نتیجه‌ای که از برجام گرفته‌اند، در پی تکرار آن در سایر حوزه‌های قدرت ایران هستند و این بار، قدرت دفاعی ایران را نشانه گرفته‌اند. مقامات دولت اوباما از جمله جان کری، وزیر سابق خارجه آمریکا بارها تصریح کردند از تحریم‌ها نتیجه گرفته‌اند و واشنگتن باید فشار بر ایران در سایر حوزه‌ها را ادامه دهد. تحریم CIDA  در واقع آغازگر پروژه‌ای است که طی آن آمریکا قصد جایگزین کردن قدرت دفاعی و تسلیحاتی ایران با برنامه هسته‌ای و آغاز فصل جدیدی از تحریم‌ها با هدف رسیدن به برجام نظامی را دارد. اما اینکه چرا کنگره آمریکا تاکنون در تصویب نهایی این قانون و ارسال آن روی میز دونالد ترامپ تعلل کرده و برنامه روشنی برای بررسی آن در مجلس نمایندگان نیز ارائه نمی‌شود، بیشتر به این مساله بازمی‌گردد که با توجه به اهمیت و گستره این تحریم، آمریکا در حال سنجش واکنش ایران است.
تا روز گذشته، آمریکایی‌ها 2 نوع واکنش از داخل ایران به این تحریم دریافت کرده بودند که یکی نوعی اعلام همراهی با این پروژه جدید تحریم و دیگری یک اقدام نمایشی و فاقد حداقلی از قدرت بازدارندگی بود. واکنش نخست از جانب کسانی بود که همزمان با قرار گرفتن تحریم CIDA در دستور کار کنگره آمریکا و بویژه پس از تصویب آن در سنا، حملات تندی علیه سپاه آغاز کردند که در رسانه‌های بین‌المللی به همراهی با ترامپ علیه سپاه تفسیر شد. واکنش دیگر، آماده‌سازی یک طرح در مجلس شورای اسلامی برای پاسخ به تحریم‌های آمریکا بود که نویسندگان طرح، تقریبا عین همان متن تحریم آمریکا علیه ایران را ترجمه کرده و با جایگزین کردن کلمه آمریکا با ایران، می‌خواهند آن را به تصویب برسانند. این طرح 2 ایراد اساسی دارد؛ نخست اینکه به‌رغم تصریح خود آمریکایی‌ها از جمله ریچارد نفیو (عضو سابق تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای آمریکا) بر نقض برجام توسط تحریم CIDA، مجلس شورای اسلامی به جای پیگیری بند 3 مصوبه مهر 94 که مقرر کرده است در صورت وضع تحریم، همکاری‌های داوطلبانه خود در قالب برجام را متوقف کند، با روی آوردن به یک طرح جدید، عملا پیام می‌دهد که سر برجام سلامت خواهد بود و آمریکا نگران توقف اجرای برجام از سوی ایران در صورت تصویب تحریم CIDA نباشد. ایراد مهم دیگر طرح مجلس این است که حتی اگر در فضایی بدون وجود برجام، بنا بر تدوین طرحی برای پاسخ‌دهی به تحریم بود، آن طرح باید در حوزه مزیت‌های جمهوری اسلامی تعریف می‌شد. آمریکا بر شبکه مالی بین‌المللی سلطه دارد و از این مزیت خود برای اعمال فشار بر ایران استفاده می‌کند. آیا مضحک نیست اقدام متقابل ما علیه آمریکا از همین جنس باشد؟! خلاصه اینکه واکنش‌هایی که آمریکایی‌ها تاکنون از سوی دولت و مجلس ما در قبال تحریم CIDA دریافت کرده‌اند، به هیچ‌وجه آنها را از اعمال این تحریم‌ها منصرف نخواهد کرد.
اظهارات روز گذشته سرلشکر باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح اما معادلات را به صورت جدی تغییر داده است. سرلشکر باقری هشدار داد: «همردیف شمردن سپاه با گروه‌های تروریستی و جاری کردن تحریم‌های مشابه آنان برای سپاه ریسک بزرگی برای آمریکا و پایگاه‌ها و نیروهای مستقر آنها در منطقه است». این اظهارات از این رو بسیار حائز اهمیت است که محاسبات گذشته آمریکایی‌ها درباره واکنش ایران به تحریم را کاملا تغییر داده و دقیق می‌کند.
آمریکایی‌ها تا زمانی که حس کنند اقدامات تهاجمی‌شان برای‌شان هزینه‌ای ندارد و بلکه می‌توانند تحریم را ابزار اعمال فشار علیه ایران قرار دهند، به فشار و تحریم ادامه خواهند داد اما آنجا که ببینند اقدام علیه ایران در حوزه مزیت آمریکا، یک پاسخ متقابل در حوزه مزیت ایران را در پی خواهد داشت، قطعا عقب خواهند نشست.
همانطور که در طلیعه این نوشتار اشاره شد، تعلل آمریکایی‌ها در تصویب تحریم CIDA به این دلیل است که در حال سنجش و ارزیابی واکنش ایران هستند. متاسفانه برخی اظهارات، در بیرون، چراغ سبز به این تحریم‌ها تعبیر شده و مجلس هم که چراغ زرد نشان داده بود. سرلشکر باقری این چراغ را قرمز کرد؛ دولت و مجلس هم باید این رویکرد را پی بگیرند. دولت آقای روحانی برای اجرای توافقی که با آمریکایی‌ها انجام داده بود، از رهبر حکیم انقلاب یک مجوز کسب کرده است که این مجوز مشروط به عدم اعمال هرگونه تحریم جدید تحت هر بهانه‌ای است. روز امضای تحریم CIDA توسط ترامپ، روز ابطال مجوز آقای روحانی برای اجرای برجام نیز هست. آقای روحانی اگر می‌خواهد این تحریم وضع نشود، به جای همنوایی با آمریکا، ابطال مجوز اجرای برجام را علنا و صراحتا به آمریکایی‌ها هشدار دهد.



نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

رئیس پلیس فتا:

فضای سایبری به بستری برای اقدامات تروریستی تبدیل شده/نگرانی‌جدید دولت‌ها مقابله با باج‌افزارها است

خبرگزاری فارس: فضای سایبری به بستری برای اقدامات تروریستی تبدیل شده/نگرانی‌جدید دولت‌ها مقابله با باج‌افزارها است

رئیس پلیس فضای تبادل اطلاعات گفت: فضای سایبری به بستری برای اقدامات تروریستی تبدیل شده و می‌بینیم که داعش در حال تغییر فضای فکری و کاری خود است.

به گزارش خبرنگار انتظامی فارس، سردار سیدکمال هادیانفر، رئیس پلیس فضای تبادل اطلاعات صبح امروز در اجلاس ملی پیشگیری و مبارزه با جرائم سایبری که با حضور مدیرکل اینترپل و جمعی از سفرا برگزار شد، اظهار داشت: امروزه فضای تبادل اطلاعات جامعه جهانی را تغییری اساسی داده و روابط فرهنگی و اجتماعی و سیاسی را دستخوش تغییر کرده و تمام ابعاد حوزه بشر را وابسته خود کرده است.

وی افزود: امروز تأمین امنیت فضای سایبر، چالش همه دولت‌ها بوده و سازمان‌های معتبر جهان پیش‌بینی می‌کنند تا سال 2019 ضرر ناشی از سرقت اطلاعات دو تریلیون دلار خواهد بود.

رئیس پلیس فتا گفت: هر تکنولوژی و فناوری همزمان با فراهم کردن امکانات موجب یک سری ضررها و جرایمی هم خواهد بود و تکنولوژی به دست انسان رسیده در یک دوره ده تا پانزده ساله باعث سواستفاده مجرمیت می‌شود.

هادیانفر تصریح کرد: فضای سایبری امروز به یک بستر برای اقدامات تروریستی تبدیل شده و می‌بینیم که داعش در حال تغییر فضای فکری و کاری خود است و در فازی جدید اقدام به فعالیت گسترده و شبکه سازی گسترده در فضای سایبر کرده است.

وی ادامه داد: مقابله باج افزارها یک نگرانی جدید برای همه دولت‌ها محسوب می‌شود و دیدید که چگونه در یک هفته باج افزاری صد دولت را آلوده کرده و مورد هدف خود قرار داد.

ما برای غلبه بر مشکلات سایبری نیاز به یک عزم و اراده جامع و جهانی نیاز داریم و مطمئن باشید حتی آمریکا هم نمی‌تواند بدون همکاری سایر کشورها امنیت سایبری خود را تامین کند.

وی ادامه داد: ما در 132 نقطه در کشور فتا فعال بوده و با داشتن آزمایشگاهی مجهز در تلاشیم تا امنیت فضای سایبر را برای هموطنان خود تامین کنیم.

وی گفت: ما همکاری تنگاتنگی با سایر کشورها داشتیم اما لازم است همه سازمان‌های جهانی موثر پای کار آمده و با یکدیگر تعامل و همکاری برخطی داشته باشند. به نظر ما کنوانسیون بوداپست به روز نبوده و باید یک سند جامع دیگری ایجاد شود و اگر در آینده نزدیک همه کشورها کنار یکدیگر نباشند دچار یک مشکل جامع در سطح دنیا می‌شویم.

هادیانفر در پایان گفت: باید همه کشورها را گرد هم جمع کرده و در راستای افزایش همکاری‌های جهانی تلاش مضاعف داشته باشیم و بدانید که ما با این نهاد جهانی همکاری‌های همه جانبه‌ای را داشته‌ایم.



نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها : فضای مجازی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اژدهایِ هفت سرِ سِحْرِ فرعونیانِ زمان چگونه بلعیده شد

حجت الاسلام میراحمدرضا حاجتی

خبرگزاری فارس: اژدهایِ هفت سرِ سِحْرِ فرعونیانِ زمان چگونه بلعیده شد

در حالی که فردای توافق پوشالی ترامپ با شاه عربستان در اجلاس اسلامی-آمریکایی بنا بود جبهه متحد بر علیه ایران اسلامی شکل بگیرد اکنون به تعبیر مجری معروف شبکه الجزیره ژنرال قاسم سلیمانی اتوبان زمینی تهران-بغداد-دمشق-بیروت را افتتاح نموده است!

فَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ (1)

و گمان مبر که خدا وعده هایی را که به پیامبرانش داده تخلف کند، چرا که خداوند قادر و منتقم است.

انقلاب اسلامی مبدأ تحولات عظیمی در جهان معاصر بوده و اکنون نیز تحولات جاری برآمده از آن بسی شگفتی ساز گردیده است.

از ابعاد قابل تامل و شگفت انگیز این انقلاب آن است که هر توطئه و تهدید ریز و درشتی که دشمنانش برای به محاق بردنش تدارک دیده اند با محوریت امام و استقامت امت به فرصتی نو و پیدایش تحولی عظیم به نفع انقلاب مبدل گشته است.

چنانکه علی رغم ساماندهی و تقویت و پشتیبانی جریان تکفیری در سال های اخیر با هدف نابودی محور مقاومت اکنون در تحولی شگرف مقدمات بسط و گسترش جبهه مقاومت از باب المندب تا مرزهای فلسطین اشغالی فراهم آمده.

در زمانی که اژدهایِ هفت سرِ سِحْرِ فرعونیانِ زمان سر بر آورده بود تا با ایجاد رعب و وحشت مقدمات تسلیم و بلعیدن جبهه مقاومت اسلامی را در منطقه فراهم و خاورمیانه جدید را رقم بزند به یکباره گرفتار باطل السحر امام المسلمین و عصای سلیمانی موسی زمان گردید و خود بلعیده شد.

اکنون نه تنها صنعا، دمشق و بیروت پابرجا هستند که حلب و موصل نیز آزاد گشته اند و دیگر هیچ تحلیل گر عاقلی سخن از تحقق دولت عظیم خلافت و طرح خاورمیانه جدید به میان نمی آورد و اکنون استراتژیست ها و کارگزاران شیطان بهت زده شاهد تشکیل بسیج مردمی عراق و الحاق آن با جبهه متحدین در مرزهای زمینی سوریه هستند!

بنا بود با توطئه های رنگارنگ بر علیه محور مقاومت مقدمات تضعیف هویت انقلابی ایران اسلامی با استفاده از بعضی از عناصر واداده و غرب زده داخلی فراهم آید و پیام تسلیم از ایران به گوش برسد که غرش موشک‌های نقطه زن ذوالفقار پیام اقتدار و عزت و تسلیم ناپذیری ملت را به دنیا مخابره کرد.

و بنا بود این توطئه ها سربازان شیطان را به مرزهای ما گسیل دارد... اما در چند روز گذشته نخست وزیر مضطرب رژیم صهیونیستی از تلاش های بی وقفه اش برای جلوگیری از استقرار لشگریان ایران اسلامی و حزب الله در مرزهای شمالی فلسطین اشغالی در جولان خبر می دهد!

و در حالی که فردای توافق پوشالی ترامپ با شاه عربستان در اجلاس اسلامی-آمریکایی(2) بنا بود جبهه متحد بر علیه ایران اسلامی شکل بگیرد اکنون نه تنها این جبهه منعقد نگردید بلکه به تصریح مقامات ارشد کشورهای عربی، شورای همکاری خلیج فارس نیز از هم پاشیده است و به تعبیر فیصل قاسم مجری معروف شبکه الجزیره در همین حال ژنرال قاسم سلیمانی اتوبان زمینی تهران-بغداد-دمشق-بیروت را افتتاح نموده است! (فیلم پیوست) http://yon.ir/2kRcd

آری این است سنت الهی... توطئه های دشمن، راه را برای رسیدن به آرمان های انقلاب اسلامی باز می‌کند، اما به شرط تبعیت از امام و استقامتِ امت، که کلید رمز فتوحات جبهه انقلابیون می باشد.

بی تردید به برکت تبعیت از امام خامنه ای، امت پیروز است... و در پایان نگارنده به عبارتی از «الداد پاردو»(3) کارشناس امور ایران در دانشگاه عبری بیت المقدس بسنده می کند ؛ پاردو اعتراف می کند که : «او (آیت الله العظمی خامنه ای) مردی بسیار هوشمند است و در تمام چالش ها پیروز بوده است».

وَ قَدْ مَکَرُوا مَکْرَهُمْ وَ عِنْدَ اللَّهِ مَکْرُهُمْ وَ إِنْ کانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ (4)

آنها نهایت مکر خود را به کار زدند، و همه مکرها (و توطئه‏ هاشان) نزد خدا آشکار است، هر چند کوهها با مکرشان از جا برکنده شود!

پی نوشت:

1-ابراهیم 47، ترجمه آیت الله العظمی مکارم

2- Islamic American Summit

3- Eldad J. Pardo

ایران‌شناس، متخصص و تحلیل‌گر فرهنگ معاصر ایران در مرکز تحقیقاتی «انستیتو ترومن» در دانشگاه عبری اورشلیم است

4-ابراهیم 46،ترجمه آیت الله العظمی مکارم

حجت الاسلام میراحمدرضا حاجتی، امام جمعه موقت اهواز



نوع مطلب : کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

واکنش شاعران به اقتدار نظامی ایران

از جلوه حیدری ما لرزیدید؟/ این تازه برای ما ترقه بازیست

خبرگزاری فارس: از جلوه حیدری ما لرزیدید؟/ این تازه برای ما ترقه بازیست

سیده فاطمه موسوی از شاعران کشورمان در پی پرتاب موشک از سوی سپاه پاسداران به مواضع داعش در سوریه رباعی‌هایی سروده است.

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، سیده فاطمه موسوی از شاعران کشورمان در پی پرتاب موشک از سوی سپاه پاسداران به مواضع داعش در سوریه رباعی هایی سروده است.

 

از موشک ذوالفقار شیرانِ سپاه

لرزیده تن آل سعود گمراه

این تازه شروع کارزار شیعه ست

لاحول ولا قوه الا بالله

 

***

ای ابرهه از قیام این ایل بترس

از فیل بترس از ابابیل بترس

در کعبه امان نداری از خشم خدا

از موشک ایرانیِ سجّیل بترس

***

گفتند پیام تندتان جو سازیست

گفتیم که تازیانه حق"تازی"ست

از جلوه حیدری ما لرزیدید؟

این تازه برای ما ترقه بازیست



نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 36 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


تقویم تاریخ
تاریخ روز
ساعت هویت
ساعت فلش مذهبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ذکرایام هفته
همراه با کتاب خدا
آیه قرآن تصادفی
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
کارنامه عملیاتها
جنگ دفاع مقدس
امکانات جانبی
 
 
 
>

پیغام ورود و خروج


IranSkin go Up