تبلیغات
دعای عظم البلا
دعای فرج دعای فرج حدیث موضوعی
به وبلاگ «هویت ما» خوش آمدید
 
به وبلاگ «هویت ما» خوش آمدید
تلاش برای ترویج «هویت اسلامی-ایرانی»،یا علی مدد


نوع مطلب : تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

حجت الاسلام دکتر رضا غلامی

تمدن نوین اسلامی بسط دهنده آزادی است

خبرگزاری فارس: تمدن نوین اسلامی بسط دهنده آزادی است

تمدن نوین اسلامی، عبارت است از ظهور و بروز مادی و معنوی پیشرفت های هدفمند، سیستماتیک و نوظهور امت اسلامی، با محوریت ایران، بر اساس تعالیم اسلامی در تمامی عرصه های اجتماعی، که شکلی معنادار و منضبط به خود گرفته است.


 موضوع بحث من، آزادی و تمدن نوین اسلامی است. به نظر می رسد، یکی از کلیدی ترین مباحث در این عرصه مطالعاتی، تعیین نسبت و مناسبت آزادی و تمدن نوین اسلامی است.
بحثم را از تعریف تمدن نوین اسلامی آغاز می کنم که منظور من از این تمدن روشن شود. تمدن نوین اسلامی، عبارت است از ظهور و بروز مادی و معنوی پیشرفت های هدفمند، سیستماتیک و نوظهور امت اسلامی، با محوریت ایران، بر اساس تعالیم اسلامی در تمامی عرصه های اجتماعی، که شکلی معنادار و منضبط به خود گرفته است. در این تعریف، واژه "ظهور و بروز"، ناظر به اصل عینیت یافتگی است که قبلا در مقالاتم این اصل را توضیح داده ام؛ "مادی و معنوی"، ناظر به گستره تمدن و دو جنبه ای بودن آن است. ما، نه پیشرفت مادی تنها را مصداق تمدن تلقی می کنیم و نه پیشرفت معنوی تنها را مصداق تمدن تلقی می کنیم. "هدفمند و سیستماتیک"بودن پیشرفت ها ناظر بر وجود یک ابرنظریه و الگوی مشخص برای پیشرفت هاست. "نوظهور" بودن پیشرفت ها، مرز تمدن تاریخی اسلامی را با تمدن نوین معین می کند. بر این اساس، تمدن نوین به معنای برگشت به گذشته نیست بلکه به مفهوم استفاده از سرمایه های تمدنی پیشین برای رسیدن به یک تمدن امروزی است. "امت اسلامی"، بر فراملی بودن این تمدن تاکید دارد، و "ایران" در این تعریف، به نقش کلیدی و محوری کشورمان در شکل گیری تمدن نوین اسلامی اشاره دارد. "بر اساس تعالیم اسلامی"، روح حاکم بر تمدن نوین اسلامی را معرفی می کند؛ به تعبیر دیگر، این اسلام است که مثل خون در رگ های تمدن جدید جاری است. همچنین، واژه های "شکل معنادار و منضبط" هم به صورت و فرم تمدن نوین اشاره می کند. باید توجه داشت که اصولا به پیشرفت های پراکنده، بی معنا و غیر منضبط، تمدن اطلاق نمی شود و این واژه ها در تعریف من، تاکید دوباره ای بر این واقعیت است.
خب، اگر سئوال بفرمایید از نظر شما ویژگی های اصلی تمدن نوین اسلامی چیست؟ بنده چهارده ویژگی را برای این تمدن نام خواهم برد.
یک، تمدن نوین اسلامی، تمدنی "دین بنیاد و حق گراست". اگر حقیقت اسلام را از این تمدن بگیرم، این تمدن پوچ خواهد بود.
دو، این تمدن، "عدالت رکن" است. در واقع، عدالت و ظلم ستیزی، ستون اصلی تمدن نوین اسلامی است.
سه، تمدن نوین اسلامی، "امام محور" است. یعنی در چنین تمدنی، امام معصوم (ع)، در غیاب امام معصوم (ع)، ولی فقیه، ارائه طریق و ایصال به مطلوب را بر عهده دارد و اصولا تحقق دین و عدالت، در گرو وجود امامت است. 
چهار، این تمدن، "آزادی زاست". به بیان دیگر، به بسط و تعمیق آزادی حقیقی کمک می کند و با استبداد و خودکامگی در تعارض است.
پنج، تمدن نوین اسلامی، "مردم نهاد" است و نه حکومت نهاد. البته دولت ها در شکل گیری حکومت نقش مهمی دارند ولیکن در تمدن نوین اسلامی، فراتر از نخبگان، آحاد مردم از نقشی هوشمند برخوردارند.
شش، این تمدن، فرایندی و تدریجی است و نه پروژه ای و دفعتی.
هفت، تمدن نوین اسلامی، "علم گراست". چه علم به معنای معرفت، چه علم به معنای ساینس.
هشت، این تمدن، "فقر ستیز" است، به این معنا که در صدد پیشگیری و ریشه کن کردن فقر در جامعه است. در حقیقت، مواجهه تمدن نوین اسلامی با فقر، مواجهه درمانی نیست، بلکه مواجهه پیشگیرانه است.
نه، تمدن نوین اسلامی، "خلاق و نوآور" است. منظور هم نوآوری در ادبیات، در روش، در ابزار، در فناوری و غیره
ده، این تمدن، "طبیعت دوست" است، یعنی ستیزی با طبیعت ندارد و طبیعت را قربانی فقرزدایی و رفاه جامعه نمی کند.
یازده، تمدن نوین اسلامی، "تعالی خواه" است، یعنی کمال جوست و کمال بشر را در اعتلای حقیقت و روح انسان جستجو می کند.
دوازده، این تمدن، "انسان ساز" است، به این معنا که تمدن نوین اسلامی به دنبال شکوفا سازی جوهر وجودی انسان است و با جریان مسخ انسان در تمدن غرب در تعارض است. بنابراین، این تمدن به دنبال پرورش انسان های متعالی است و اگر بگوییم هدف اصلی تمدن نوین اسلامی همین است، سخن غیر دقیقی نگفته ایم.
سیزده، تمدن نوین اسلامی، "گسترش یابنده و جهانی" است، و عامل این گسترش، نه زور است و نه اقتصاد، بلکه عقل فطری و جذابیت های منحصربفرد اسلام است.
چهارده، این تمدن، "آرامش بخش" است؛ یعنی آلام بشری را کاهش می دهد و به بسط و تعمیق صلح پایدار کمک می کند.
و اما برای ورود به بحث آزادی، لازم است نخست به اقسام و معانی چندگانه آزادی توجه شود. یک موقع، منظور از آزادی، همان اختیار در برابر جبر است. اسلام، انسان را موجودی مختار می داند هرچند به تفویض کامل امور از ناحیه خداوند به انسان نیز قائل نیست. بنابراین، امام صادق علیه آلاف التحیة و الثنا می فرمایند، در این عالم، نه جبر است و نه اختیار بلکه امر بینهما است. لذا ما نه جبری هستیم و تفویضی. البته دقت بفرمایید که منشا همه آزادی های انسان، همین مختار نسبی بودن انسان در این عالم است. اما بحث ما در این نشست، جبر و اختیار نیست.
معمولا برای آزادی دو قسم عمده یعنی آزادی فردی و آزادی اجتماعی ذکر می شود. آزادی فردی، خودش به اغلب اقسام آزادی اجتماعی قابل تقسیم است لکن رایج این است که آزادی اجتماعی را به آزادی فکری، آزادی فرهنگی، آزادی سیاسی و آزادی اقتصادی تقسیم کنند. روشن است که آزاداندیشی در ذیل آزادی فکری است و معنای آن عبارت است از آزادی بروز و ظهور یک فکر و اندیشه.
ممکن است سئوال شود که در تعالیم اسلامی، آزادی فردی اصالت دارد یا آزادی اجتماعی؟ در پاسخ می توان گفت، بر فرض قبول مدنی البطبع یا مدنی بالاضطرار بودن انسان، در نظر گرفتن انسان مستقل از جمع، دشوار یا نادر است. بنابراین، نمی توان آزادی فردی را بدون لحاظ آزادی جمعی معنا کرد. در اینصورت، باید گفت آزادی فردی محترم است، لکن این آزادی نباید سلب کننده آزادی دیگران در جامعه بشود. معنای این سخن، شاید این باشد که در عین محترم بودن آزادی فردی در قلمرو خود، اصالت با آزادی اجتماعی است و آزادی فردی بر فرض وجود قلمرو اختصاصی برای آن، در پرتو آزادی جمعی محقق می شود.
از طرف دیگر، این پرسش قابل طرح است که نسبت آزادی فردی و اجتماعی با آزادی معنوی چیست؟ به نظر می رسد، آزادی معنوی را نباید از آزادی فردی و اجتماعی جدا کرد. از نظر ما، آزادی معنوی و آزادی مادی به عنوان نقطه مقابل آن، لازم و ملزوم یکدیگرند. از سوی دیگر، اسلام یک دین اجتماعی است و وجود آزادی معنوی منوط به شکل گیری جامعه مطلوب اسلامی است.
در اینجا لازم است اجمالا به تعریف آزادی فردی و اجتماعی اشاره ای داشته باشیم. احتمالا، در تعالیم اسلامی، آزادی فردی و اجتماعی عبارت است از نبود مانع غیر طبیعی برای تحقق اراده انسان در جهت رشد مادی و معنوی. 
در واقع، هر چیزی که مانع اراده آدمی در به فعلیت رسیدن قابلیت هایانسان بشود، مقابل آزادی است. اینکه گفته شد مانع غیر طبیعی، از این جهت است که این عالم، عالم حرکت است، یعنی همه موجودات به سمت کمال خود به سرعت در حرکتند و این امر حتما تزاحماتی را در عالم مادی بوجود خواهد آورد که خود این تزاحمات، آزادی انسان را محدود می کند. با این حال، انسان برای کاهش دادن به این تزاحمات اختیار دارد لکن همه این ها نمی تواند نقش طبیعت در محدود سازی آزادی او را منتفی کند.
یک نکته ای که مایلم عرض کنم، فاصله آزادی ذهنی و آزادی عینی است. ممکن است بحث و گفتگوی انتزاعی از آزادی مطلق و بی حد و حصر روا باشد لکن آنچه مسلم است، در این عالم و در مقام عینیت، چیزی به عنوان آزادی مطلق وجود ندارد، چرا؟ برای اینکه به جز طبیعت که محدود کننده آزادی است، رعایت حقوق و آزادی دیگران، خود مهم ترین حد و مرزی است که بوسیله قانون برای آزادی معین می شود. با این حال، می توان به جای آزادی آزادی مطلق، از آزادی حداکثری در برابر آزادی حداقلی صحبت کرد که در مقام عینیت قابل تصور است.
در تعالیم اسلامی، تحقق آزادی دو ضامن دارد که یکی "عدالت" و دیگری "اخلاق" است. دقت بفرمایید که ما عدالت و اخلاق را تضمین کننده آزادی بشر می دانیم نه سلب کننده آزادی او؛ چرا؟ برای اینکه عدالت و اخلاق، هر دو زمینه ای را فراهم می کنند تا اولا قابلیت های موجود در انسان برای رشد شکوفا شود، و ثانیا، بستری را مهیا می کنند تا این قابلیت ها در فرصت های عادلانه محقق بشود. در چنین شرایطی، هر کس که قابلیت بیشتری دارد، به شرط آنکه جلوی به فعلیت رسیدن قابلیت های دیگران را نگیرد، قادر است به سمت شکوفایی و ثمردهی قابلیت های خود حرکت کند و بسیاری از موانع را از سر راه او برداشته می شود. لذا می توان گفت، در جامعه ای که عدالت و اخلاق نیست، آزادی هم نیست هرچند واژه آزادی دائما سر زبان ها باشد. من می خواهم عرض کنم، بعضی تصور کرده اند به دلیل کمبود واژه آزادی در متون دینی، اسلام به آزادی بهاء نداده است این در حالی است که وجود عدالت یعنی وجود آزادی لکن وجود آزادی تنها، لزوما به منزله وجود عدالت نیست.
توجه داشته باشد که "امر به معروف و نهی از منکر" در اسلام نیز یکی از مهم ترین روش های اعمال عدالت است. معروف، آن چیزی است که برای عقل آدمی شناخته شده است و منکر، آن چیزی است که برای عقل انسان غریبه و ناشناخته است. بنابراین، امر به معروف و نهی از منکر، یعنی حرکت در جهت عقلانی کردن جامعه. با این وصف، کسانی از امر به معروف و نهی از منکر بیم دارند که به دنبال عقل ستیزی و شرارت هستند.
در اینجا لازم است دو نسبت دیگر را هم توضیح دهیم؛ یک، نسبت دموکراسی با آزادی و دو، نسبت دولت با آزادی.
از نظر بنده، دموکراسی به معنای متعارف که حاکمیت نصف به علاوه یک اعضا جامعه بر سایر اعضا جامعه است، حتما مخل بعضی از آزادی هاست. به بیان دیگر، دموکراسی استبداد علیه اقلیتی است که سقف آن، 49% اعضا جامعه است که تنها با فاصله 1% درصد تحت حاکمیت گروهی دیگر قرار گرفته اند. اینکه ما در تعالیم اسلامی از "مردم سالاری دینی" صحبت می کنیم، یکی از دلایل آن، این است که بتوانیم با وارد کردن دین و به تبع آن، عدالت به صحنه، از دموکراسی تا حدی استبداد زدایی کنیم.
از طرف دیگر، دولت در جامعه اسلامی، به شرط آنکه نقش و جایگاه خود را محترم بشمارد و به سمت تولی گری و رقابت با مردم نرود، نه تنها مانع آزادی نیست، بلکه به عنوان مجری عدالت، خود ضامن دیگری برای آزادی است. لذا ما در تعالیم اسلامی، دولت را خصم آزادی قلمداد نمی کنیم، هر چند همانطور که اشاره کردم، اگر دولت ها از قلمرو خودشان خارج بشوند، می توان از آنها به عنوان تهدیدی برای آزادی تعبیر کرد.
به اینجای بحث که رسیدیم، ممکن است این پرسش مطرح شود که آزادی در اسلام با آزادی در غرب چه تفاوت های عمده ای دارد؟ بنده در پاسخ به این پرسش، به چهار تفاوت اصلی اشاره می کنم :
یکم، در اسلام، بر خلاف نظام اومانیستی در غرب، آزادی به معنای خود پرستی نیست.
دوم، در زندگی اجتماعی، اصالت با آزادی اجتماعی است نه آزادی فردی و این آزادی در پرتو آزادی اجتماعی محقق می شود.
سوم، آزادی در اسلام، هیچ منافاتی با عدالت و اخلاق ندارد لکن در غرب، عدالت و اخلاق با آزادی متعارض شمرده می شوند. اگر جان رالز هم می آید و نظریه عدالت را ارائه می کند، آن را در ذیل پارادایم لیبرالیسم به نحوی تفسیر می کند که عدالت عملا به ویترینی برای لیبرولیسم تبدیل شود و عملا خاصیت خود را از دست بدهد.
چهارم، دولت در نظر اسلام، مادام که حد و اندازه خود را درک کند، حافظ آزادی است و نه مخرب و ویرانگر آن.
بنده در این بحث، قصد دارم به یک حقیقت مسلم اشاره کنم و آن اینکه، اسلام فراتر از قبول آزادی، مدافع سرسخت آن است. چرا؟ برای اینکه اسلام بدون وجود آزادی حقیقی به هدف خودش که رشد و تعالی انسان است نمی رسد. به بیان دیگر، بذر اسلام در بستر آزادی می روید و لذا اسلام در پی باز کردن بندهای اسارت از دست و پای بشر است.
قرآن مجید در سوره اعراف آیه 157 درباره برنامه اسلام می فرماید : و یضع عنهم إصرهم و الاغلال التی کانت علیهم. یعنی اسلام آمده تا بارهای سنگین را از دوش، و زنجیرها را از گردن انسانها بردارد. در اینجا احتمالا منظور آزادی فکری است. دقت بفرمایید، تا آزادی فکری بوجود نیاید و انسانها بیدار نشوند و نتوانند خود را از بت ها و معبودهای شیطانی برهانند، آزادی های دیگر محقق نمی شوند. لذا این درست است که آزادی فکری بر سایر اقسام آزادی، تقدم زمانی و رتبی دارد.
حالا سئوال می کنید که اصولا چرا شکل گیری تمدن نوین اسلامی به آزادی محتاج است؟
اول اینکه، تمدن نوین اسلامی، مولود خودشناسی است و خود حقیقی در بستر آزادی فکر و اندیشه، و آزادی عقیده شناخته می شود.
دوم اینکه، تمدن نوین اسلامی، محصول تحقق اراده همه انسان ها و همه مؤمنین است نه تحقق اراده عده ای خاص به نام اشراف یا حکومت؛ از سوی دیگر، اراده انسانها در بستر آزادی عینیت پیدا می کند.
سوم اینکه، تمدن نوین اسلامی، مولود ظهور حداکثری استعدادها و ظرفیت های انسان مسلمان است؛ محصول خلاقیت ها و نوآوری هاست و این خلاقیت و نوآوری بدون آزادی پدید نمی آید.
در اینجا باید این مطلب را متذکر شوم که بنابر چهارده ویژگی ای که برای تمدن نوین اسلامی برشمردم، این تمدن، نه تنها مولود آزادی اجتماعی است، بلکه "آزادی زا" هم هست. چرا؟ چون، علاوه بر اینکه شکوفایی و رشد تمدن محتاج حفظ و گسترش آزادی است، خود تمدن نوین اسلامی نیز با بسط عدالت، به طور طبیعی، به زایش آزادی حقیقی کمک می کند.
بحث بعدی و فراز آخر عرایض بنده، مربوط به موانع تحقق آزادی در مسیر شکل گیری و رشد تمدن نوین اسلامی است. از نظر من، آزادی در مسیر شکل گیری این تمدن، با چند مانع بزرگ روبروست:
یک، "معرفت سوزی"؛ یعنی جریانی که انسان را از فهم عمیق عالم دور کرده و نوعی کم بینایی شدید را بر انسان تحمیل کرده است. این کم بینایی به خاطر این است که غرب یک چشم انسان که همان چشم حقیقت بین و ماورائی اوست را کور کرده است. در اشعار قدیمی ما، وقتی از دیو یک چشم سخن به میان می آید، ناظر به همین قضیه غمگین است.
دو، "تحریف و مسخ آزادی" که عملا موجب شده که آزادی به مفهومی توخالی تبدیل شود. امروز مفهومی از آزادی در جهان در حال اشاعه است که هیچ نسبتی با گوهر آزادی ندارد.
سه، "عدالت ناباوری و اخلاق گریزی" که توضیح آن گذشت.
چهار، "حزب زدگی و جناح پرستی" که از آن می توان به استبداد حزبی نیز تعبیر کرد. واقعیت این است که معبود بعضی ها جناح خودشان است و لذا آزادی را به راحتی قربانی اهداف جناحی خود می کنند.
پنج، "توطئه و فتنه" هرچند با پرچم آزادی باشد. واقعا باید به فتنه گران اعتراض داشت که در طول این 38 سالی که از انقلاب گذشته با توطئه های پی در پی خود و ایجاد شرایط شبه امنیتی، دایره آزادی را در کشور ما تضییق کرده اند. بیایید دست از فتنه و همکاری با بیگانه بردارید تا مردم به ویژه اهل فکر بتوانند از آزادی بهره های لازم را ببرند.
شش، "تجاری شدن آزادی"؛ یعنی تبدیل شدن آزادی به یک کالای لوکس و قابل خرید و فروش؛ همین تجاری شدن آزادی، زمینه "میلی شدن" آزادی و نسبی شدن مفهوم آن را فراهم می کند.
هفت، "استعمار فرانو یا جهانی سازی" که با یکدست سازی و قالب بندی انسانها و حذف تنوع و تکثر فکری و فرهنگی، به دنبال سلب آزادی از بشر است که متاسفانه امروز انسانهای بسیاری در شرایط ناهوشیاری و مستی تسلیم آن شده و با دست خودشان با آزادی مبارزه می کنند!

متن فوق سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی است در مراسم افتتاحیه همایش ملی تمدن نوین اسلامی در دانشگاه شاهد، تهران، مورخ 4 اسفند 1395



نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

رهبر معظم انقلاب در ابتدای جلسه درس خارج فقه:

حوادث اخیر جنوب کشور حقیقتاً دل انسان را می‌خراشد/ این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است مشکلی را حل نمی‌کند

خبرگزاری فارس: حوادث اخیر جنوب کشور حقیقتاً دل انسان را می‌خراشد/ این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است مشکلی را حل نمی‌کند

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تصریح کردند: این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است، کافی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند و چند صباح دیگر نیز دیگران همین قضاوت را درباره ما خواهند کرد که چرا برای علاج مشکل مردم کاری انجام نشد.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در ابتدای جلسه درس خارج فقه با اشاره به مشکلات و خسارتهای شدید پدید آمده در اثر سیل و گرد و غبار در مناطق جنوب کشور، تأکید کردند: این حوادث حقیقتاً دل انسان را می‌خراشد و مسئولان موظفند که با فکر و کار و تلاش و همدلی با مردم، به این مشکلات رسیدگی و برای علاج قطعی آنها چاره‌اندیشی و اقدام کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به مشاهدات گذشته خود از مشکلات پدید آمده برای مردم در جریان دو سیل مهیب افزودند: سیل آفت بزرگی است و خسارت‌های زیادی برای مردم و خانواده‌ها ایجاد می‌کند و کمک به مردم سیل‌زده در مناطق جنوب، وظیفه و کاری لازم است.

ایشان مسائل این‌روزهای خوزستان و قطع آب و برق و وسایل ارتباطی در هوای سرد را نمونه دیگری از مشکلات دلخراش و بسیار سخت مردم برشمردند و گفتند: ‌مسئولان وظیفه دارند که به این مشکلات رسیدگی کنند و اگر کسی به فکر مردم باشد، نمی‌تواند در مقابل مسائل دشوار خوزستان راحت بماند و این وظیفه قطعی، فوری و همیشگی حکومت‌هاست که به فکر مردم باشند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با انتقاد از برخی که به‌جای حل مسئله ریزگردها، مسئولیت آن را متوجه گذشتگان می‌کنند، خاطرنشان کردند: درست است که برخی مسائل به چاره‌اندیشی‌های بلندمدت احتیاج دارد اما این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است، کافی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند و چند صباح دیگر نیز دیگران همین قضاوت را درباره ما خواهند کرد که چرا برای علاج مشکل مردم کاری انجام نشد.

ایشان افزودند: باید این سختی‌ها را در زندگی مردم لمس، و برای علاج آنها فکر، کار، تلاش، همدردی و همدلی کرد.



نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
از حسینیه امام خمینی(ره)؛
مسئول بسیج رسانه آذربایجان شرقی گفت: فردا زیبایی های بصری و معنوی دیدار رهبر فرزانه انقلاب با مردم آذربایجان با تلاش رسانه ها مخابره خواهد شد.

  روح الله دهقان نژاد در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری بسیج از آذربایجان شرقی، افزود: امواج خروشان و حضور ولایتمداران آذربایجانی در سالروز قیام 29 بهمن تبریز مهم ترین خبرهای ایران و منطقه است.

وی با بیان اینکه دیدار هرساله مردم آذربایجان منشا تحرک و پویایی آینده برای استان است؛ تاکید کرد: این دیدار در فضای کنونی جامعه و تحولات منطقه ای تلنگری برای پاسداشت و حفظ اقدام به موقع و زمان شناسی است که از ویژگی های مردم این خطه به شمار می رود.

مسئول بسیج رسانه آذربایجان شرقی دیدار رهبر فرزانه انقلاب را با مردم ولایت مدار آذربایجان پس از راهپیمایی گسترده روز 22 بهمن، فراگرترین خبر در استان دانست که موجی از نشاط و شادابی را در فضای عمومی و رسانه ای آذربایجان شرقی ایجاد می کند.

دهقان نژاد با اشاره به نقش آذربایجان و تبریز در تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی، یادآور شد: فردا هزاران نفر از مردم آذربایجان مشتاقانه در حسینیه امام حمینی(ره) برای تجدید پیمان و اعلام آمادگی برای اجرا فرامین معظم له حاضر خواهد شد.



نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 بهمن 1395
✿ تصاویر و پوسترهای گرافیکی ویژه دهه ی فجر ✿

نوع مطلب : تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 بهمن 1395
دهه فجر

نوع مطلب : تصاویر، 
برچسب ها : دهه فجر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دکتر فرزاد جهان بین

انقلاب اسلامی و چشم انداز آینده

خبرگزاری فارس: انقلاب اسلامی و چشم انداز آینده

دانشکده هنرهای زیبا در سال 1343 طی بخشنامه ای حق الزحمه مدلهای زنده و حتی عریان برای رشته های نقاشی و مجسمه سازی را اعلام کرد که برای مثال مدل عریان زن هر ساعت 250 تا 400 ریال تعیین شده بود.

مقدمه

انقلاب اسلامی یکی از بزرگ ترین رخداد های سیاسی اجتماعی نیمه دوم قرن بیستم به حساب می آید و آثار شگرفی در ابعاد گوناگون برجای گذاشته است. خانم "کلر بریه"  و آقای "پیر بلانشه"  که دو تن از  روزنامه نگاران لیبراسیون فرانسه هستند در کتاب "انقلاب به نام خدا" می نویسند: «این واقعه در طول تاریخ بی نظیر است». آبراهامیان در کتاب ایران بین دو انقلاب می نویسد : « در واقع در تاریخ معاصر جهان، انقلاب اسلامی پدیده بی همتایی است؛ زیرا نه یک گروه اجتماعی جدید مجهز به احزاب سیاسی و ایدئولوژی های غیر دینی، بلکه روحانیون سنتی مجهز به منبر و مدعی حق الهی در نظارت بر عملکرد همه مقامات غیرروحانی، حتی عالی ترین نهاد متشکل از نمایندگان منتخب ملت را به قدرت رساند." نیکی آر کدی در کتاب ریشه های انقلاب ایران می نویسد : « خانم نیکی آر. کدی: این انقلاب حتی با الگوها و انتظارات کسانی که از اوضاع ایران به خوبی مطلع بودند نیز سازگار نبود. در کجای جهان قبلاً دیده شده بود که رهبر یک مذهب جا افتاده، سردمدار پرشور و پرآوازه یک انقلاب علیه یک حکومت سلطنتی شود، آن هم حاکمی که مدعی حقانیت خود و پیوندش با گذشته ملّی سرزمینش و حقانیت برنامه های اصلاحی خویش بود؟ در کجا قبلاً کسی دیده بود که حکومتی مجهز به میلیاردها دلار تسلیحات نظامی، نیروهای مسلح، پلیس مخفی و آشکار که قاعدتاً همه آنها نیز آماده استفاده بود، این چنین در مواجهه با شورش های متناوب، تظاهرات همگانی و وسیع و اعتصابات از پای درآید؟ "

جان اسپوزیتو درباره انقلاب اسلامی ایران می نویسد :" همانند همه تحولات بزرگ اجتماعی، انقلاب سال 1357 ایران از سال‌ها پیش برنامه‌ریزی شده بود. اثرات این انقلاب در طول تاریخ بر جای خواهد ماند. به بیانی ساده، رژیم محمدرضا شاه پهلوی توسط ائتلاف نیروهای مختلف و تحت رهبری بنیادگرایان شیعه برچیده شد. آیت‌الله روح‌الله خمینی (1368ـ 1281 هـ ش) رهبر اصلی این انقلاب بود. هرچند حوادث خاصی که به اخراج محمدرضا شاه پهلوی از ایران انجامید، طی حدود یک سال پیش از رفتن او از ایران در 26 دی 1357 اتفاق افتاد، شرایط اجتماعی و زیربنایی انقلاب، چندین قرن را در بر می‌گرفت."

بر این اساس، نظریه های متعارف انقلاب از تحلیل انقلاب اسلامی عاجز ماندند و موج چهارم نظریه پردازی همزمان با انقلاب اسلامی و در تحلیل آن تولد یافت. با توجه به اهمیت انقلاب اسلامی که اشارتی بدان رفت، پرسش از آینده انقلاب پرسشی مهم و همزاد وقوع خود انقلاب است. ازجمله اولین تلاش ها کتاب آینده انقلاب اسلامی است که شهید مطهری به این مهم پرداخته است.

پرسش از آینده و چند نکته مهم:

پیش از ورود به بحث، ذکر چند نکته ضروری است:

آینده پژوهی به دنبال طیفی از آینده هاست

پرسش از آینده و به تعبیری، آینده پژوهی به دنبال کشف و شناسایی آینده های ممکن، محتمل و مطلوب است تا از این طریق، فهم ما را نسبت به آینده مجهول توسعه دهد.لذا ما نه به دنبال پیش بینی بلکه به دنبالارائه طیفی از آینده ها هستیم تا با ارائه تصویری روشن تر و جامع تر از آینده از اصل غافلگیری جلوگیری شود. اگر چالشها و نتایج از حاصل از چالش ها مورد توجه قرار نگیرد می تواند به تهدید و بحران و آسیب تبدیل شود.

نسبت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی

تحلیل ما از آینده انقلاب اسلامی ایران در نسبت مستقیم با تعریف ما از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و رابطه آن دو دارد. بر این اساس دو  فرض را می توان مطرح کرد:

فرض اول: نظام جمهوری اسلامی متکفل تحقق اهداف انقلاب اسلامی است.

فرض دوم: انقلاب اسلامی تمام شده و یک نظام تاسیس شده است و لازم است مانند یک نظام سیاسی متعارف و نه انقلابی عمل کند. در این فرض گروهی هستند که بیان می کنند باید سیاستهای اعلامی، انقلابی باشد اما سیاستهای اعمالی، پراگماتیک و عملگرایانه باشد اما گروهی نیز معتقدند که حتی شعارها نیز نباید انقلابی باشد.

بی شک انقلاب اسلامی دستاورد های خرد و کلانی را داشته است که از جمله مهمترین و شاید مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی، تاسیس نظام جمهوری اسلامی است و مهمترین رسالت جمهوری اسلامی نیز بازتولید اهداف انقلاب اسلامی است. نگاهی به اصول قانون اساسی به وضوح حاکی از این امر است. بر پایه این فرض که همان فرض اول است بحث را پیش می بریم.

بر این اساس در ابتدا اشاره ای می کنیم به آنچه که انقلاب اسلامی به دنبال آن بود به عبارتی در ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که انقلاب اسلامی چه بود و به دنبال چه می گشت و در ادامه ضمن بررسی دستاوردها از یک سو و   چالش ها از سوی دیگر سعی نماییم تحلیلی از وضعیت آینده ارائه دهیم.

اهداف کلان انقلاب اسلامی

شعار اساسی ملت ایران را می توان در شعار « نه شرقی ، نه غربی، جمهوری اسلامی » و یا «استقلال، آزادی جمهوری اسلامی » دید. امام راحل (ره) مسأله اساسی را نه تغییر یک رژیم و روی کار آمدن رژیمی دیگر بلکه نشر توحید  در عالم می دانند واین انقلاب را نه برای کشور و نه برای به دست آوردن یک حکومت بلکه برای اسلام می دانند و بر این اساس که انقلاب ایران به دنبال طرح ریزی مدلی جدید مبتنی بر اسلام است بیان می دارند که پشت کردن به فرهنگ دول دنیای امروز و پایه ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام و بر خورد قاطع اسلامی با آمریکا و شوری، فشار و سختی و گرسنگی و شهادت به دنبال خواهد داشت.

مقام معظم رهبری نیز انقلاب اسلامی را نه یک حادثه منطقه ای  بلکه یک واقعه تاریخی و آغاز یک عصر جدید و به مثابه «روزی نو» برای ملت های مسلمان می دانند.

 از این رو همچنان که در تعابیر امام راحل (ره)  و جود دارد و  مقام معظم رهبری نیز در این باره به تفصیل سخن گفته اند، خط کلی و چشم انداز از انقلاب اسلامی،  تحقق تمدن نوین اسلامی است.

تلاش برای درانداختن طرحی نو و ایجاد صورت بندی زندگی اجتماعی بر اساس دین مساله ای است که به وضوح آن را در قانون اساسی می توان یافت. به عنوان نمونه در قانون اساسی آمده است:

"تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی که شکل ومحتوا وساعات کار چنان باشد که هر فرد علاوه برتلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خود سازی که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خود سازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در اداره ی کشور و افزایشمهارت و ابتکار داشته باشد."

به عبارتی در این منطق، رشد اقتصادی می باید همراه با خودسازی معنوی ، سیاسی و اجتماعی باشد. همچنین بر پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی تاکید می شود که  به منظور ایجاد رفاه از سویی و رفع فقر وبر طرف ساختن هر نوع محرومیت و  کم کردن فاصله طبقاتی تاکید می نماید.

یا در اصل ده قانون اساسی تاکید می گردد که هیچ یک از برنامه ریزیها نباید موجب گردد که نهاد خانواده تضعیف شود و این دقیقا در نقطه مقابل دیدگاهی است که با اصالت دادن به  تولید ناخالص داخلی، خانواده را فرو می پاشاند.

در قانون اساسی، بر نفی هر گونه ستمگری ، ستمکشی، سلطه گری و سلطه پذیری با هم تاکید می شود و اتکا به آراء عمومی در اداره ی کشور و مشارکت عامه ی مردم در تعیین سرنوشت خویش همراه با اصل ابتناء کلیه قوانین بر دین می باشد.

اینک پس از ذکر این مقدمات و بر این اساس، به برخی از دستاوردها و چالش ها در عرصه های مختلف اقتصادی ، سیاسی، فرهنگی اجتماعی، علم و فناوری می پردازم و در ادامه به مهمترین چالش ها توجه می دهم.

دستاوردها و چالش ها:

الف- عرصه سیاسی:

الف- 1: شکل گیری حکومتی مردمی در مقابل حکومت کودتایی خاندان پهلوی که در اسفند 1299 و 28مرداد 1332 با کودتا روی کار آمدند.

الف-2: تبدیل شدن حکومت شاهنشاهی مورثی به نظام مبتنی بر اراده ی مردم در چارچوب اسلام

الف- 3: استقلال در مقابل وابستگی

در اصل 52 قانون اساسی بر حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عد تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دول غیرمحارب جمهوری اسلامی تاکید می شود و بیان می دارد که جمهوری اسلامی در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می کند.

کارتر درباره ی نظرخواهی های شاه از آمریکا می گوید: «باید بگویم که شاه تسلیم پیشنهادهایی بود که از سفارت ما انشاء می شد"

ریگان در این باره می گوید: "من از رئیس جمهور به خاطر اینکه چیزی را ارزان فروختیم که برای ما یک هم پیمان قدرتمند بود انتقاد کردم یعنی شاه ایران؛ و من کاملاً متقاعد نشدم که او تا این حد از خط مردمش دور بوده باشد یا اینکه آنها چیزی را که رخ داد خواسته باشند. شاه پیشنهاد ما را انجام داده بود و بار سنگین وظیفه ما را برای یک دوره زمانی کامل ادامه داده بود، و من واقعاً فکر می‌کنم این که ما اجازه دادیم تا شاه سقوط کند یک لکه و نقطه تاریک در رکورد ما بود."

سولیوان و پارسونز در کتاب "خاطرات دو سفیر" بیان می دارند که هر 10 یا 15 روز یکبار به دیدار شاه می رفتیم و موارد لازم را متذکر می شدیم.

الف- 4: گردش واقعیقدرت در سایه ی انتخابات آزاد:

از لحاظ کمیت، در رژیمپهلوی تنها یک انتخابات وجود داشت و آنهم انتخابات مجلس شورای ملی بود در حالی که در جمهوری اسلامی 8 نوع انتخابات وجود داشته و دارد: همه پرسی تاسیس نظام ، قانون اساسی، مجلس خبرگان رهبری ، همه پرسی، اصل 59 قانون اساسی، شوراها، مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری

از سال 1337 تا 1357 تنها 4 انتخابات برگزار شد اما در طول 30 سال نظام جمهوری اسلامی بیش از 30 انتخابات برگزار شده است.

از لحاظ کیفیت برگزاری نیز، انتخابات دوره پهلوی کاملا فرمایشی بود. اما نگاهی به ترکیب 9 دوره مجلس، 11 دوره ریاست جمهوری، 4 دوره خبرگان و 4 دوره شوراها به وضوح حاکی از وجود تمام سلایق و احزاب در این دوره هاست.

الف- 5: آزادی اظهار نظر و بیان:

جیمی کارتر رییس جمهور اسبق امریکا بیان می دارد که در دوران شاه حداقل 25000 زندانی سیاسی در ایران وجود داشت. مارتین آنالز دبیر کل سازمان عفو بین الملل در سال 1354، با اشاره به این که کارنامه هیچ کشوری درزمینه حقوف بشر، سیاه تر از کارنامه ایران نیست، آمار زندانیان سیاسی را بین 25000 تا 100000 نفر اعلام می کند.

این در حالی است که لیگابو نماینده حقوق بشر سازمان ملل در سال 1383 در بازدیدی که از ایران داشت، فهرستی 25 نفری از زندانیان سیاسی در ایران به همراه آورده بود.

اسدالله علم در خاطرات خود می گوید اکنون که انقلاب سفید به مردم امکان داده تا به کلیه اهداف خود دست یابند دیگر چیزی برای گفتن یا ابراز عقیده ندارند و پرویز راجی در مصاحبه با تایمز در سال 1355 می گوید: " چون شاه در حال حاضر مشغول فعالیت است تا ایران را از وضع قرون وسطایی خارج کند لذا نمی توان به مردم اجازه آزادی فعالیت های سیاسی را داد. "

الف- 6: تدوین قانون اساسی مدرن و کارآمد

چالشها

اما درکنار این دستاوردهای مهم و کلان، چالشهایی وجود دارد که به اهم آن اشاره می کنم:

  1. عدالت سیاسی: فرایند سازمانی به جای فرایند شخصی و ویژگی های اکتسابی و در نتیجه شایسته سالاری به جای ویژگی های انتسابی.به نظر میرسد علی رغم موفقیتها در این زمینه اما یکیازچالشهای اساسی در این زمینه مساله شایسته سالاری و به گزینی است که به جهت شخصی بودن انتخابها و نیز تاثیر بیش از حد رابطه ها در گزینش ها در این زمینه دچار چالش هستیم.
  2. چالش استقلال و آزادی و امنیت و آزادی.
  3.  چالش دموکراسی غربی و مردم سالاری دینی.
  4. چالش در توزیع اختیارات فی مابین قوا: نظام سیاسی ایران نظام نیمه ریاستی و نیمه پارلمانی است و قوه قضاییه نیز علی رغم استقلال آنچنان که باید از جایگاه درخوری برخوردار نیست. همین امر موجب شده که تعارضات مهمی در عمل دیده شود.
  5. دنیاگرایی و زیاده طلبی مسئولان

امام(ره): هیچ چیزی به زشتی دنیا گرایی مسئولان نیست.

ب- عرصه اقتصاد:

دستاوردها:

ب- 1: عمران روستایی

شاخص

پهلوی

جمهوری اسلامی

برق

3000 روستا

000/58 روستا (99 درصد روستایی)

تلفن

312 روستا

000/53 روستا

راه مناسب

25 درصد

90 درصد

آب سالم

7/11 درصد

90 درصد

گاز

0

5700 روستا انجام شده و  5000 روستا در دست انجام است.

 

روند مهاجرت روستائیان به شهرها از سال 1357 تنها نیم درصد رشد داشته است.

ب-2: کشاورزی

شاخص

دوران پهلوی

دوران جمهوری اسلامی

تولیدات کشاورزی

20/000/000 تن در سال

100/000/000 تن در سال

تولیدات مواد پروتئینی

3/3 میلیون تن

12/000/000 تن

سدهای مخزنی

13 عدد

500 عدد

 

و این در حالی است که ایران در اقلیمی خشک و نیمه خشک قرار گرفته است.

ب- ج: صنعت و معدن

شاخص

پهلوی

ج. ا

فناوری هسته ای

0

8 ..... کشور دنیا در چرخه سوخت

هوا و فضا

0

12امین کشور دنیا در ساخت ماهواره

صنعت نفت

4 درصد خودکفا

80 درصد خودکفا (فاز 14 پارس جنوبی)

پتروشیمی

4/000/000 تن

38/000/000 تن در سال

فولاد

5 درصد میلیون تن

15/000/000 تن در سال

سیمان

3/6 میلیون تن

48/000/000 تن در سال

تولیدات معادن

20/000/000 تن

220/000/000 تن در سال

 

ایران، با همکاری اوکراین در حال ساخت هواپیمای مسافربری استکه تا کنون سه فروند آن در ناوگان هوایی مورد استفاده قرار گرفته است. در سال 2004 مقام دوم منطقه در تولیدات پتروشیمی را به دست آورد.

سمند سورن با 98 درصد تولید داخل به 40 کشور دنیا از جمله ایتالیا، بلغارستان و لهستان، روسیه، چین، ترکیه، مصر و ..... صادر می شود.

ب-د: حمل و نقل

شاخص

پهلوی

جمهوری اسلامی

راههای اصلی و فرعی

36/000 کیلومتر

200/000 کیلومتر

راه آهن

4/000 کیلومتر

11/000 کیلومتر و 9/000 در حال احداث

فرودگاه

22 فرودگاه

82 فرودگاه

ظرفیت بنادر

10/000/000 تن

125/000/000 تن

 

ب-ه: بهداشت و درمان

موضوع

پهلوی

جمهوری اسلامی

امید به زندگی

57 سال

74 سال

مرگ و میر اطفال زیر یکسال

120 نفر

15 نفر

مرگ و میر مادران

254 نفر

24 نفر

پوشش واکسن

30 درصد

100 درصد

تعداد پزشک

15/000

150 هزار

داروی مصرفی

25 درصد تولید داخل

98 درصد تولید داخل

دانش پزشکی

محدود

پزشکی در تراز بالا

 

لازم به ذکر است این توفیقات علی رغم محدودیت هایی فراوانی به دست آمده است:

الف-  جنگ تحمیلی و تحمیل 1000 میلیارد دلار خسارت مستقیم

ب- افزایش سطح توقعات و مصرف

 

پهلوی

جمهوری اسلامی

جمعیت

شهری 40 درصد

شهری 68/5 درصد

 

روستایی 60 درصد

روستایی 31/5 درصد

 

ج- تحریمها

 

د- کاهش تولید و فروش نفت

چالشها:

  1. اقتصاد وابسته به نفت و تأثیرات و نوسانات ناشی از آن
  2. فساد اقتصادی
  3. تورم و بحران اشتغال
  4. طراحی مدل اقتصادی مبتنی بر نگاه دینی که هم به رشد منجرشود  و هم مخل فرهنگ نباشد. (تقابل اقتصاد و فرهنگ)
  5. تقابل رشد و عدالت
  6. نابرابری های طبقاتی
  7. چالش خود کفایی و استفاده از تولیدات جهانی.
  8. دوگانه رابطه با آمریکا و حل مسائل اقتصادی(استقلال و رشد اقتصادی)

 

ج- عرصه علمی – فناوری :

موضوع پهلوی

جمهوری اسلامی

میزان باسوادی

47 درصد

88 درصد

تعداد مدرسه

47/000

94/000 واحد

دانشگاه

15 واحد دولتی

115 واحد دولتی

5 واحد غیردولتی

دانشجو

175/000 (40 درصد در تهران)

4/000/000 نفر (20 درصد در تهران)

تعداد مدل در المپیادهای علمی

0

362 مدال

اختراعات ثبت شده

0

7000 مورد در سال 1386

8000 مورد 5 ماهه اول 1387

 

از لحاظ تولید علمی، ایران با 16 درصد از تولید علمی در رتبه 11 قرار دارد و  مجموع 9 هزار و 486 تولید علمی ایران دارای 4859 ارجاع بوده است.سرعت رشد علمی در ایران، 11 برابر متوسط رشد جهانی  است.

چالشها:

الف- عدم ارتباط مناسب صنعت و دانشگاه

ب- تحول بنیادین در علوم انسانی به عنوان نرم افزار اداره کشور

ج- مهاجرت نخبگان: در سال 2000 کشورمان از لحاظ تعداد مهاجران تحصیل کرده، جزو ده کشور اول دنیا بوده است.

د- عرصه فرهنگی:

د- 1- ایرانی با فرهنگ ایرانی اسلامی

در دوره پهلوی با حذف بخش مهمی از هویت در هم تنیده ایرانیان یعنی اسلام صرفا بر ایرانیت تاکید می شد که به تعبیر برخی اندیشمندان مانند جلال آل احمد این امر صرفا برای درهم شکستن مقاومت ایرانیان و غرب زده و مصرف گرا کردن آنان بود.

د-2- نگاه فرصت محور به قومیتها

در مجلس هفتم قانونی به تصویب رسید که کلیه اتباع ذکور لباس متحد الشکل بپوشند.

د-3: تلاش برای تعمیق معنویت در مقابل ترویج سیستماتیک فساد و فحشاء

تأسیس مراکز فحشاء، فیلمهای سینمایی فاسد.مقایسه دیسکوها و کازینوها با کتابخانه ها به راحتی جهت گیری حکومت پهلوی را نشان می دهد.، تهیه و چاپ کتب درسی دبستانی به دست بنیادی انگلیس و امریکایی واگذار شد.

پارسونز سفیر انگلیس در خصوص جشن هنر شیراز می گوید من به خاطر دارم که این موضوع را با پادشاه در میان گذاشتم و به او گفتم اگر چنین نمایشی به طور مثال در انگلستان اجرا می شد کارگردان و هنر پیشگان آن جان سالم به در نمی بردند. شاه خندید.

دانشکده هنرهای زیبا در سال 1343 طی بخشنامه ای حق الزحمه مدلهای زنده و حتی عریان برای رشته های نقاشی و مجسمه سازی را اعلام کرد:

  1. مدل چهره (مرد) هر ساعت 100 ریال
  2. مدل چهره (زن) هر ساعت 100 ریال
  3. مدل زن تمام تنه با لباس هر ساعت 150 ریال
  4. مدل لخت (مرد) هر ساعت 200 تا 300ریال
  5. مدل لخت (زن) هر ساعت 250 تا 400 ریال

 

  1. خودباوری در مقابل خود باختگی در برابر غرب:

تقی زاده معتقد بود که برای ترقی باید از فرق سر تا نوک پا فرنگی شد و ایرانی باید ظاهرا، باطنا، جسما و روحا فرنگی مآب شود و بس. رزم آرا معتقد بود که ایرانی حتی نمی تواند لولهنگ بسازد. در حالی که بعد از انقلاب اسلامی موج خودباوری نه تنها در ایران بلکه در جهان اسلام به راه افتاده است و انقلاب اسلامی نقش اساسی در دین یافتگی دنیای جدید دارد.

چالش ها:

  1. سکولاریسم
  2. اینترنت، شبکه های اجتماعی
  3. مسأله قومیت
  4. گسترش روحیه مصرف گرائی و دنیا خواهی
  5. مدل مدیریت فرهنگی بومی نداریم و دچار نوعی سرگشتگی در این عرصه هستیم.
  6. تزلزل در نظام خانواده و افزایش سن ازدواج و طلاق

ه- عرصه منطقه ای و بین المللی

ه-1 :انقلاب اسلامی، شروع عصر جدید:

آلوین تافلر: خطر جدی این است که جوانان حتی در امریکا به سوی مذهب گرایش پیدا می کنند. اکنون اگر پیام های خمینی را مطالعه کنید خواهید دید که که او قبل از هر کس دیگری، گرایش های فراملی جوانان را درک کرده است و پیام های او مختص یک ملت نیست. خمینی مرد قرن 21 است اگرچه در قرن 20 از دنیا رفت.

نیویورک تایمز: قوی ترین چالش فراروی واشنگتن، یافتن راهی برای توقف روند افزایش قدرت ایران است.

از دیدگاه شبکه تلویزیونی بی.بی.سی نیز: «آنچه در ایران در سال 1979 رخ داد نه تنها برای ایرانیان بلکه برای تمام ادیان جهانی نقطه عطفی بود نقطه عطفی که از بازگشت میلیونها نفر در سراسر دینا به اصول گرایی مذهبی خبر می دهد» به گفته این شبکه «در سراسر جهان پیروان دیگر ادیان مانند مسیحیت یهودیت و هندو نیز به اصول گرایی مذهبی روی آوردند؛ حتی در ترکیه نیز که هفتاد سال قبل با مذهب وارد جنگ شده بود روند بازگشت به اصول اسلامی سرعت گرفته است». 

ه-2: بیداری اسلامی در منطقه

ماروین زونیس در کتاب «شکست شاهانه» می‌نویسد: «او (امام خمینی) توانست پیام رهایی از قید ستم خارجی را به پیام رهایی از انواع ظلم و ستم پیوند دهد... آیت الله خمینی اسلام و خداوند را جایگزین ایالات متحده، به عنوان محبوب اصلی و نهاده شده رژیم ایران کرد». وی تصریح می‌کند: «آثار انقلاب اسلامی، از مرزهای ایران فراتر رفته است. بزرگ‌ترین منبع الهام دهنده برای جنبش‌های سیاسی و اسلامی در خاورمیانه و جهان بوده است".

توماس فریدمن در روزنامه نیویورک تایمز می نویسد: اکنون در خاورمیانه این بمب نیست که امریکا را تهدید می کند بلکه این بیداری، آرمان گرایی و دینی شدن نسل امروز دنیای اسلامی است. بدون شک مهد این تفکر، جمهوری اسلامی ایران است و الگوی آنان جوانان مسلمان ایرانی است.

ه-3: شکست ابهت دو ابرقدرت

جیمی کارتر در جلسه شورای امنیت ملی امریکا به صراحت مطرح می کند:

آبرو و حیثیت ملی ما به خاطر انقلاب اسلامی به خطر افتاده است.

چالشها:

  1. افراط گرایی در منطقه (داعش و طالبان)
  2. حضور ناتو در اطراف مرزهای ایران
  3. ترتیبات امنیتی منطقه خلیج فارس و حضور قدرت های بزرگ
  4. مسأله فلسطین
  5. وضعیت حقوقی جزایر سه گانه
  6. ابهام در وضعیت حقوقی دریای خزر
  7. تحریمها
  8. اتهام نقض بشر
  9. ایران هراسی

 

تقسیم بندی چالشها:

بر اساس آنچه مطرح شد می توان چالشها را در چند دسته تقسیم کرد:

الف- چالشهای فکری پارادایمی:

بخش مهمی از چالشها که در عرصه اقتصادی، سیاسی، علمی و فناوری و فرهنگی با آن رو به رو هستیم به تعبیر ی ناشی از ماهیت انقلاب اسلامی است که به دنبال طرح ریزی مدل جدیدی از زندگی است که مبتنی بر مختصات بومی است مانند :

چالش توسعه و عدالت

چالش دین و سیاست

چالش رشد اقتصادی و سازندگی اخلاقی

چالش آزادی و هنجارشکنی

چالش احزاب و تلاش برای قدرت

چالش جمهوریت و اسلامیت

ب- چالشهای موقعیتی:

برخی از چالشها ناشی از موقعیت جغرافیایی است ؛ انقلاب اسلامی در ایران رخ داده است در یکی از مهمترین موقعیت های جغرافیای سیاسی جهان، منطقه ای که در مجموع دارای بیشترین ذخائر گاز و نفت جهان است. از طرف شمال و جنوب به دریا راه دارد و در قلب خاورمیانه قرار گرفته است. تنگه هرمز مؤلفه دیگری است که این معادله را پیچیده می کند. به هر حال ایران هم بخواهد موضع بی طرفی بگیرد قدرتهای بزرگ اجازه نمی دهند. مسأله فلسطین، حزب الله لبنان، عراق، سوریه و ناشی از موقعیت این منطقه است و لذا این چالشها اجتناب ناپذیرند.

ج- چالشهای مدیریتی:

برخی از چالش ها ناشی از روندهای مدیریتی است.

د- چالش های وضعیتی:

برخی دیگر از چالش ها ناشی از وضعیت پیچیده فرهنگی، سیاسی تاریخی جامعه ایران است.

ه- چالشهای ساختاری:

برخی دیگر از چالشها ناشی از ساختار است.

و- چالش ناشی از دشمنی

جمهوری اسلامی بر اساس آنچه گفته شد دشمنان زیادی دارد که دشمنی خود را در قالب های سخت و نرم اعمال کرده و می کنند.

 انقلاب اسلامی در چشم انداز آینده:

بلاشک جمهوری اسلامی، دارای فرصت های مهم و هم چالش های اساسی است که لازم است با تشریح آن‌ها، آینده پیش رو تبیین گردد.در نظریه توازن دوکفه ای سازمان به عنوان منبع قدرت،دارای سه ویژگی هست. مهمترین و نخستین ویژگی ، توازن دوکفه‌ای آن است.سازمان فقط در صورتی موفق به کسب اطاعت بیرونی می‌شود که اطاعت درونی را به دست آورده باشد. ثبات و اعتبار و قوت و استحکام بیرونی‌اش منوط به قوت و استحکام اطاعت درونی آن است.این نظریه در آناتومی قدرت قابل تحلیل است که به زبان ساده می گوید که وقتی یک حاکمیت در ساختار داخلی قدرت خود از انسجام برخوردار نیست ، نخواهد توانست آن طور که باید به اعمال قدرت در بیرون از این ساختار بپردازد. بارزترین و مهمترین خصیصه‌ی سازمان، توازن دوکفه‌ای آن است و شگفتا که اغلب هم همین خصیصه بیش از همه نادیده گرفته می‌شود. گفتیم که فرد تسلیم هدفهای مشترک سازمان می‌شود و از همین اعمال قدرت درونی است که قدرت سازمان برای تحمیل اراده‌اش به خارج پدید می‌آید. هریک از این دو کفه وابسته به دیگری است. خصیصه‌ی ثابت هر نوع اعمال قدرت سازمان‌یافته همین است.بر این اساس به نظر می رسد چالشهایی که منشا خارجی دارد و از آن به عنوان "مزاحمت" یاد می کنیم نمی تواند تاثیر جدی بر آینده انقلاب اسلامی بگذارد کمااینکه توفیقات فراوان این سالها با وجود همین دشمنی لاینقطع به دست آمده است اما چالشهایی که منشا داخلی دارد سرنوشت آینده انقلاب را رقم خواهد زد.

این چالشها را می توان از جهت زمانی به دو سطح تقسیم کرد.چالشهایی که حل آنها زمان بر است اما غفلت از آنها اثر غیر قابل جبرانی خواهد داشت مانند چالش های فکری پارادایمی.این چالشها به خاطر زمان بر بودن معمولا مورد غفلتند در حالی که در دراز مدت تعیین کننده اند.یا بخشی از چالشهای ساختاری که لازم است ساختارها اصلاح شوند.

اما بخش دیگری از چالشها می تواند در کوتاه مدت علاج شود و باید علاج شود مانند چالشهای مدیریتی که متاسفانه در موارد متعددی، اشکالات موجود ناشی از ضعف مدیریتی است.البته علاج خود اینها تا حدودی به حل مسائل دیگری مانند عدالت در گزینش سیاسی بستگی دارد .

دکتر جهان بین؛ استادیار دانشگاه شاهد.



نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : انقلاب اسلامی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سیدیاسر جبرائیلی

استعمار فرانو در کمین ایران

 

غرب با تحریم‌ها قصد داشت اقتصاد ایران را فلج کند اما نتوانست. ایران زخمی شد اما زمین نخورد. امروز با تسلط بر بازار ایران و از دور خارج کردن و به تعطیلی کشاندن صنایع کشور، می‌خواهند بلایی بر سر ایران بیاورند که با تحریم‌ها نتوانستند.

چرا برخی کشورها در جهان قادرند ابررایانه تولید کنند و برخی دیگر توان ساخت ابتدایی‌ترین محصولات صنعتی را نیز ندارند و صرفا در ازای فروش منابع و ثروت‌های طبیعی خود و به شرط رضایت دسته اول، می‌توانند مصرف‌کننده این مصنوعات باشند؟ چگونه اقتصاد برخی کشورها «تک‌محصولی» می‌شود و فی‌المثل حتی برای تامین نیازهای اولیه خود، جز فروش نفت و گاز و مواد معدنی‌شان، محصول قابل اعتنای دیگری ندارند؟ چرا این وضعیت، به ندرت تغییر می‌یابد و اغلب، یک وضع مداوم است؟

لیبرال‌های ایرانی پاسخ‌های انحرافی متعددی به این پرسش‌ها داده‌اند. برخی سیاسیون لیبرال، پیشرفته بودن کشورهای صنعتی را ناشی از برتری هوش و استعداد و توانایی ذاتی این جوامع و عقب‌ماندگی دیگران را در ناتوانی و کم‌استعدادی خود آنها دانسته‌اند. سپهبد رزم‌آرا، نخست‌وزیر ایران در زمان محمدرضا شاه پهلوی معتقد بود ایرانی حتی قادر به ساختن لولهنگ (آفتابه گلی) نیست و یک کارخانه سیمان را نمی‌تواند اداره کند. یا مهندس اکبر ترکان، مشاور ارشد آقای حسن روحانی قائل است ایرانی فقط می‌تواند در تولید آبگوشت بزباش رقابت کند. برخی دیگر چون سیدحسن تقی‌زاده، رضاخان پهلوی و محمد خاتمی، قائل به این بوده‌اند که برای رسیدن به توسعه اقتصادی «باید از فرق سر تا ناخن پا فرنگی شد» و «علاوه بر خرد و بینش غرب، باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت تا توسعه بیاید» و معمولا نظریات‌شان در تلاش برای برهنگی فرهنگی و لیبرالیزه کردن نظام سیاسی عینیت یافته است. در سوی دیگر، طیف وسیعی از چهره‌های آکادمیک لیبرال قائل به این هستند که رشد و پیشرفت اقتصادی غرب مرهون آزادسازی تجاری- مالی است و ایران نیز باید دست به آزادسازی اقتصاد خود زده و دولت در اقتصاد مداخله نکند. در نهایت لیبرال‌های عامی نیز می‌گویند جهان یک کارخانه بزرگ است که هر کشور و ملتی مامور به تولید کالایی است تا با دیگران مبادله کند و متقابلا نیازهای یکدیگر را برطرف کنند؛ سهم غربی‌ها در این کارخانه، فناوری و سهم ما، تولید نفت و گاز است و لذا به امور دیگر نیازی نیست و نباید بپردازیم.

اما تدقیق در تاریخ و مسیر پیشرفت کشورهای صنعتی به ما می‌گوید همه این بافته‌ها افسانه است. در تمام این ادعاها عامدانه یا جاهلانه از نقشی که «دسترسی و تسلط بر بازار» در پیشرفت صنعتی دسته‌ای از کشورها و «محرومیت از بازار» در عقب‌راندگی و عقب‌ماندگی جمعی دیگر ایفا کرده، غفلت شده است. اهمیت بازار از یکسو در این است که حیات و ممات صنایع به دسترسی به آن بستگی دارد و اگر تولیدکننده‌ای نتواند تولیدات خود را در بازار به فروش برساند، ورشکستگی فرجام محتوم او است و از سوی دیگر، اگر دولت به صورت هوشمند، دست به گسترش جغرافیایی بازار برای تولیدکننده داخلی بزند و در مقابل، الزاماتی را در رابطه با کیفیت، فناوری و تعهدات ملی بر آن تحمیل کند، تولیدکننده می‌تواند با انباشت سرمایه حاصل از فروش بیشتر(صرفه ناشی از مقیاس)، فرآیند ارتقای فناوری و کیفیت را تسریع بخشد و کشور مادر را از مزایای این ارتقا بهره‌مند کند.

به گواه تاریخ، کشورهای پیشرفته غربی، در مراحل اولیه توسعه خود با تمام توان از بازار داخلی برابر کالاهای خارجی حراست و حفاظت کرده‌اند تا در انحصار تولیدکنندگان داخلی باشد. پس از پیشرفته شدن و آزادسازی تجاری نیز هرگاه دیده‌اند صنایع داخلی توان رقابت با کالای خارجی را ندارند و تولید داخلی متضرر می‌شود، به انواع محدودیت‌های تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای متوسل شده‌اند تا از بازار خود برای تولیدات داخلی صیانت کنند. سیاست غربی‌ها در حمایت از تولید داخلی به صیانت از بازار محدود نشده و در مراحل اولیه پیشرفت به شکلی و پس از پیشرفته‌شدن نیز به گونه‌ای دیگر، شاهد تلاش این کشورها برای گسترش جغرافیایی بازار- فتح بازارهای خارجی برای تولیدات داخلی- هستیم.

با تمرکز بر مساله «صیانت از بازار»، می‌توان تاریخ اقتصاد سیاسی کشورهای پیشرفته را به 2 دوره صیانت سنتی و صیانت مدرن از بازار تقسیم کرد. علاوه بر این، می‌توان 2 دوره بازارگشایی سنتی و بازارگشایی مدرن را نیز در تاریخ شناسایی کرد که کاملا با نوع سیاست صیانتی، تلاقی و تناسب دارد. یعنی دوره صیانت سنتی با بازارگشایی سنتی و دوره صیانت مدرن با بازارگشایی مدرن متلاقی است.

1- صیانت سنتی از بازار و بازارگشایی سنتی

صیانت سنتی از بازار برای تولیدکنندگان داخلی عمدتا ناظر به اعمال محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های تعرفه‌ای و تجاری است. در این دوره، کشورها یا تعرفه‌های سنگین برای واردات کالاهای خارجی وضع می‌کردند تا قیمت واردات افزایش یافته، خرید آن کالاها برای مصرف‌کنندگان داخلی مقرون به صرفه نباشد و طبیعتا به سمت خرید کالای داخلی هدایت شوند،‌ یا اساسا قوانینی برای ممنوعیت تجارت‌های خاص به نفع صنایع داخلی اعمال می‌کردند.

انگلیس تا سال 1845 بیشترین سطح تعرفه گمرکی را در کل اروپا داشت و اجازه نداد بازار داخلی‌اش در اختیار تولیدکنندگان خارجی قرار گیرد. امروز در قرن 21، روزنامه انگلیسی گاردین ابایی ندارد از اینکه آشکارا بنویسد: ‌«یک چیز درباره تاریخ تجارت کاملا روشن است؛‌ حمایت از تولید داخلی شما را ثروتمند می‌کند. انقلاب صنعتی برآمده از حمایت‌گرایی بود. برای مثال، سال 1699 ما واردات پشم از ایرلند را ممنوع کردیم؛ در 1700‌ واردات کتان از هند را منع کردیم. برای حمایت از صنایع نوزاد خود،‌ ما تقریبا بر واردات همه کالاهای صنعتی،‌ تعرفه‌های وحشیانه‌ای را وضع کردیم».(1) انگلیس تبدیل به بزرگ‌ترین قدرت دریایی جهان در قرون 18 و 19 شد به این دلیل که از همه ابزارهای ممکن برای حمایت از صنعت کشتی‌سازی و مهندسی دریایی خود بهره برد. این ایام که مدیران صنعت کشتی‌سازی ایران به دلیل واگذاری پروژه‌های کشتی‌سازی به بیگانگان توسط دولت یازدهم، در مقابل دوربین اشک می‌ریزند، بازخوانی این واقعیات تاریخی ضروری و آموزنده است که انگلیس نه‌تنها کشتی وارد نکرد، بلکه تجارت هر کشور دیگری با انگلیس را مشروط به استفاده از کشتی انگلیسی کرد. برای نمونه،‌ سال 1651 با تصویب قانون دریانوردی مقرر کردند تمام کالاهایی که به انگلستان وارد می‌شود، صرفا با کشتی انگلیسی حمل و همچنین تمام تجارت میان انگلستان و مستعمرات، منحصرا با کشتی‌های انگلیسی انجام شود. 12 سال بعد این قانون را توسعه دادند و صادرات تمام مستعمرات به اروپا را نیز مشروط به استفاده از کشتی‌های انگلیسی کردند.

در آمریکا نیز اساسا جرقه جنگ انقلابی آمریکا(American Revolutionary War) که منجر به استقلال ایالات آمریکای شمالی از استعمار انگلیس و تشکیل ایالات متحده آمریکا شد، با قیام برای صیانت از بازار داخلی در مقابل کالاهای انگلیسی آغاز شد. 16 دسامبر 1773 بومیان آمریکایی در دفاع از چایکاران داخلی، به کشتی حامل چای کمپانی هند شرقی در بندر بوستون یورش بردند. کارتن‌های چای را به دریا ریختند و کشتی را غرق کردند. این رویداد که به «جنبش چای» موسوم شد، طی چند سال اوج گرفت و جنگ انقلابی آمریکا در سال 1775 میان 13 ایالت آمریکای شمالی و انگلیس را رقم زد. اینگونه بود که در نهایت چهارم جولای 1776 این 13 ایالت پیروز شده و از امپراتوری بریتانیا اعلام استقلال کردند.

پس از تشکیل نخستین دولت ایالات متحده آمریکا،‌ «الکساندر همیلتون» به عنوان یکی از بنیانگذاران ایالات متحده بر کرسی وزارت خزانه‌داری تکیه زد و مامور تهیه گزارشی درباره وضعیت اقتصادی آمریکا شد. حاصل کار او پنجم دسامبر 1791 در گزارشی با عنوان «گزارش مصنوعات» (Report on Manufactures) منتشر شد که قلب گزارش، این پاراگراف است: «صنایع نوتاسیس باید از رقابت و تهاجم تولیدکنندگان خارجی محافظت شوند. تا وقتی کارخانجات داخلی بزرگ و قوی شوند، دولت باید با افزایش حقوق گمرکی از آنها حمایت کند. زمانی که صنعت داخلی توسعه کافی یافت، هزینه متوسط تولیدات پایین آمد و تولیدکنندگان از صرفه‌های ناشی از مقیاس برخوردار شدند، دولت می‌تواند در آن بخش، تجارت آزاد پیشه کند تا بر اثر رقابت میان تولیدکنندگان داخلی و خارجی، قیمت‌ها پایین بیاید و قیمت اجناس و خدمات بالا برود».(2) همیلتون معتقد بود: «نه‌تنها ثروت، بلکه استقلال و امنیت یک کشور در گرو موفقیت تولیدکنندگان آن است... استقلال سیاسی آمریکا نمی‌تواند بدون استقلال اقتصادی حاصل شود».(3)  نخستین موج حمایت‌گرایی گسترده از تولیدات آمریکایی، سال 1828 آغاز شد و میانگین تعرفه‌ها به 49 درصد افزایش یافت و در دهه‌های بعد، این سیاست به صورت جدی دنبال شد تا هدف ترسیم شده همیلتون محقق شود. «پاتریک بوکانان»، مورخ شهیر اقتصاد سیاسی درباره تاریخ پیشرفت آمریکا می‌نویسد:‌ «ایالات متحده پشت دیوار تعرفه‌ای ساخته شده توسط جورج واشنگتن، همیلتون، لینکلن و رؤسای‌جمهور جمهوری‌خواهی که این کار را تداوم دادند، صرفا طی یک قرن از یک جمهوی ساحلی ارضی به بزرگ‌ترین قدرت صنعتی جهان تبدیل شد. چنین سیاست موفقی به حمایت‌گرایی از تولیدات داخلی معروف است که امروز ناپسند قلمداد می‌شود».

مصادیق و شواهدی اینچنین درباره تاریخ اقتصاد سیاسی کشورهای پیشرفته امروزی فراوان است و کتاب‌ها در این‌باره نوشته شده و می‌تواند نوشته شود،‌ به گونه‌ای که هیچ کشور پیشرفته امروزی را نمی‌توان نام برد که پیشرفت خود را مدیون حمایت هوشمند از تولیدات داخلی خود نباشد.

در کنار صیانت سنتی از بازار، ما شاهد یک دوره بازارگشایی سنتی توسط بسیاری از کشورهای پیشرفته امروزی نیز هستیم. انگلیس، هلند، فرانسه، آلمان، ایتالیا،‌ پرتغال، اسپانیا، دانمارک و... در دوران موسوم به استعمار کهنه در قرون 16 و 17، پس از اشغال مستقیم یک مستعمره، اولین نهادی که به تصرف خود درمی‌آوردند، بازار آن مستعمره بود. مشهور است کمپانی هند شرقی سال 1717 یک فرمان سلطنتی از فرمانروای گورکانی در هند دریافت کرد که این کمپانی را از پرداخت عوارض واردات کالا به بنگال معاف می‌کرد. اینگونه بود که بنگال، قلب صنعت نساجی هند که باعث شده بود این کشور 23 درصد منسوجات جهان را تولید و به اروپا و آفریقا و آسیا صادر کند، ویران شد. سال 1757(دقیقا در عرض 40 سال) انگلیس کنترل بنگال را کاملا به دست گرفت و این «صنعت‌زدایی» تحمیل شده به هند، شهرهای سابقا ثروتمند این کشور را تبدیل به ویرانه‌های فقر کرد.

استعمارگران تقریبا به هر کشوری پا گذاشتند، یکی از نخستین گام‌های‌شان تحمیل تعرفه‌های پایین برای صادرات کالاهای خود به بازار آن بود. وقتی صنایع کشور مستعمره به سبب تقدیم بازارش به بیگانه، به نابودی کشیده می‌شد، آن کشور طبیعتا مجبور بود کالاهای مورد نیاز خود را وارد کند و برای این واردات، لاجرم باید کالایی صادر می‌کرد که در بازار خارجی تقاضا داشت و آن چیزی نبود جز مواد خام و معدنی که استعمارگر برای تولید مصنوعات صنعتی نیازمند بود. اینگونه بود که اقتصاد برخی کشورها در جهان تک‌محصولی شد. در این میان، چون خریدار نیز محدود بود و اصطلاحا انحصار داشت، قیمت نیز توسط او تعیین می‌شد و اینگونه بود که باارزش‌ترین دارایی‌های ملت‌ها به ثمن بخس به تاراج رفت. ماجرا به صادرات مواد خام و واردات کالاهای صنعتی متوقف نشد. این روند یک چرخه وابستگی و عقب‌ماندگی در کشورهای مستعمره ایجاد و در مقابل، استعمارگران را روز به روز توانگرتر و ثروتمندتر کرد.

مع‌الاسف، پایه‌های صنعت‌زدایی از ایران و سوق یافتن کشور ما به سمت اقتصاد تک‌محصولی نیز در عصر قاجار به همین سیاق گذاشته شد. با انعقاد عهدنامه‌های گلستان و ترکمنچای با روسیه و عهدنامه تجاری با انگلیس، تعرفه‌هایی در حد 5، 3 و 5/1 درصد بر ایران تحمیل شد. کشورهای دیگر نیز با استناد به اصل کامله‌الوداد، خواستار همین میزان تعرفه برای صادرات کالاهای خود به ایران شدند و در زمان اندکی بازار ما به تصرف خارجی‌ها درآمد؛ توازن تجاری ایران و بیگانگان برهم خورد، سیل کالاهای اروپایی روانه ایران شد و صنایع داخلی ما را فلج کرد.

از جمله نخستین صنایعی که در ایران شکل گرفته بود، صنعت نساجی بود که در زمان سلطنت «ناصرالدین شاه» با تاسیس کارخانه‌ای توسط «مرتضی قلی‌خان صنیع‌الدوله» در خیابان لاله‌زار آغاز شد اما پیرو قراردادهای تحمیلی و حذف حقوق گمرکی، منسوجات انگلیسی با تعرفه‌های پایین به بازار ایران سرازیر شد و در عرض 2 سال، ‌کارخانه صنیع‌الدوله را به تعطیلی کشاند.

امتیاز بانک شاهنشاهی، بانک استقراضی، تلگراف هند و اروپا، کشتیرانی در کارون، تأسیس قزاقخانه، شیلات خزر، انحصار دخانیات و... عمدتاً به روس و انگلیس اعطا شد و ایران را تا مرز استعمار کامل پیش برد. اگر در این دوره شاهد قیام علما علیه امتیازات استعماری به بیگانگان هستیم و فی‌المثل آیت‌الله العظمی میرزای‌شیرازی در واکنش به واگذاری امتیاز توتون و تنباکو به انگلیس، استعمال دخانیات را در حکم محاربه با امام زمان(عج)‌ می‌داند،‌ از این روست که علما خطر استعمارزدگی کشور را حس کرده‌اند و نسبت به عواقب آن واقفند. هرچند امتیاز تنباکو پیرو فتوای میرزای‌شیرازی لغو شد‌ اما اسلام خارج از ساختار قدرت قرار داشت و آنگونه که در شرایط حاکمیت سیاسی می‌تواند- جز در مواردی اینگونه معدود- نتوانست از منابع کشور صیانت کرده و پروژه پیشرفت را در ایران آغاز کند.

پیرو تسلط بیگانگان بر بازار ایران و نابودی صنایع داخلی، ابتدا با خروج نقدینه و مسکوکات طلا، ‌نقره و جواهرات، منابع مالی واردات تامین می‌شد اما با کاهش شدید آنها کشور تا آستانه اِفلاس پیش رفت. تحلیل قدرت تولید،‌ طبیعتا افت شدید ارزش پول ایران را نیز در پی داشت. تومان ایران که در زمان شاه‌طهماسب صفوی 10 برابر پوند انگلیس بود، در زمان فتحعلی‌شاه و محمدشاه قاجار 2 برابر پوند شد و اواخر دوره قاجار یعنی زمان مظفرالدین شاه، هر تومان یک‌پنجم پوند بود.

وقتی حکومت ایران به دست دیکتاتورهای دست‌نشانده پهلوی می‌افتد، شاهد گذار از استعمار کهنه به استعمار نو هستیم، یعنی اگر در دوران قاجار استعمارگران با حمله و سلطه نظامی، مصنوعات خود را به بازار ایران تحمیل کرده و خزانه قاجار را خالی می‌کردند، در دوران پهلوی صاحب یک همکار و شریک در ایران شدند و همان روند استعماری را ادامه دادند، منتها در دوره پهلوی و استعمار نو، خزاین نفتی ایران جای مسکوکات و جواهرات را گرفت؛ نفت صادر و همه مایحتاج ایران وارد شد.

انقلاب اسلامی و عینیت یافتن اسلام سیاسی در ساختار قدرت، ایران را از این وضع خارج کرد. رویکرد انقلاب اسلامی به پیشرفت از یکسو و وقوع جنگ تحمیلی و اعمال تحریم‌های گسترده از سوی دیگر، روند صنعت‌زدایی استعماری (De Industrialization) در ایران را متوقف کرد و به‌رغم شرایط جنگی، روند صنعتی شدن آغاز شد. امروز تنها بعد از 38 سال، وضع ایران با کشورهای همسطح و همنوع خود در دوره پهلوی به هیچ‌وجه قابل مقایسه نیست. عضویت در باشگاه فناوری هسته‌ای جهان، رتبه اول فناوری هوا و فضا در منطقه غرب آسیا و رتبه 19 در جهان، رتبه اول بیوتکنولوژی در میان کشورهای اسلامی و رتبه 23 جهان، رتبه اول علم شیمی در منطقه و رتبه 13 جهان، رتبه ششم نانوفناوری در جهان، قدرت نظامی و موشکی کم‌نظیر و دستاوردهای متعدد در حوزه اختراعات و اکتشافات، ایران را تبدیل به یک قدرت علمی، اقتصادی و نظامی کرده است.

امروز استعمار کهنه تقریبا وجود ندارد، یعنی مستعمره‌ای را نمی‌توان شناسایی کرد که توسط حاکم نظامی منصوب دولت استعمارگر اداره شود. استعمار نو در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس تداوم دارد. دیکتاتورهای دست‌نشانده عربی نقش همان حکام نظامی در عصر استعمار کهنه را ایفا می‌کنند؛ بازارشان در تسخیر بیگانگان است و نفت می‌فروشند و همه مایحتاج‌شان را وارد می‌کنند. نفت که تمام شد، دقیقا مانند زمانی که خزانه قاجار خالی شد، کشور دچار قحطی و افلاس خواهد شد.

اما نوع جدیدی از استعمار برای تسخیر بازار و بلعیدن منابع کشورها نیز وجود دارد که عاملان واسط آن، نه حاکمان نظامی و نه دیکتاتورهای دست‌نشانده و همکار که «نخبگان فراملیتی نئولیبرال» هستند. این نوع استعمار، «استعمار فرانو»‌ نام دارد و همه کشورهای مستقل از جمله ایران را بویژه با توجه به دوره پسابرجام و حاکمیت جریان لیبرال بر قوه مجریه، به صورت جدی تهدید می‌کند. در ادامه و در بحث بازارگشایی مدرن، به این تهدید که انگیزه اصلی نگارش مقاله حاضر است، خواهیم پرداخت.

2- صیانت مدرن از بازار/ بازارگشایی مدرن

یکی از ویژگی‌های مهم عصر استعمار فرانو این است که استعمارگر در این مقطع، مراحل توسعه را پشت سر گذاشته و به پیشرفت رسیده است. این مزیت، یک امکان مهم به این کشورها داده و آن اینکه برای تسلط بر بازار جهانی، نه لزوما نیاز به اشغال کشورها دارند و نه حتی وجود دیکتاتورهای شریک.

استعمارگران پس از طی مراحل توسعه، زمانی که مطمئن شدند دیگران حتی اگر بتوانند در بازار آنها حضور یابند، توان رقابت با محصولات آنها را ندارند، ادعای غلط بودن مسیر گذشته خود را مطرح کرده و خواستار آزادسازی تجاری و توقف حمایت‌گرایی از تولید داخلی در جهان شدند. گفتند حق مصرف‌کننده است که جنس ارزان و با کیفیت مصرف کند؛ چرا دولت‌ها با حمایت از تولید داخلی اجازه مصرف تولیدات ارزان و باکیفیت خارجی را به مردم خود نمی‌دهند؟ این بود که انگلیس از 1815 و آمریکا از 1914 پرچم حمایت از «تجارت آزاد» را برافراشتند. ادبیات دانشگاهی انبوهی در ذم حمایت‌گرایی و مدح تجارت آزاد تولید کردند. نخبگان کشورهای عقب‌مانده را در دانشگاه‌های خود پذیرفتند و مغز آنها را چنان شست‌و‌شو دادند که وقتی بازمی‌گردند، مبلغ و مجری تجارت‌آزاد در کشورهای خود شوند. این، آغاز دوره «استعمار فرانو» بود. دوره‌ای که در آن، بازار کشورها نه به وسیله حاکمان نظامی و نه به واسطه دیکتاتورهای دست‌نشانده، که به دست نخبگان روشنفکر غربزده که عمدتا تحصیلکردگان غرب بودند، توسط استعمارگران فتح می‌شد.

«فریدریش لیست»، اقتصاددان مکتب تاریخی آلمان در رابطه با سینه‌چاک کردن انگلیس برای «تجارت آزاد» نکته جالبی دارد. او می‌گوید انگلستان پس از بالا رفتن از نردبان سیاست‌های حمایتی، چون منافعش ایجاب می‌کرد مانع طی شدن همین مسیر توسط دیگر کشورها شود، با «استدلال علمی واژگون» و نیز حتی استفاده از قدرت نظامی، کشورهای دیگر را وادار به گشایش دروازه‌های اقتصادی خود به روی کالاهای صنعتی انگلستان می‌کرد: «هر ملتی که از طریق اعمال محدودیت‌ها و اتخاذ سیاست‌های حمایتی، قدرت صنعتی و کشتیرانی خود را به درجه‌ای از توسعه افزایش داده باشد که هیچ ملت دیگری نتواند با او رقابت آزاد کند، نمی‌تواند خردمندانه‌تر از این عمل کند که نردبان‌ها را برای رقبایش واژگون و ملل دیگر را درباره منافع تجارت آزاد موعظه کند و در این‌باره که پیش از این مسیر خطا را می‌رفته و اکنون برای نخستین‌بار حقیقت را کشف کرده، داد سخن سر دهد».

اغراق درباره مزیت‌های تجارت آزاد در قرن 19 و بویژه اوایل قرن 20 در آمریکا و بریتانیا به اوج خود رسید به طوری که سیاستمدارانی چون «کوردل‌هال» به تبعیت از «جان استوارت میل» حتی بر این نظریه اصرار کردند که تجارت آزاد موجب تثبیت «صلح بین‌المللی» خواهد شد و «وودرو ویلسون»(رئیس‌جمهور وقت آمریکا) نیز با همین استدلال بر ضرورت از میان رفتن همه موانع تجارت آزاد در اعلامیه 14 ماده‌ای خود  تاکید کرد.

با پایان جنگ دوم جهانی، آمریکا به عنوان تنها قدرت اقتصادی آسیب‌ندیده از جنگ، حمایت از تجارت آزاد را در دستور کار خود قرار داد و بانی موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت (گات) شد که بعدها (سال 1995) به سازمان تجارت جهانی بدل شد.

نهادینه شدن تجارت آزاد در قرن بیستم، روند توسعه در کشورهای غربی و روند عقب‌ماندگی در کشورهای عقب‌رانده شده را تثبیت کرد. پیشرفته‌ها روز به روز پیشرفته‌تر شدند و به سبب تسلط بر بازار دیگران، صنایع نوپای آنها را نابود کرده و به هیچ صنعت جدیدی اجازه ظهور ندادند. وضع امروز ونزوئلا فرجام کشوری است که سیاستمداران غربزده و غربگرایش با آزادسازی تجاری- مالی، کشور را تبدیل به یک بازار بزرگ برای غرب بویژه آمریکا کردند. صنایع موجودشان نابود شد و سلطه کالای خارجی بر بازار، به هیچ صنعتی ولو با تکنولوژی پایین اجازه سربرآوردن نداد. نفت فروختند و همه مایحتاج‌شان حتی غذا را وارد کردند. ونزوئلا با واگذاری بازار خود به بیگانگان،‌ تبدیل به یک مستعمره فرانو شده و به همان فرجامی رسید که در دوران استعمار کهنه،‌ بنگال رسیده بود؛ کشوری که در دهه 1950 بیش از 50 درصد تولید ناخالص داخلی‌اش از محل شیلات و کشاورزی بود،‌ امروز با بحران امنیت غذایی مواجه است.

برخلاف ونزوئلا و کشورهای بسیاری چون ونزوئلا که از ابتدای تشکیل WTO به آن پیوستند و درهای بازار خود را به روی غرب گشودند، برخی کشورها چون چین و روسیه تا زمانی که قدرت رقابت نیافتند، به سازمان تجارت جهانی نپیوستند و شعار فریبنده آزادی اغوای‌شان نکرد. در ایران نیز یکی از آمال و آرزوهای لیبرال‌ها پیوستن به WTO بود و هرگاه بر قوه مجریه حاکم شدند، ‌حاضر شدند حتی به غرب باج دهند تا به این سازمان بپیوندند که خوشبختانه نتوانستند.

غربی‌ها اما به‌رغم تبلیغ و ترویج آزادی تجارت، هرجا دیدند تولیدکننده غربی توان رقابت با محصول خارجی را ندارد و از این آزادی متضرر می‌شود، به روش‌های گوناگون متوسل شدند تا اجازه ورود کالای خارجی به بازار خود را ندهند. آکسفام که کنفدراسیونی متشکل از سازمان‌های خیریه 15 کشور برای مبارزه با فقر در جهان بوده  و در 90 کشور مختلف دارای دفتر نمایندگی است، در گزارش سال 2002 خود با عنوان «قوانین معیوب و استانداردهای دوگانه» با استناد به آمارهای رسمی، اتحادیه اروپایی را در صدر آنچه «لیست ریاکاری» درباره«جانبداری از تجارت آزاد» نامیده قرار داد و جایگاه دوم این فهرست را نیز به ایالات متحده آمریکا اختصاص داد. آمارهای گردآوری شده توسط آکسفام حکایت از آن دارند که از سال 1995 به بعد(یعنی از زمان تاسیس WTO) بر اثر اعمال محدودیت‌های غیرتعرفه‌ای گوناگون، دسترسی اکثر تولیدکنندگان جهان سومی به بازارهای اروپایی و آمریکایی به رغم کاهش ظاهری تعرفه‌ها نه فقط ساده‌تر از قبل نشده، بلکه 76 درصد دشوارتر از گذشته شده است. مثال‌ها و شواهد فراوانی درباره نحوه دشوارسازی دسترسی به بازار غرب وجود دارد که راقم این سطور در نوشته‌های دیگر مفصل به آنها پرداخته است اما امروز آمریکا بعد از یک قرن بهره‌مندی از منافع تجارت آزاد، وقتی می‌بیند دیگر این رویکرد منافع ملی‌اش را تامین نمی‌کند، براحتی و آشکارا در حال کنار گذاشتن آن است. سخنان «دونالد ترامپ» علیه تجارت آزاد از جمله اینکه آمریکا از WTO خارج خواهد شد را نباید ساده‌انگارانه یک تحلیل و رویکرد شخصی قلمداد کرد. سند استراتژی امنیت ملی آمریکا برای قرن 21 که سال 2001 منتشر شد، به صراحت پیش‌بینی می‌کند «آمریکا اساسنامه سازمان تجارت جهانی را کنار خواهد گذاشت».

در این میان مصیبت بزرگ این است که در زمانی که پرچمداران تجارت آزاد دیگر آن را به نفع خود نمی‌بینند و قصد کنارگذاشتنش را دارند، لیبرال‌های ایرانی یا به سبب کوری ناشی از عشق به سر تا پا غربی‌شدن، یا به سبب رسوب ذهنی آنچه دهه‌ها پیش در غرب به نام علم به خوردشان داده‌اند، همچنان به تجارت آزاد وفادارند و حمایت از تولید داخلی را گناه بزرگی می‌دانند. امروز در ایران نه حاکم نظامی غربی و نه دیکتاتور پهلوی؛ ‌که وزیر لیبرال و مستعمره فکری است که به نام تجارت آزاد، بازار ایران را تقدیم بیگانه می‌کند و می‌گوید مزیت ما در نفت است و باید نفت بفروشیم و همه چیز را وارد کنیم.

اگر می‌بینیم آقای «محمد نهاوندیان»، رئیس دفتر آقای روحانی می‌گوید باید منافع شرکت‌های غربی در ایران را به قدری زیاد کرد که اگر دولت‌های غربی خواستند ما را تحریم کنند، این شرکت‌ها در مقابل‌شان بایستند‌ و اگر می‌بینیم آقای «حسام‌الدین آشنا»، رئیس مرکز «بررسی‌های استراتژیک» ریاست‌جمهوری دولت آقای روحانی می‌گوید با خرید ایرباس، ایران یک خریدار حرفه‌ای شده و فضای امنیتی حول ایران شکسته است، نباید خیال کرد این گفته‌ها حاصل یک «بررسی استراتژیک» است؛ به نظر می‌رسد آنها فریفته شعارهای یک قرن پیش کوردل هال و وودرو ویلسون و جان استوارت میل درباره نقش آزادی تجارت در صلح بین‌المللی شده‌اند و باورشان شده است.

این ساده‌لوحی اما بی‌هزینه نیست؛ این فریفتگی در حال تبدیل کردن ایران به یک «مستعمره فرانو» است. دولت آقای روحانی با واگذاری گسترده و بی‌سابقه بازار ایران به غرب، مسیر ونزوئلای قرن بیستم را در پیش گرفته است. درست است آمریکا به ونزوئلا حمله نظامی نکرده ‌اما به اهداف حمله نظامی دست یافته است. نفتش را می‌برد و کالاهای خود را در بازار ونزوئلا به فروش می‌رساند. جنگ قرار بود چه بلایی بر سر ونزوئلا بیاورد که امروز آزادسازی تجاری نیاورده است؟‌

می‌توان تومار طویلی از ستاندن مگاپروژه‌های داخلی از پیمانکاران ایرانی و سپردن آنها به بیگانگان در دوران پسابرجام تهیه کرد؛ از پروژه‌های نفتی تا راهسازی و کشتی‌سازی و صنعت تا آشپزی در حال واگذاری به بیگانگان است. از آن سو غربی‌ها به صراحت می‌گویند در دوره پسابرجام، ایران یک بازار نوظهور(Emerging Market) است که باید آن را تسخیر کرد. سند راهبردی اتحادیه اروپایی و گزارش وزارت تجارت انگلیس به صراحت ایران را بازار هدف ذکر می‌کنند. واردات از اروپا در مدت یک سال پس از برجام 40 درصد افزایش یافته و تراز تجاری ایران با اروپا منفی 900 میلیون دلار تغییر کرده است. نفت خام صادر کرده‌ایم و از این قاره عمدتا کالاهای مصرفی و گندم و ذرت و دانه سویا وارد کرده‌ایم.

هشدار باید داد که اگر این روند ادامه یابد، اگر ‌صنایع ایران تعطیل شده و بازار ایران جولانگاه بیگانگان شود، روشن نیست وقتی نفت تمام شد یا قیمتش را کاهش دادند،‌ «تولیدکننده ایرانی زمین‌خورده»‌ چه مدت زمان نیاز دارد به توانمندی امروز خود بازگردد؟ مستعمره‌های فکری که می‌گویند برنج خارجی 3برابر از برنج ایرانی ارزان‌تر است، ‌خودکفایی مزخرف است و باید برنج را وارد کرد، وقتی نفت تمام شد و واردات، زمین شالیکار ایرانی را بایر کرد، آیا عمرشان به دنیا خواهد بود که بابت قحطی، محاکمه شوند؟‌ اگر کارخانه‌های ایرانی تعطیل می‌شوند و در مقابل، کارخانه‌های غربی رونق می‌گیرند و روز به روز به سبب انباشت سرمایه پیشرفته‌تر می‌شوند، وقتی نفت تمام شد، ایران پولی برای واردات نداشت و خواستیم خودمان تولید کنیم، چه مدت زمانی لازم است تا شکاف فناوری ایجاد شده پر شود؟‌

ما نمی‌گوییم باید دور کشور حصار کشید و هیچ چیز وارد نکرد، سخن ما خطاب به لیبرال‌های ایرانی این است: اگر ظرفیت نیروی انسانی کشور را به قدری در فناوری‌های بالا (High-Tech) به کار گرفته‌اید که نیروی انسانی کافی برای تولید خلال دندان و انجام آشپزی ندارید، حتما خلال دندان و آشپز را وارد کنید و وقت نیروی انسانی ما را در این امور تلف نکنید اما اگر جوانان شما بیکارند و نفت را مفت می‌فروشید تا خلال دندان وارد کنید، حتما خلال دندان هم باید در کشور تولید شود؛‌ چه رسد به اینکه با واردات و واگذاری پروژه‌ها به بیگانگان، شرکت‌های عظیم صنعتی ما به تعطیلی کشانده شود.

رویکرد مستعمره‌سازی ایران با واگذاری گسترده بازار تولید و خدمات کشور به بیگانگان، باید متوقف شود. توانمندی‌هایی که به لطف جمهوری اسلامی و استقلال و آزادی از قید استعمار، در کشور شکوفا شد،‌ امروز نیازمند تقویت است و به تعطیلی کشاندن آن، قطعا خیانت است.

در نهایت باید گفت استعمار فرانو یک ابزار براندازی فرانو نیز هست. غرب با تحریم‌ها قصد داشت اقتصاد ایران را فلج کند اما نتوانست. ایران زخمی شد اما زمین نخورد. امروز با تسلط بر بازار ایران و از دور خارج کردن و به تعطیلی کشاندن صنایع کشور، می‌خواهند بلایی بر سر ایران بیاورند که با تحریم‌ها نتوانستند. حاکمیت بر اقتصاد، شرط لازم حاکمیت سیاسی است. اگر شرکت‌های غربی بر اقتصاد ایران مسلط شدند،‌ امنیت ما را «تامین» نخواهند کرد، بلکه سیاست ما را «تعیین» خواهند کرد.

----------------------------------

پی‌نوشت

1-Https://Www.Theguardian. Com/Commentisfree/2008/Sep/09/Eu.Globaleconomy

2-Http://Www.Constitution .Org /Ah/Rpt_Manufactures.Pdf

3-Where The Right Went Wrong, By Pat Buchanan, P.153 , Sep 1, 2004




نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شب است و صدای تیک تاک ساعت خانه ام، خبر از گذر زمان می دهد. امشب با همه شب های گذشته فرق دارد. هر صدای عقربه ساعت و هر ثانیه، برای من یک سال طول می کشد. امروز تعدادی از امدادگران و آتش نشانان و کسبه محل، در زیرآوار ماندند و جان دادند و هنوز اثری از آنان در دست نیست و کسی به آنان دسترسی ندارد. شاید با حرکت هر ثانیه از عقربه ها، انسانی در زیر آوار جان می دهد و خانواده ای به سوگ می نشیند.

گروه فرهنگی رجانیوز - حمیدرضا نظری:" ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!"

 

آیا صدای ناله هایش را نمی شنوید؟! این صدای یک آتش نشان شجاع و مهربان سرزمین خوب من است که اکنون دارد جان می سپارد؛ کسی که در زیر کوهی بزرگ از آهن و بتُن و مصالح سنگین و ستون‌های فلزی یكی از قدیمی‌ترین ساختمان‌های تجاری شهرم، هر لحظه به مرگ نزدیک و نزدیک تر می شود و با زندگی وداع می گوید...

 

اینک در دلِ پرآشوب من، چه غوغایی برپا است... با چشمانی اشکبار و بُغضی سنگین در گلو، بی اختیار و به آرامی چند بار صفحه كلید رایانه را می فشارم و جمله ای در مقابل دیدگانم شکل می گیرد:

 

" ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!..."

 

****

 

امروز با آتش سوزی یکی از ساختمان‌های شهرم، آژیرماشین های آتش نشانی و امداد به شکل گسترده و عجیبی به صدا درآمد و ساعاتی بعد با فرو ریختن ناباورانه این ساختمان بلند، مردمان شهرم برخود لرزیدند و اشک ماتم همه وجودشان را دربرگرفت. صدای ممتد آژیر، نشان از عمق فاجعه می داد:

 

" خدایا این آتش چرا خاموش نمی شود و هر لحظه بیشتر و بیشتر زبانه می کشد؟! مگر می خواهد یک شهر و یک آسمان با همه ستارگانش را به آتش بکشد و آدم های روزگارم را بسوزاند و آنان را غمگین و ماتم زده کند؟"

 

دود به شکل گسترده و وحشتناکی همه آسمان را سیاه و سوگوار کرده بود و دیگر کسی به هوای آلوده و مرگبار بزرگ ترین شهر سرزمینم نمی اندیشید. گروه های نجات، دلاورانه و دلسوزانه و با همه توان، با شجاعت به دل آتش زدند تا جان و مال و سرمایه هموطنان شان را نجات دهند که به یکباره صدایی مهیب و دهشتناک به گوش رسید و همه نگاه های وحشت زده جمعیت را به سوی خود فرا خواند؛ ساختمان پلاسکو با همه خاطراتش منفجر شد و از پایه فرو ریخت و جمعی از مردم و کسبه و گروه های نجات و امداد و آتش نشان حاضر در ساختمان را به پایین ترین نقطه زمین کشاند و كوهی از آهن و سنگ و سیمان و بتُن و مصالح سنگین را بر سرشان فرود آورد:

 

" آه، خداوندا! چه می بینم؟! انگار كوهی از آوار سنگین و مرگ آور، بر سر من فرود می آید و..."

 

 

****

 

شعر گُهربار مردی از دوران کهن، مرا نشانه می رود و همه وجودم را در بر می گیرد که:"بنی آدم اعضای..."

 

ساختمانی آوار می شود و بنی آدم، آتش می گیرد. تاکنون این قدر دلتنگ و غمگین نبوده و هرگز اینگونه در خود مچاله نشده ام. نمی دانم چرا اینک چنین بی قرار و سوگوارم؟!... امشب هیچ چیزی مرا شاد نمی کند. امشب هیچ کس را نمی بینم و به هیچ چیز فکر نمی کنم و تنها ساختمانی سر به فلک کشیده در مقابل دیدگانم به نمایش در می آید که دیگر استوار و پابرجا نیست و اینک نیست و نابود شده است.

 

پس از این دیگر چگونه به زندگی و به چهره شیرینِ کودكِ شیرین زبانم لبخند بزنم؟ در این زمان، بار سنگینی شانه های نحیفم را آزار می دهد و نفسم را به شمارش در می آورد؛ از خود گلایه دارم که اینک که جمعی از هموطنانم در زیر آوار گرفتار شده و از درد، ناله می کنند، چرا چنین خنثی و ناتوان شده و کاری از دستم برنمی آید؟... دیگر حال و روز خود را نمی فهمم و دلم بیش از این طاقت ندارد؛ باید کاری بکنم و چیزی بگویم و حرفی بزنم تا شاید آرام آرام به آرامش برسم. الهی! از چه واژگانی سود بجویم تا از این درد و مصیبت رها شوم و دل بیقرارم التیام یابد؟...

 

باز هم ناخودآگاه به سمت رایانه گوشه اتاقم می روم، اما نمی دانم از کجا آغاز کنم و چگونه سخن بگویم و از چه بنویسم؟ از جگرهای سوخته و آتش گرفته پدران و مادران آتش نشانان دلاوری كه...

 

اما نه، نمی توانم؛ مغزم کار نمی کند و از نوشتن، عاجزم؛ در این لحظات تلخ، ذهنم مرا یاری نمی کند و همه حافظه و دانسته ها و احساساتم متوقف شده و در ایست کامل به سر می برند. همواره راحت می نوشتم، اما اکنون نمی توانم و فقط اشک می ریزم و آب دهان خود را فرو می دهم تا به ریه هایم هوایی برسد و راه نفسم باز شود. چگونه از بدن های له شده و استخوان های خردشده و یا از اجساد دو نیم شده و تکه پاره آتش نشانان برومند و مهربان شهرم بنویسم؟! چگونه از ناله و فریاد عزیزانی بگویم که در زیر خروارها خاک و آهن و مصالح مدفون شده اند و اکنون دسترسی به آنان سخت و ناممکن شده است؟ انگشتانم بر صفحه كلید رایانه ام به لرزه در می آیند زمانی که از خانواده های جانباختگان و شهیدانی می نویسم که پس از شنیدن خبر ناگوار حادثه آتش سوزی و ویرانی ساختمان، نالان و گریان و فریاد زنان و شیون کنان، سراسیمه خود را به محل حادثه رساندند؛ مادری از دور، پسر جوانش را صدا می زد، پدری با کمری تاشده و گام های لرزان، خود را به کوهی از سنگ و قطعات سنگین فلزی رساند و خم شد تا در زیرآوار، پاره ای از وجود عزیز و دلبندش را بیابد و آن را ببوید... زنی همسرش را جستجو می کرد تا شاید باز هم شاد و امیدوارانه، به نزد او و فرزندان غمگین و چشم انتظارش برگردد و...

 

آهای مردم! اینجا را ببیند؛ اینجا در زیرآوار، دست یک انسان پیداست؛ این دستِ یک آتش نشان است که دیگر جانی در بدن ندارد! خاک و سنگ و آهن را کنار بزنید! خدایا چه جوان رعنایی در اینجا چشم های خود را بسته و برای همیشه به خواب عمیقی فرو رفته است. او در زیر خاک چه می کند؟ او تا دیروز، شریف و با شتاب، خود را به محل حادثه می رساند و دیگران را از زیرخاک بیرون می کشید و به آنان جانی تازه می بخشید، اما اکنون خود...

 

آه، مادرجان! جلو بیا و ببین آیا این جوان رشید، همان طفل معصوم و دلبند سال های نچندان دور تو نیست که در گهواره برایش لالایی می خواندی و به رویش لبخند می زدی؟... پدر جان! کمر راست کن و از جا برخیز و بیا برای آخرین بار صورت کودک دیروز و جوان برومند و ایثارگر و فداکار امروزت را ببوس و از پیشانی خون آلودش خاطره ای به یادگار بستان؛ این همان پسر با وفای توست که امروز صبح و قبل از رفتن به محل کار، بر دست های چروكیده و چهره شكسته تو بوسه زد و با ذکر و یاد خدا و برای کسب رزق و روزی حلال و به نیت نجات جان انسان های گرفتار شهرش، از خانه بیرون زد و... آه خواهرم! به چهره مهربان دوست و همبازی کودکی ها و لبخند همیشگی برادرت بنگر که چگونه برای نجات جان هموطنانش جان داد و... برادر جان! برای یافتن برادرت دیگر لازم نیست آوار را کنار بزنی؛ او اینجاست؛ بیا و او را در آغوش بگیر و خاطرات شیرین کودکی هایتان و لج بازی ها، دعواها، قهرها و آشتی های زیبا و فراموش شده تان را دوباره به یاد بیاور و با تمام وجود و به وسعت همه عمرت اشک بریز و...

 

 

****

 

امروز هیچ کدام از اعضای خانواده من در نزدیكی ساختمان پلاسکو و محل آتش سوزی حضور نداشتند و همگی با تاریکی هوا، به خانه بازگشتند. اینك همه آن ها مشکلی ندارند و در سلامتی کامل به سر می برند، اما گویی در این هوای سرد زمستانی، پاره ای از تن من و جگرگوشه ام در این ساختمان و در زیر آوار، محبوس شده و با چهره ای خونین ناله سر داده است؛ احساس می کنم که اکنون در دل تاریکی شب، همه اهالی شهر، صدای ناله سوزناک او را می شنوند و تمام وجودشان مالامال از درد و رنج می شود؛ انگار اکنون جگر گوشه همه ما، در زیر خروارها سنگ و سیمان و آهن، گرفتار شده و از سوز سرما بر خود می لرزد. گروه های نجات و آتش نشانان شهرم برای خاموش کردن آتش و نجات دیگران، شرافتمندانه شتافتند و خود را به دل آتش زدند، اما به یکباره در زیر آواری دلخراش مدفون شدند و... انا لله و انا الیه راجعون...

 

****

 

اینک اگر بهترین و بزرگترین هدیه و شادی روزگار نصیب من شود، خوشحال نمی شوم و از آن لذت نمی برم. امشب هیچ چیزی نمی خواهم و هیچ شادی ای به من آرامش نمی دهد و آتش و آشوب دلم را خاموش نمی کند؛ من فقط صدای ناله های آتش نشانان شهرم و افرادی را می شنوم که همواره فرشته نجات بودند، اما اینک خود گرفتار شده و...

 

امشب چه شب سختی است، انگار هرگز نمی خواهد صبح شود، انگار ماه تابان نمی خواهد برود و جای خود را به خورشید عالمتاب بسپارد؛ گویی ماه نیز همراه با ستارگان آسمان، در دل تاریکی برای خفتگان و حبس شدگان در دل زمین، اشک ماتم می ریزد. دلم می خواهد سر بر بالین بگذارم و پس از بیداری، متوجه شوم که همه چیز خواب و خیالی بیش نبوده و این حادثه هرگز در گوشه ای از شهرم رخ نداده است. خدایا، امشب چرا صبح نمی شود؟... ای خالق مهربان! امشب به خانواده عزیزانی که در زیر آوار مانده اند چه می گذرد؟ آیا کسی هست که در چنین لحظاتی بتواند احساس واقعی آنان را به رشته تحریر درآورد و از گوشه ای از درد و مصیبتی که بر آنان وارد آمده است بنویسد و سخن بگوید؟ به راستی آیا قلم، توانی دارد تا آلام جانکاه و غم بزرگ این افراد را درک و احساس کند؟

 

کودکی اینک در گوشه ای پاهایش را بغل کرده و با شکم گرسنه اشک می ریزد. او فقط به در خانه نگاه می کند تا پدرش همچون همیشه وارد شود و با خود شادی را برایش به ارمغان بیاورد. او از مرگ و آوار چیزی نمی داند و تنها به مادرنگاه می کند که چگونه با چشمانی اشکبار، بر سجاده ای سبز خم شده و پیشانی بر مهر نماز گذاشته و از خدای خود، صبر و آرامش را طلب می کند...

 

****

 

شب است و صدای تیک تاک ساعت خانه ام، خبر از گذر زمان می دهد. امشب با همه شب های گذشته فرق دارد. هر صدای عقربه ساعت و هر ثانیه، برای من یک سال طول می کشد. امروز تعدادی از امدادگران و آتش نشانان و کسبه محل، در زیرآوار ماندند و جان دادند و هنوز اثری از آنان در دست نیست و کسی به آنان دسترسی ندارد. شاید با حرکت هر ثانیه از عقربه ها، انسانی در زیر آوار جان می دهد و خانواده ای به سوگ می نشیند. زمان دارد به سرعت می گذرد و ثانیه ها، دقیقه و دقیقه ها ساعت می شود و من نگران و نگران تر می شوم و بغض سنگینی راه گلویم را می فشارد و قفسه سینه ام و ضربان قلبم به تلاطم در می آید. گذر زمان، اکنون برایم خوشایند نیست و با خود نشان از مرگ عزیزانم دارد؛ هر چه زمان بگذرد، امید، کمتر و بر تعداد جانباختگان دلاور سرزمینم افزوده می شود...

 

 

****

 

" ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!"

 

آیا صدای ناله هایش را نمی شنوید؟! این صدای یک آتش نشان شجاع و مهربان سرزمین خوب من است که اکنون دارد جان می سپارد؛ کسی که در زیر کوهی بزرگ از آهن و بتُن و مصالح سنگین و ستون های فلزی یكی از قدیمی ترین ساختمان های تجاری شهرم، هر لحظه به مرگ نزدیک و نزدیک تر می شود و با زندگی وداع می گوید...

 

اینک در دلِ پرآشوب من، چه غوغایی برپا است... با چشمانی اشکبار و بُغضی سنگین در گلو، بی اختیار و به آرامی چند بار صفحه كلید رایانه را می فشارم و جمله ای در مقابل دیدگانم شکل می گیرد:

 

" ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!..."



نوع مطلب : شهداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

او نمونه‌ کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پرخطر و پرافتخار بود

خبرگزاری فارس: او نمونه‌ کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پرخطر و پرافتخار بود

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تسلیت خود در پی درگذشت هاشمی رفسنجانی خاطرنشان کردند که او نمونه‌ کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پر خطر و پر افتخار بود.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی درگذشت هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را تسلیت گفتند.

متن این پیام به این شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

انّا لله و انّا الیه راجعون
با دریغ و تأسف خبر درگذشت ناگهانی رفیق دیرین، و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی، و همکار نزدیک سالهای متمادی در عهد جمهوری اسلامی جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را دریافت کردم.

فقدان همرزم و همگامی که سابقه‌ همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی به پنجاه و نه سال تمام می‌رسد، سخت و جانکاه است. چه دشواریها و تنگناها که در این دهها سال بر ما گذشت و چه همفکریها و همدلیها که در برهه‌های زیادی ما را با یکدیگر در راهی مشترک به تلاش و تحمل و خطرپذیری کشانید.

هوش وافر و صمیمیت کم‌نظیر او در آن سالها، تکیه‌گاه مطمئنی برای همه‌ی کسانی که با وی همکار بودند به ویژه برای اینجانب به شمار می‌آید. اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هائی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود به کلی بگسلد و وسوسه‌ی خناسانی که در سال های اخیر با شدت و جدیت در پی بهره برداری از این تفاوت های نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.
او نمونه‌ کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پر خطر و پر افتخار بود.

سال ها زندان و تحمل شکنجه های ساواک و مقاومت در برابر این همه و آن گاه مسئولیت های خطیر در دفاع مقدس و ریاست مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و غیره، برگ های درخشان زندگی پر فراز و نشیب این مبارز قدیمی است.
با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی شناسم که تجربه ای مشترک و چنین دراز مدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ ساز به یاد داشته باشم.

اکنون این مبارز کهنسال در محضر محاسبه‌ی الهی با پرونده‌ای مشحون از تلاش و فعالیت گوناگون قرار دارد، و این سرنوشت همه‌ ما مسئولان جمهوری اسلامی است.
غفران و رحمت و عفو الهی را برای وی از صمیم قلب تمنا می‌کنم و به همسر گرامی و فرزندان و برادران و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض می کنم .
غفرالله لنا و له
سید علی خامنه ای
19 دیماه 1395



نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
در آیین اختتامیه هفتمین جشنواره مردمی فیلم عمار آثارِ آغازی بر یک پایان بهترین اثر بخش تولیدات رادیویی، جزیره فارسی بهترین اثر بخش جنگ نرم، دوئل بهترین مستند داستانی کوتاه و ترمینال غرب بهترین فیلم بلند داستانی انتخاب شد و همچنین شب‌نامه جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد.
در آیین اختتامیه هفتمین جشنواره مردمی فیلم عمار آثارِ آغازی بر یک پایان بهترین اثر بخش تولیدات رادیویی، جزیره فارسی بهترین اثر بخش جنگ نرم، دوئل بهترین مستند داستانی کوتاه و ترمینال غرب بهترین فیلم بلند داستانی انتخاب شد و همچنین شب‌نامه جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد.

گروه فرهنگی - رجانیوز: آیین اختتامیه هفتمین جشنواره مردمی فیلم عمار شب گذشته در فرهنگسرای بهمن و با حضور جمع کثیری از اهالی هنر برگزار شد.

به گزارش رجانیوز به نقل از فارس، از خانواده‌های شهیدان فلاح، محسنیان، همتی و نبی‌پور برای اهدای جوایز دعوت شد.

*تولیدات رادیویی

در بخش تولیدات رادیویی ضمن تقدیر از اثر «روز خبرنگار» هیات داوران جایزه خود را به «روزگار شیرینگ»، «سنگ زیرین آسیاب» و «بیست نوامبر» اهدا کرد. فانوس این بخش به نمایشنامه «آغازی بر یک پایان» اثر سهیلا خدادادی رسید.

*بخش انیمیشن

هیات داوران بخش انیمیشن جشنواره سید محمود رضوی، حامد جعفری و محمدحسین نیرومند و همچنین هیات داوران بخش جنگ نرم: آرش دریابندری، احمد سبحانی، فواد ایزدی و پیمان جبلی را شامل می‌شدند.

هیات داوران لوح افتخار بخش انیمیشن را به سازندگان «بیشه» و «علامه طبرسی» اثر حقانی اهداء کردند. و اثر«کابوس» محمدرضا خردمندان و « انتخاب با خودمونه» از علی محمد خانیکی و مجتبی احسانی از دیگر برگزیده بخش موشن‌گرافی بود. فانوس بخش پویا نمایی به اثر «جنگ جهانی سوم» کارگردانی عبدالامیر سبیعی رسید.

همچنین خانواده شهید سید عبیر حسینی از شهدای پاکستانی مدافع حرم، لوحی که پیام رهبر انقلاب برای «زینبیون» روی آن درج شده بود توسط پنج مادر شهید تقدیم شد.
این مادر شهید در سخنانی گفت: پیام من به همه مومنان خودسازی است که برای امر باید سه چیز را رعایت کنیم تا به مقصود مورد نظر برسیم. نخست مراقبت از چشم‌ها،‌دوم، مراقبت از کلام و سوم، سکوت در برابر زیاد صحبت کردن. همچنین خداوندی را که همه کاینات را آفرید توجه و نظاره کنیم. اگر هم درحالت سکوت هستیم به خداوند فکر کنیم. خداوندی که برای هدایت ما هزاران پیامبر و معصوم فرستاد تا راهمان را از ظلمت پیدا کنیم. مدام در حال ذکر کسی باشیم که به ما جان بخشید و راهی جز رسیدن به او نداریم

*بخش جنگ نرم

جایزه ویژه این بخش بن‌های ویژه خرید پوشاک ایرانی است که به برگزیدگان سه بخش اهدا می‌شود و جایزه ویژه مرگ بر آمریکا از دیگر جوایز این بخش است. هیات داوران ضمن تقدیر از آثار «قرارداد 18 ژوین» و «ساحره سوزان» لوح افتخار  این بخش را به قصه «فیل و الاغ» مهدی نقویان و «رویای ایرانی» مصطفی ایرانی و «متولد کالیفرنیا» علیرضا بوالی اهداء کردند. فانوس این بخش به اثر «جزیره فارسی» اثر سیدمحمدعلی صدری نیا رسید.

جایزه ویژه این بخش به اثر «شب نامه» به کارگردانی سید مهدی کرباسی، جایزه موزاییک مرگ بر آمریکا هم به او تقدیم شد. علی صدری نیا در این مراسم جایزه خود را تقدیم به کسانی کرد که در جزیره فارسی آمریکایی ها را سال گذشته به ذلت کشاندند.

*بخش مستند داستانی کوتاه

هئیت داوران ضمن تقدیر از سازندگان «قابلمه»، «جیب کت»، «سرباز» و «مامان بازی»، لوح افتخار این بخش را به اثر «تیوب» کارگردانی سید صدرالدین فردوسی اهدا کردند و جایزه دیگر دستاورد فنی و لوح افتخار جلوهای ویژه به محمدحسن فلاح برای اثر فضای مجازی تعلق گرفت. فانوس بهترین اثر داستان کوتاه به اثر دوئل به کارگردانی سید محمدرضا خردمندان رسید.بخش جایزه ویژه اثر مستند داستانی کوتاه به «روزی روزگاری در شرق» به کارگردانی حامد بذرافکن اختصاص یافت.

**ترمینال غرب بهترین مستند داستانی بلند شد

لوح افتخار مستند داستانی بلند به «از تبار حبیب» به کارگردانی مصطفی کوچکی و لوح بعدی به «چین آخر» به کارگردانی سعید حسن پور تعلق گرفت. فانوس بخش مستند داستانی بلند به اثر «سلام» به کارگردانی محمدرضا حاجی غلامی اهداء شد. جایزه ویژه این بخش به اثر «روزهای بارانی» به کارگردانی عبدالله عزیزی رسید.

هیات داوارن لوح افتخار این بخش را به «فیلمنامه ترمینال غرب» محمدعلی نیکدل اهداء کردند. لوح افتخار بخش بازیگری نیز به هوشنگ توکلی و یوسف مرادیان بازیگران ترمینال غرب رسید. فانوس این بخش نیز به فیلم بلند «ترمینال غرب» اثر قربانعلی طاهرفر رسید.

*برگزیدگان مدافعان حرم

هئیت داوران لوح افتخار بخش مدافعان حرم را به اثر «نبرد پالمیرا» ساسان فلاح فر و «فرمانده» به کارگردانی هادی نعمت اللهی اهداء کردند. فانوس این بخش به اثر «پل کارگردانی» امیر حسین نوروزی رسید.
جایزه ویژه این بخش به اثر «آهنگر» به کارگردانی محمدمهدی خالقی تعلق گرفت.

جایزه ویژه هیات داوران به گروه رسانه‌ای فاطمیون به دلیل تولید تصاویر موثر اهدا شد.

* بخش سبک زندگی

لوح افتخار بخش سبک زندگی به مرجان اسماعیلی کارگردان مستند داشتن و نداشتن اهدا شد و فانوس این بخش به عباس صالح‌مدرسه‌ای به خاطر مستند «دوازده نفر» اهدا شد.

*مستند 44 نفر منتخب بخش اقتصاد مقاومتی

در بخش اقتصاد مقاومتی آرش انیسی کارگردان مستند حراج بزرگ و وحید فرجی کارگردان مستند «غزال ایرانی» لوح افتخار دریافت کردند. جایزه فانوس این بخش به مستند « 44نفر» به کارگردانی امیر مهر یزدان رسید.

به گزارش خبرنگار فارس، در ادامه این مراسم پدر شهید احمدی روشن متن بیانیه جایزه استقلال را اینگونه قرایت کرد:

این جشنواره برای عمّاریون است. کسانی در گوشه سرزمین با نیروی عشق کارستان می‌کنند. علم استقلال ایران روی دستان هنرمندان همچنان ایستاده و اینها شرافتمندانه از میراث شهدا پاسداری می‌کنند. نشان مردمی استقلال ازسوی استقلال طلب‌ترین یعنی خانواده شهدای هسته‌ای به شما تقدیم می‌شود که اهل استقلال ایران اسلامی هستید.

نشان مردمی استقلال توسط خانواده شهدای هسته‌ای تقدیم به رسول ممیان برای فیلم شخصیت وقتی گفتند نمی‌شود. نشان دیگر به کارگردان مستند زیر درختان زیتون از جناب آقای محمد جواد رحیمی به نمایندگی از آقای بلندنظر شخصیت این مستند تقدیم شد.

نشان استقلال بعدی تقدیم به خانوم جعفری شخصیت مستند 44نفر تقدیم شد. نشان استقلال آخر به خانوم چنور محمدی شخصیت مستند کرکوم تقدیم شد.

به گزارش فارس در ادامه همسر شهید علی محمدی طی سخنانی گفت: چون هفته جاری سالگرد شهادت همسرم شهید احمدی روشن است، خواستار یک فاتحه برای ایشان از سوی شما هستم. از همه کسانی که برای این جشنواره زحمت می‌کشند تشکر می‌کنم.

*مادر شهیدان مدافع حرم خالقی‌پور از ابوالقاسم طالبی تقدیر کرد

بخش بعدی این مراسم، از ابوالقاسم طالبی کارگردان «قلاده های طلا» و «یتیم خانه ایران » تقدیر شد. پیش از آن کلیپی از مصاحبه برخی هنرمندان و اصحاب فرهنگ درباره طالبی پخش شد.

خانواده شهدای مدافع حرم دانشگر، سید عبیر حسینی، آبیاری، فض‌اللهی، باقریان و نیکوفر و مادر شهیدان خالقی پور از ابوالقاسم طالبی تقدیر کردند. مادر شهیدان خالقی پور چفیه پسر شهیدش را به ابوالقاسم طالبی تقدیم کرد.

خانواده شهید سید عبیر حسینی از شهدای پاکستانی مدافع حرم لوحی که پیام رهبر انقلاب به زینبیون روی آن درج شده بود ترا به ابوالقاسم طالبی تقدیم کرد.

این مادر شهید در سخنانی گفت: پیام من به همه مومنان خودسازی است که برای امر باید سه چیز را رعایت کنیم تا به هدف برسیم. نخست، مراقبت از چشم هاست. دوم، مراقبت از کلام و سوم، سکوت در برابر زیاد صحبت کردن است. در سکوت باید به خداوند فکر کنیم. خداوندی که برای هدایت ما هزاران پیامبر و معصوم فرستاد تا راهمان را از ظلمت پیدا کنیم. مدام در حال ذکر کسی باشیم که به ما جان بخشید و راهی جز رسیدن به او نداریم.

نادر طالب زاده دبیر جشنواره عمار در مراسم تقدیر از ابوالقاسم طالبی گفت:کار یتیم خانه ایران واقعا شاهکار و یک افتضاحی برای انگلیس و سانسور بزرگ غرب بود. از زیبایی‌های کار سکانسهای مربوط به انگلیس‌ بود که توسط  هنرمندان تئاتر انگلیس اجرا شد. این کار سانسور صد ساله آنها را برملا می‌کند. امیدواریم ما بتوانیم بخش‌های دیگر تاریخمان هم سانسور شده برملا کنیم.

ابوالقاسم طالبی گفت: این جشنواره مثل یک رویا برای من بود، همیشه آرزو داشتم در هنر مردم پای کار بیایند چون وقتی مردم پای کار نیایند آن کار راه نمی افتد.از نادر طالب زاده تشکر می کنم. از وحید جلیلی و مسعود ده نمکی که آن روزهای نخست پای کار آمدند و این جشنواره را راه انداختیم تشکر می‌کنم. از روحانیونی که مردم را به تماشای «یتیم خانه ایران» ترغیب کردند به خصوص حاج آقا پناهیان، حجت الاسلام شهاب مرادی و آیت الله علم الهدی تشکر می کنم. پول «یتیم خانه ایران» به جیب من نمی رود ولی وقتی فرزندان شما این فیلم را ببینید به اندازه چند کتاب از تاریخ کشور فرا می گیرند.

*بخش ویژه پاسداشت زنان حجاب

بخش ویژه پاسداشت زنان حجاب به مناسبت هفدهم دی ماه فاجعه گوهرشاد در زمان رژیم رضاشاه برگزار شد.

عبدخدایی از مبارزان علیه رژیم پهلوی که مادرش هم از شهدای فاجعه گوهر شاد بود،طی سخنانی گفت: من قدیمی‌ترین زندانی سیاسی مذهبی ایران هستم. دراعتراض به پیمان نظامی سنتو به زندان رفتم.

وی گفت: پدر من از کسانی بوده که با متحدالشکل شدن مخالف بوده و نشریه ای هم دراین باره منتشر می‌کرد. وی هم دوره شیخ محمد خیابانی بوده است. پدر من می‌گفت که ما کشوری کثیرالقوم هستیم. اقوام مختلف داریم که اینجا زندگی می‌کنند این اقوام طی سالیان دراز سنت‌هایی پیدا کردند و لباس‌هایشان با شرایط مختلف اتفاق نظر دارد. رضاخان از همه خواست یک شکل بپوشند. رضاخان مثل آتاتورک به مردم تحمیل کرد که یک شکل بپوشند. بنابراین پدر من به مشهد تبعید شد.

عبد‌خدایی در پایان خاطرنشان کرد: پاسبان‌ها به قدری بی‌رحم بودند که در جایی هم که مسئولیت پست دادن نداشتند، چادر از سر زنان می‌کشیدند. مادرم یک روز به حمام می‌رود و پاسبان حمله می‌کند که چادرش را بردارد و پای مادرم به پاشنه درب همسایه گیر می‌کند و با توجه به اینکه اینکه مادرم باردار بود فرزندش سقط می‌شود و خودش چند روز بعد از دنیا می‌رود.

* خیر‌النساء فانون بخش ملت قهرمان را دریافت کرد

هیات داوران بخش «ملت قهرمان» ضمن تقدیر از اثر « بانوی ایرانی» به کارگردانی «زهرا شاهین‌فر»، اثر «خاک تشنه» به کارگردانی «محمد علی شعبانی» و اثر «داستان آینده» به کارگردانی «محمد حبیبی منصور» لوح تقدیر این بخش را به اثر«حیدر» به کارگردانی «سید محمد رضا حسینی» و اثر «یک خانم محترم» به کارگردانی «مریم السادات مومن زاده» تقدیم کرد.

همچنین هیات داوران جشنواره مردمی فیلم عمار فانوس‌ این بخش را به اثر «خیر النساء» به کارگردانی «علیرضا باغشنی» اهدا کرد.

مریم السادات مومن زاده کارگردان «یک خانم محترم» بعد از دریافت جایزه خود در سخنانی گفت: دو سال قبل بچه‌های جبهه فرهنگی کسی را به من معرفی کردند که در زمان جنگ هشت سال برای رزمندگان به رایگان نان می پخت؛ من درباره این فرد اثری تولید کردم، این فرد وضعیت خوبی نداشت و بیمه هم نیست. امشب من جایزه نقدی خود را در مقابل رسانه‌ها و مردم به سکینه خانم اهدا می‌کنم تا شاید نظر بعضی‌ها جلب شده و مشکلات این خانم برظرف شود.

*جوایز بخش نقد درون گفتمانی

به گزارش فارس، در بخش پایانی جشنواره لوح افتخار نقد درون گفتمانی به سه اثر مستند «فراموش شده‌ها» به کارگردانی میکاییل دیّانی، «این دوربین مخفی نیست» به کارگردانی علی شیرزادیان و «مرثیه‌ای برای یک رویا» به کارگردانی صدرا علی بک اهدا شد.

همچنین فانوس بهترین مستند در این بخش به مستند «راه قریب» به کارگردانی علی کاظمی و «من، سیلاب و کلبارم» به کارگردانی سید مسعود پرهیزگاری تعلق گرفت. جایزه ویژه این بخش به مستند «داد» به کارگردانی حجت‌الله عدالت پناه اختصاص یافت.



نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 31 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


تقویم تاریخ
تاریخ روز
ساعت هویت
ساعت فلش مذهبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ذکرایام هفته
همراه با کتاب خدا
آیه قرآن تصادفی
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
کارنامه عملیاتها
جنگ دفاع مقدس
امکانات جانبی
 
 
 
>

پیغام ورود و خروج


IranSkin go Up