تبلیغات
دعای عظم البلا
دعای فرج دعای فرج حدیث موضوعی
به وبلاگ «دیدگاه» خوش آمدید
 
به وبلاگ «دیدگاه» خوش آمدید
دیدگاهی برای دیدبانی از انقلاب اسلامی ایران،یا علی مدد


نوع مطلب : تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فرمانده کل قوا در دیدار فرماندهان قرارگاه پدافند هوایی:

احتمال وقوع جنگ نظامی از لحاظ محاسبات سیاسی وجود ندارد/ نیروهای مسلح باید توان خود را روز به روز ارتقا دهند

خبرگزاری فارس: احتمال وقوع جنگ نظامی از لحاظ محاسبات سیاسی وجود ندارد/ نیروهای مسلح باید توان خود را روز به روز ارتقا دهند

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه از لحاظ محاسبات سیاسی احتمال وقوع جنگ نظامی وجود ندارد، افزودند: در عین حال، نیروهای مسلح باید با هوشیاری و با مدیریت کارآمد و چابک، توانایی‌های انسانی و تجهیزاتی خود را روز به روز ارتقا دهند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا ظهر امروز (یکشنبه) در دیدار فرماندهان و مسئولان قرارگاه پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، این قرارگاه را بخشی بسیار حساس از نیروهای مسلح و در خط مقدم مقابله با دشمنان ایران خواندند و بر افزایش آمادگی‌ها و توانمندی‌های پدافند هوایی و کارکنان آن تأکید کردند.

در این دیدار که به مناسبت روز پدافند هوایی برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه از لحاظ محاسبات سیاسی احتمال وقوع جنگ نظامی وجود ندارد، افزودند: در عین حال، نیروهای مسلح باید با هوشیاری و با مدیریت کارآمد و چابک، توانایی‌های انسانی و تجهیزاتی خود را روز به روز ارتقا دهند و بدانند هر گامی که در جهت تقویت آمادگی‌های نیروهای مسلح برداشته شود، یک عبادت و حسنه در نزد پروردگار متعال است.

در این دیدار، امیر سرتیپ علیرضا صباحی‌فرد فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء(ص) ارتش گزارشی از اقدامات و برنامه‌های این قرارگاه بیان کرد.



نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

کتاب «راهبرد کنشگری نسل سوم انقلاب» منتشر شد.
کتاب «راهبرد کنشگری نسل سوم انقلاب»، به همت اندیشکده برهان منتشر و روانه بازار نشر گردید.
این کتاب که از مجموعه کتاب‌های اندیشنامه و حاصل تلاش پژوهشگران اندیشکده برهان است، در 78 صفحه و در 3 فصل از سوی انتشارات دیدمان به زیور طبع آراسته گردیده است.
«الگوی راهبردی کنشگری معرفتی (تئوریک) نسل سوم انقلاب»،
«الگوی راهبردی کنشگری اجتماعی (پراتیک) نسل سوم انقلاب» و
«نتیجه گیری»،
عناوین فصول 3 گانه این کتاب هستند.
 
در بخشی از مقدمه این کتاب می خوانیم:
« جامعة کنونی ما مرکّب از چهار نسل است :
نسل اول که در دهة پنجاه شمسی، با تکیه بر مبارزات و مجاهدت سیاسی خویش، انقلاب اسلامی را رقم زدند؛
نسل دوم انقلاب که در دورة پس از انقلاب و دهة شصت، نقش اصلی را در دفاع مقدس ایفا کردند و یک واقعة استثنایی را در تاریخ و فرهنگ خود پدید آوردند؛
نسل سوم که درک مستقیم و بی واسطه ای از هیچ یک از دو رویداد انقلاب اسلامی و دفاع مقدس ندارند و فرزندان نسل دوم انقلاب به شمار می آیند، اما یک دهه است که در عرصه ها و ساحتهای گوناگون جامعه، حضور فاعلیّت گونه یافته اند؛
نسل چهارم نیز فرزندان نسل سوم اند.
سخن نگارنده در این کتاب، دربارة «نسل سوم انقلاب اسلامی» است. نسلی که در پی کنشگری فرهنگی یا سیاسی است اما «راهبرد»روشن و مدوّن و حکیمانه ای طراحی نکرده است. راهبرد -که عبارت است از یک برنامة کلان و بلندمدت که غایات و چگونگی کنشگری ما را معیّن می سازد- نقطه ای است که نسل سوم تا حدّ زیادی از پرداختن دقیق و موشکافانه به آن غفلت ورزیده و به همین سبب، با کاستی ها و ضعف هایی دست به گریبان شده است.
در بخش اول این مقاله، الگوی راهبردی کنشگری معرفتی (تئوریک) نسل سوم انقلاب بیان شده که تجویز می کند نسل سوم انقلاب باید به صورت جدّی و عمیق، به عرصة نظر و نظریه پردازی پا نهاده و بنیان های فکری و اعتقادی خود را کاماً مستحکم و مستدل سازند.
در بخش دو نیز، از الگوی راهبردی کنشگری اجتماعی (پراتیک) نسل سوم انقلاب سخن به میان آمده و گفته شده که نسل سوم باید به عرصة عمومی وارد شود و بر اساس تئوریهای ساخته و پرداخته شده، کنشگری نماید.
پیش از ورود به بحث اصلی، بیان چند نکتة بنیادی، ضروری به نظر می رسد:
یکم. آیا می توان کاری کرد؟
نگارنده از فرضیة امکان کنشگری تأثیرگذار دفاع میکند و بر صحّت و اعتبار آن پا می فشارد؛ چراکه معتقد است تجربه های تاریخی پیشین -از قبیل وقوع انقلاب اسلامی و کامیابی در دفاع مقدس- به خوبی نشان داد که یک اقلیّت مؤمن و فداکار و انگیزه مند می توانند جهت حرکت کلّی یک جامعه را دستخوش چرخش های بنیادی کنند و تقدیر تاریخی را رقم بزنند.
دوم. آیا باید کاری کرد؟ (ضرورت کنشگری) پرسش بعدی این است که فرض وجود امکان کنشگری، چه ضرورتی برای کنشگری وجود دارد؟
در اینجا، بحث بر سر بایستگی کنشگری است و نه معناداری آن. ما بر مبنای ایدئولوژی اسلامی بر این باوریم که هر فرد مسلمان در جامعة اسلامی، مکلّف و موظّف به اقامة فریضة امر به معروف و نهی از منکر است؛ فریضه ای که در قرآن کریم و در آیات متعدّدی بدان اشاره شده است.
سوم. چه کاری باید کرد؟ (چگونگی کنشگری)
این پرسش، پرسش اصلی کتاب حاضر است.
در این مرحله باید دربارة چگونگی کنشگری سخن گفت و آن را روشن و شفاف ساخت. پاسخ گفتن به این پرسش به گونه ای که مولّد نوعی طراحی استراتژیک برای کنشگری نسل سوم انقلاب باشد، چندان کار ساده ای نیست؛ در مجموع، به نظر میرسد مطالعه ای سه سطحی باید انجام بگیرد:
شناخت «وضعیّت موجود»، شناخت «وضعیت مطلوب» و نیز شناخت «ساز و کار گذار».
از میان این سه سطح، سطح سوم را باید مطابق با قلمرو موضوعی این مقاله دانست، نه دو سطح دیگر را. به عبارت دیگر، نگارنده در این کتاب در جستجوی اکتشاف و تحلیل آن دسته از تکالیف و مسئولیت هایی

است که نسل سوم انقلاب می بایست بدانها اهتمام داشته باشند تا فرد و جامعه به واسطة تحقق آنها، به وضعیت مطلوب نزدیکتر شوند.»



نوع مطلب : کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

غبار سوء مدیریت بر چهره پاک انقلاب

خبرگزاری فارس: غبار سوء مدیریت بر چهره پاک انقلاب

اگر تمامی امکانات داخلی برای حل مشکلات اقتصادی کشور فراهم گردد، ولی مدیریتی توانمند، قوی و منسجم اعمال نگردد، بدون شک توانمندی‌ها و امکانات کشور در خدمت مردم و پیشرفت کشور قرار نخواهد گرفت.

به گزارش خبرگزاری فارس، ایراهیم کارخانه‌ای، نماینده دوره‌های هفتم و نهم مجلس شورای اسلامی، در یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

۱- رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت تربیت مدیر تأکید فرموده‌اند. ایشان لازمه مدیریت و موفقیت در هر کاری را سه عنصر اصلی علم، عقل و عزم برشمردند، که تلفیق آن‌ها موجبات موفقیت هرچه بیشتر در کار را فراهم می‌سازد. این فرموده رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی بیانگر این واقعیت است که در نظام اجرایی کشور نیز رعایت این سه عنصر منجر به پیشرفت و موفقیت در نظام مدیریتی کشور می‌گردد. در عرصه داخلی در بخش‌هایی که کشور از پیشرفت‌های شگرف برخوردار بوده است حضور این سه عنصر در قالب مدیریتی منسجم و جهادی موجبات افتخار و اقتدار نظام اسلامی را فراهم نموده است.
۲- در حال حاضر یکی از اصلی‌ترین مشکلات کشور که ریشه بسیاری از نابسامانی‌ها است موضوع سوء مدیریت در برخی از دستگاه‌های اجرایی کشور است. اگر تمامی امکانات داخلی برای حل مشکلات اقتصادی کشور فراهم گردد، ولی مدیریتی توانمند، قوی و منسجم اعمال نگردد، بدون شک توانمندی‌ها و امکانات کشور در خدمت مردم و پیشرفت کشور قرار نخواهد گرفت. کما اینکه بارها اعلام شده است که از حیث بودجه و ارز، کشور با هیچ مشکلی مواجه نیست (و حتی شاخص‌های درآمدی کشور از سال گذشته نیز به مراتب بالاتر رفته است) ولی علی‌رغم آن مردم با مشکلات شدید اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ علت این نابسامانی‌ها جز ناتوانی و سوءمدیریت در دستگاه‌های اجرایی کشور نیست.
۳- وقتی به علت سوء مدیریت و فقدان نظارت در بحبوحه جنگ اقتصادی با پرداخت هزارها میلیارد تومان از سرمایه ملی کشور به عنوان تاوان سوء مدیریت صاحبان برخی مؤسسات مالی و اعتباری، شیپور بی‌نظمی جنگ اقتصادی در کشور نواخته می‌شود و جز یکی الی دو مورد حتی اثری از نام و محاکمه آنان نیز شنیده نمی‌شود و به بوته فراموشی سپرده می‌شوند! وقتی فریاد اختلاس‌های زنجیره‌ای چندین هزار میلیاردی سر بر آسمان می‌کشد و با افزایش قطر پرونده‌ها به چندین هزار برگ، دادرسی در میان انبوه صفحات پرونده‌ها محبوس و با گذشت سال‌ها حکمی صادر نمی‌شود و سرانجام احکام زمانی صادر می‌شود که اثرات سوء فساد، فضای فکری جامعه را تخریب و موجبات بدبینی مردم را فراهم نموده است! وقتی در میدان جنگ تمام عیار اقتصادی ۱۸ میلیارد دلار از ذخایر ارزی کشور (معادل نیمی از بودجه عمومی کل کشور) که در شرایط کنونی به مثابه مهمات جنگی در مقابله با مشکلات اقتصادی کشور است به علت سوء مدیریت از سرمایه ملی کشور حذف و در میدان بی‌کفایتی مدیریتی رها می‌شود و حتی علی‌رغم دستور کتبی رئیس‌جمهور محترم مبنی بر اعلام اسامی برای پیگیری، همه اسامی اعلام نمی‌شود و حفظ آبروی عده‌ای سودجو، فرصت‌طلب و رانت خوار بر آبروی نظام مظلوم اسلامی ترجیح داده می‌شود! وقتی ۵۷ تن طلا از ذخایر ملی کشور در قالب فروش فله‌ای سکه چوب حراج می‌خورد! (و همه این‌ها ظرف چند ماه اتفاق می‌افتد!) وقتی به علت سوء مدیریت هزارها خودرو، تقلبی ثبت سفارش می‌شود و صدها خودرو با کارت بازرگانی یک زن روستایی! وارد گمرک کشور می‌شود و صدایی از مقابله و محاکمه مفسدین از بدنه نظام اجرایی کشور شنیده نمی‌شود! و.... سوءمدیریت حداقل واژه‌ای است که می‌توان بر آن‌ها نهاد! این همه ظلم بر سیمای انقلابی وحماسی نظام اسلامی در داخل کشور، در حالی است که نام بلند ایران اسلامی در قله عزت و اقتدار معادلات سیاسی منطقه‌ای و جهانی می‌درخشد و آمریکا و اذناب منطقه‌ای او را به وحشت انداخته است. 
همین جا باید به این واقعیت اشاره و تأکید کرد که اولاً؛ تعداد مدیران فاسد در مقایسه با انبوه مدیران مؤمن و متعهد، بسیار اندک و کم شمار است و ثانیاً، کشورمان از نیروهای کارآمد و توانمند فراوانی برخوردار است که جایگزینی مدیران ناکارآمد و ضعیف را به آسانی ممکن می‌سازد.
مدیری که خون غیرت و شرف و مردانگی شهیدان انقلاب در رگهای او جاری است هرگز اجازه نخواهد داد که غبار سوء مدیریت که ریشه تمام نابسامانی‌هاست بر قامت رشید نظام اسلامی که خار چشم آمریکای جنایتکار است بنشیند. مدیر پرورش یافته مکتب امام خمینی(ره) سینه خود را در برابر گلوله‌های دشمن ستبر می‌کند تا به نظام اسلامی آسیبی نرسد. مدیر انقلابی منافع خود را در عزت و اقتدار نظام اسلامی جست‌وجو می‌کند و مدیر زبون و دنیا پرست به منافع پست و زودگذر دنیا راضی می‌شود.
۴- مدیری که به علت ناتوانی و بی‌کفایتی فضای پاک مدیریتی او که نمادی از نظام اسلامی است به فساد آلوده گردد، ادامه مسئولیت چنین مدیری ظلم به نظام اسلامی و مردمی است که به چنین مدیری اعتماد کرده‌اند. مدیری که در تظاهر به پاکدستی؛ فساد را می‌پوشاند و دم نمی‌زند، مجرم اصلی فساد در آن دستگاه است که می‌بایست مورد محاکمه واقع شود. مدیری که با درایت و تیزبینی و اشراف مدیریتی فساد را شناسایی و به دستگاه قضایی معرفی می‌کند می‌بایست مورد تقدیر و تشویق قرار گیرد. برای خشکاندن ریشه‌های فساد باید نظارت را از درون دستگاه‌های اجرایی آغاز کرد. بر این اساس مدیر هر دستگاه اجرایی اولین مسئول مبارزه بافساد در آن دستگاه است که در صورت بروز فساد به علت عدم‌اشراف مدیریتی و نظارتی در آن دستگاه به عنوان اولین متهم به دستگاه قضایی معرفی می‌گردد. با گسترش چنین رویه‌ای ریشه فساد از چهره پاک نظام اسلامی زدوده خواهد شد و مدیرانی پاک دست، توانمند، مؤمن و انقلابی در رأس دستگاه‌های اجرایی قرار خواهند گرفت. در حالی که ریشه عمده فسادها در گمرکات کشور، بانک مرکزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت است آیا تاکنون اقدام اساسی و انقلابی به منظور برهم زدن شبکه‌های فساد و سوء مدیریت و تجدید ساختاری سالم و دربرگیرنده نیروهایی امین و توانمند در این دستگاه‌ها صورت گرفته است!؟ همان‌گونه که رهبرمعظم انقلاب فرمودند با دستمال کثیف نمی‌شود گرد فساد را از شیشه پاک کرد مگر اینکه مردانی پاک دست و انقلابی در میدان مدیریت حضور داشته باشند تا با سرپنجه پاک و توانمند خود غبار مظلومیت را از چهره پاک انقلاب بزدایند.
۵- هرگز نباید اجازه داد به علت بی‌کفایتی مدیریتی، چهره پاک و انقلابی نظام اسلامی توسط مشتی سودجو و فرصت‌طلب و رانت خوار که نقش ستون پنجم دشمن را ایفا می‌کنند به فساد آلوده گردد. باید شجاعانه ریشه فساد را از درون خشکانید و فرصت نداد که بر سیمای پاک جمهوری اسلامی این یادگار امام و شهیدان ذره‌ای از فساد بنشیند. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند برای مقابله قاطعانه با اژدهای هفت سر فساد می‌بایست تمامی دستگاه‌های نظارتی کشور مشتمل بر وزارت اطلاعات، سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات و نیز سازمان تعزیرات حکومتی، سازمان حمایت از مصرف‌کننده و تولیدکننده و سازمان بازرسی و نظارت بر قیمت‌ها با همکاری همه ملت، و شجره طیبه بسیج، قدرتمندانه و شجاعانه در برنامه‌ای هماهنگ به جنگ تمام عیار با فساد و بر هم زنندگان نظم اقتصادی کشور برخیزند و قاطعانه و به دور از هر نوع ملاحظه‌کاری قدرتمندانه با عوامل فساد اقتصادی برخورد نموده و آنان را به قوه قضائیه معرفی نمایند. بر این اساس در پرتو عزمی راسخ و انقلابی دیری نخواهد پایید که اژدهای فساد در قعر گردابی که نیروهای انقلابی کنده‌اند فرو خواهد رفت و گوهر پاک انقلاب نور امید و نشاط را بر چهره ملت ایران خواهند نشاند. چنین حرکت انقلابی مستلزم آن است که دولت محترم همانگونه که رئیس‌جمهور تأکید کرد هیچ خط قرمزی برای مبارزه با فساد قائل نباشد و با میدان دادن به نیروهای توانمند و انقلابی بستر لازم را برای این حرکت انقلابی فراهم نماید. در جایی که به فرموده بنیانگذار جمهوری اسلامی حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است، مسامحه و ملاحظه و سوء مدیریت در زدودن غبار فساد از چهره انقلاب خیانت به نظام اسلامی و آرمان شهیدانی است که برای عزت اسلام از بذل جان و مال خود دریغ نکرده‌اند 
۶- در حالی که با افزایش حدود ۱۰ درصدی قیمت ارز از ۳۸۰۰ تومان به ۴۲۰۰ تومان می‌بایست قیمت کالاهای ارز بر موجود در بازار نیز در «همین سطح» تغییر نماید. افزایش لجام گسیخته قیمت‌ها وچندین برابر شدن ناگهانی قیمت برخی کالاها، هیچ توجیهی جز سوء مدیریت ندارد. مردم منتظرند که دولت محترم با سرپنجه تدبیر قیمت‌ها را درهمان سطح کنترل و مهار نماید. به هر میزانی که دولت محترم از معیار فوق فاصله بگیرد به همان اندازه در انجام وظایف خود ناتوان و ناموفق بوده است. تعجب آور است در حالی که دخالت دشمن در بازار عرضه و تقاضا چون مغناطیسی قوی معادله طبیعی عرضه و تقاضا را در دستیابی به نرخ تعادلی بر هم زده است رئیس‌کل محترم بانک مرکزی باصراحت خود را از مدیریت در بازار عرضه و تقاضا مبرا و نرخ ارز را در میدان توطئه دشمن رها می‌کند تا دشمن کماکان نرخ ارز را مدیریت و تعیین نماید!! واین در حالی است که برنامه هدف دولت و انتظار مردم همان‌گونه که ذکر شد می‌بایست دستیابی به نرخ تعادلی بر اساس مابه التفاوت نرخ ارز از ۳۸۰۰ تومان به ۴۲۰۰ تومان باشد! و این مشکل حل شدنی است و همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند مشکلی حل نشدنی در کشور وجود ندارد. مگر اینکه دولت عزمی راسخ و ایمانی قوی و برنامه‌ای منسجم برای حل آن نداشته باشد.

 



نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
کنکاشی بر طرح تحول در رشته علوم سیاسی
کتاب «ایدئولوژی های سیاسی» منتشر شد.
کتاب ایدئولوژی های سیاسی با موضوع کنکاشی بر طرح تحول در رشته علوم سیاسی به همت اندیشکده برهان منتشر و روانه بازار نشر گردید.
این کتاب که از مجموعه کتاب های اندیشنامه جنبش نرم افزاری و حاصل تلاش جمعی از پزوهشگران اندیشکده برهان است در 100 صفحه و در 9 فصل، از سوی انتشارات دیدمان به زیور طبع آراسته گردیده است.
« چرا تحول در علوم سیاسی ضرورت دارد؟»، « برنامه‌ریزی برای علم سیاست، آری یا نه؟»، ... « بازنگری برای ترسیم هندسه‌ی نوین سیاست » عناوین فصل های 9 گانه این کتاب هستند.
در بخشی از مقدمه این کتاب می خوانیم: «تحول به معنای دگرگون شدن و ارتقا به معنای بالا رفتن و صعود است و آنگاه که سخن از تحول و ارتقا به میان می­آید، مراد دگرگون شدنی است که رو به سوی جلو دارد و تحول در این معنا، سعی دارد تا از وضع نامطلوب موجود بهسوی وضع مطلوب حرکت نماید.
 
تغییر و تحول در هر حوزه همواره با مقاومت مواجه میشود و هرچه این تحول عمیقتر باشد با مقاومت بیشتری مواجه می­گردد. در عین حال، یک مجموعه، علیرغم همه­ی مقاومت­ها، اگر خود را با نیازهای زمانی و مکانی تطبیق ندهد، توان خود را از دست می­دهد و مستهلک میشود. بنابراین تحول جزئی از ذات پدیده های اجتماعی و مجموعه های اندیشه­ای است. اما نکته­ای که باید مدنظر داشت این است که برای ایجاد تحول در مسیر ارتقا، همواره آفت­ها و آسیب­هایی وجود دارد که عدم توجه به آنها، یک حرکت تحولی را از طی کردن موفق مسیر باز می­دارد و مقاومت­ها را افزایش می دهد. از جمله ی این آفت ها که همواره باید مدنظر داشت عبارت اند از: اولاً باید سعی نمود تا حد ممکن نظرات و پیشنهادات متخصصین هر حوزه را دریافت کرد، ثانیاً تحول باید جامع نگر باشد و همه ی جنبه­های موضوعِ تحول را در نظر گیرد، ثالثاً تحول باید عمیق، بنیادین و بر مبنای نگرشی راهبردی باشد، رابعاً تحول از روزمرگی و سطحی نگری به دور باشد و در نهایت اینکه در برنامه­ی تحولی باید انعطاف تعبیه شود تا بتوان پس از پیاده نمودن یک طرح، در صورت عدم وصول به نتیجه­ی مطلوب، در آن تغییراتی صورت داد.
 
بحث از تحول و ارتقا در علوم انسانی به صورت عام و علوم سیاسی به صورت خاص، مستلزم توجه به این آسیب­هاست. علاوه بر اینکه در این علوم، از آنجا که با مقوله ی انسان سروکار داریم و افراد انسانی دارای تعلقات، نیازها، خواسته­ها و اندیشه های متفاوت و متنوع هستند، لذا نمی توان یک ایده را به صورت چارچوب ثابت و لایتغیر در این علوم حفظ نمود یا به آن دیکته کرد.
 
علوم سیاسی به عنوان علمی که با مقوله ی دولت، حکومت، نسبت مردم با این دو مقوله، آزادی، عدالت و... سروکار دارد، با وجود دارا بودن سابقه ی یکصدساله در ایران، هنوز نتوانسته آن گونه که باید، به جایگاه شایسته دست یابد و این عدم دستیابی به جایگاه شایسته، ناشی از آسیب ها و اشکالاتی است که در این رشته وجود دارد و در کتاب "ایدئولوژی سیاسی" به برخی از آ نها اشاره کرده و برآنیم که تا این آسیب ها برطرف نشود، علم سیاست در همین حد تکرار سخنان دیگران باقی خواهد ماند.»


نوع مطلب : کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
به بهانه‌ی کشتار زائرین بیت‌الله الحرام در سال 66
چرا عربستان زائرین ایرانی را به شهادت رساند؟
در تاریخ 9 مرداد 1366، عربستان سعودی، طی اقدامی غیرمتعارف، زائران خانه‌ی خدا را در مراسم برائت از مشرکین به شهادت رساند؟ به واقع، دلایل این اقدام آل‌سعود چه بود؟ آیا آمریکا در این ماجرا دست داشت؟...
گروه تاریخ اندیشکده برهان/ علی‌اکبر نودهی؛ رویکرد جمهوری اسلامی ایران در خصوص مسائل سیاسی، دینی و حضور فعال در منطقه و نوع ارتباط با کشورهای هم‌نوع از نظر دین، زبان و سیاست، در این 34 سال گذشته، حاکی از آن است که ایران همیشه به دنبال برقراری اتحاد میان کشورهای مسلمان و ایستادگی در مقابل بلوک غرب و شرق سابق و کشورهای استکباری امروز بوده است. در خصوص بحث نوع ارتباط ایران با کشورهای همسایه، به خصوص با کشورهای عرب، که به هر حال به دلیل دین مشترک هم‌خوانی‌ها و اشتراکات زیادی نیز با هم داریم، در قبل و بعد از انقلاب، کاملاً متفاوت بوده است.
 
رژیم پهلوی در بسیاری موارد، کاملاً همسو و در واقع همکار با کشورهای همسایه، به خصوص عربستان سعودی بود و طبیعتاً مهم‌ترین دلیلی که این اشتراک و همسویی را به دنبال داشته، نوع ارتباط با آمریکا به عنوان ارباب این دو کشور بوده است. عربستان به خصوص در قبل از انقلاب، همیشه مشی محافظه‌کاری در پیش می‌گرفت و تا حد امکان، از مداخله در مسائلی که موجب آسیب‌پذیری به منافع و به خصوص منابع مالی‌اش می‌شد جلوگیری می‌کرد. شاید این به خاطر نوع درآمد این کشور یا بهتر است گفته شود به خاطر تک‌محصولی بودن و ارتباط مستقیم نفت با بازار جهانی باشد.
 
با این حال، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 56 و تغییر نوع سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و سایر کشورهای جهان و جدایی از بلوک‌های قدرت غرب و شرق و در واقع قرار گرفتن در مقابل آن‌ها، نوع ارتباط و برخورد کشورهای همسایه با جمهوری اسلامی کاملاً تغییر کرد. کشورهای منطقه، به جای قرار گرفتن در کنار هم و مقابله با کشورهای مستبد و مستکبر، دقیقاً در مقابل جمهوری اسلامی قرار گرفتند و همسو با کشورهای غربی، درصدد ضربه زدن و نابودی جمهوری اسلامی بودند.[1]
 
حضرت امام خمینی، به عنوان رهبر کبیر انقلاب اسلامی، از بدو پیروزی انقلاب، خط مشی و سیاست کشور را کاملاً و صریحاً مشخص کردند و برقراری اسلام ناب و راستین و تلاش برای گسترش عدالت و برابری را هدف اصلی خود قرار دادند. عربستان سعودی، به عنوان بزرگ‌ترین کشور عربی در منطقه و سرزمینی که اسلام از آنجا منتشر شده است، دقیقاً در نقطه‌ی مقابل این نوع سیاست و رفتار قرار گرفت. البته ناگفته نماند که اختلاف عربستان با جمهوری اسلامی، به پیروزی انقلاب و تغییر خط مشی منتهی نمی‌شود، بلکه به یکی دو قرن قبل و به زمان غلبه‌ی کامل آل‌سعود بر سرزمین عربستان و در دست گرفتن زمام قدرت عربستان به وسیله‌ی وهابیت بازمی‌گردد. از آنجا که مهم‌ترین دشمن وهابیت، شیعیان و به خصوص شیعیان دوازده‌امامی بودند، طبیعتاً روابط ایران و عربستان همواره مسالمت‌آمیز نبوده است.[2]
 
در واقع اگرچه اختلاف ایران و عربستان تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فقط بر سر دشمنی‌ها و هتاکی‌های وهابیون عربستان نسبت به شیعیان بوده است، اما به دلیل یک‌سو بودن نگرش سیاسی، زیاد به چشم نمی‌آمد؛ ولی در بعد از پیروزی انقلاب و گفتمان اسلام راستین حضرت امام، این تقابل بیشتر نیز شد. عربستان از همان بدو انقلاب، دشمنی خود را با انقلاب و جمهوری اسلامی کاملاً آشکار کرد و در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ایران دریغ نکرد. در این مدت، عربستان سعودی که وهابیون به عنوان رهبران آن حکومت می‌کردند، از هر فرصتی برای ضربه زدن به ایران استفاده می‌کرد. می‌توان از ماجرای کشتار زائرین ایران در خانه‌ی خدا، که در سال 1366 اتفاق افتاد، به عنوان یکی از تلخ‌ترین و البته کثیف‌ترین اقدامات عربستان در مورد ایران اشاره کرد.[3]
 
 عربستان از همان بدو انقلاب، دشمنی خود را با انقلاب و جمهوری اسلامی کاملاً آشکار کرد و در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ایران دریغ نکرد. در این مدت، عربستان سعودی که وهابیون به عنوان رهبران آن حکومت می‌کردند، از هر فرصتی برای ضربه زدن به ایران استفاده می‌کرد. ماجرای کشتار زائرین ایران در خانه‌ی خدا در سال 1366 نیز در این راستا قابل بررسی است.
 
روز نهم مرداد 1366، هم‌زمان با ششم ذی‌الحجه سال 1407، هنگامی که زائران خانه‌ی خدا مراسم برائت از مشرکین را برپا می‌کردند، با حمله‌ی وحشیانه‌ی عمال عربستان رو‌به‌رو شدند و جمعی از زائرین، که از کشورهای مختلف در این مراسم حضور داشتند، شهید و مجروح شدند.[4]
 
در این روز، زائرین بعد از راهپیمایی که به موجب برائت از مشرکین شکل گرفت و در آن، پیام تاریخی حضرت امام نیز قرائت شد، برای اقامه‌ی نماز مغرب، راهی حرم شدند که در راه، با حمله‌‌ی عاملین عربستان سعودی مواجه شدند. نکته‌‌ی جالب توجه در خصوص حمله‌ی نظامیان عربستان سعودی این است که حتی کوچک‌ترین تذکری نیز از سوی نیروهای پلیس عربستان به زائرین داده نشد و آن‌ها بدون هیچ تعللی، حمله‌ی خود را به روش‌های مختلف انجام دادند.[5]
 
سعودی‌ها در آغاز، با ریختن آب داغ بر سر زائرین، موجب هراس و سردرگمی زائرین شدند. حملات به تدریج خشن‌تر و گسترده‌تر شد. از بالای پشت‌بام، با پرت کردن تکه‌آجر، تکه‌سنگ و آهن بر سر زائرین، آن‌ها را مجروح کردند. گروهی از نیروهای وهابی با باتوم به جان زائرین افتادند و در نهایت، گروهی نیز با شلیک به سمت زائرین موجب شهادت 402 نفر و زخمی شدن 649 تن شدند که 275 نفر از این افراد ایرانی بودند. البته این آماری است که وزارت کشور عربستان اعلام کرده است و مشخص نیست که تعداد واقعی شهدای این واقعه چقدر بوده است. چند نکته‌ی بسیار مهم در خصوص این اتفاق بسیار تلخ وجود دارد که بیش از پیش این واقعه را تکان‌دهنده می‌نماید.[6]
 
یکی اینکه سرزمین مکه نه تنها در دوره‌ی اسلام، بلکه در میان سنت پیش از اسلام و در میان اعراب جاهلی نیز مکانی مقدس بوده و ریختن خون در آنجا حرام است و نمی‌توان نمونه‌ای را پیدا کرد که در زمان جاهلیت در این مکان خونی ریخته شده باشد. طبیعتاً وجود خانه‌ی خدا، به عنوان نماد اتحاد و وحدت مسلمانان و نیز مکانی که دین اسلام از آنجا گسترش پیدا کرده است، اهمیت این مکان را چندین برابر می‌کند. با کمی تأمل در این خصوص، به این نکته پی می‌بریم که وهابیت نه تنها نشانی از اسلام ندارد، بلکه نشانی از انسانیت نیز در این ایدئولوژی نمی‌توان دید.[7]
 
نکته‌ی تأسف‌برانگیز دیگر اینکه بسیاری از شهدای این واقعه در روزهای بعد به شهادت رسیدند. پس از حمله‌ی وحشیانه‌ی عاملین وهابیت به زائرین، بسیاری از کسانی که جان سالم به در برده بودند، شروع به انتقال مجروحان به بیمارستان کردند، ولی متأسفانه نیروهای امنیتی آمبولانس‌های حامل مجروحان را مورد حمله قرار دادند و گروهی نیز در مسیر بیمارستان به شهادت رسیدند و برخی دیگر پس از انتقال به بیمارستان، به دلیل ممانعت نیروهای امنیتی از ارسال دارو به بیمارستان یا جلوگیری از درمان بیماران به وسیله‌ی پزشکان، پس از تحمل رنج فراوان، به شهادت رسیدند.[8]
 
بدتر از همه‌ی این‌ها دروغ‌گویی آل‌سعود در مورد این فاجعه‌ی خونین بود که بیشتر از همه‌ی این موارد متأثر‌کننده و ناراحت‌کننده بود. در بیانیه‌ای رسمی که از سوی وزارت کشور عربستان در هشتم ذی‌الحجه منتشر شد، عنوان شد که حجاج شرکت‌کننده در راهپیمایی برائت از مشرکین، با ایجاد اخلال در مراسم حج، امنیت و نظم را از بین بردند و با در دست داشتن چوب، سنگ و چاقو، به طرف مسجدالحرام هجوم آوردند و مأموران برای جلوگیری از هرج‌ومرج وارد شدند که در این راه، تعدادی از زائرین نیز در زیر دست‌وپا مجروح و کشته شدند.
 
همچنین در این گزارش آمده است که هیچ گونه تیراندازی از سوی نیروهای امنیتی صورت نگرفته است. ناگفته نماند که دولت سعودی از پذیرش هیئت تحقیق اعزامی دولت جمهوری اسلامی ایران جلوگیری نمود و تا مدت‌ها از تحویل اجساد حجاج ایرانی و انتقال مجروحان خودداری کرد.[9]
اما با بررسی‌های بیشتر مشخص شد که این حرکت از سوی عربستان برای ضربه زدن به ایران، از پیش طراحی شده بود. در این مورد، به بیان چند مورد اکتفا می‌کنیم:
 
1. در روز هشتم مرداد، یعنی یک روز قبل از این ماجرا، بیمارستان‌ها و سازمان‌های بهداشتی عربستان اعلام کردند که هیچ مراجعه‌کننده‌ی ایرانی را در روز ششم ماه ذی‌الحجه نمی‌پذیرند.
 
2. یک ساعت قبل از حمله‌ی نیروها به زائرین، درب‌های اصلی ورودی بنای بزرگ بسته شد و در واقع زائرین راهی برای فرار نداشتند.
 
3. در سال‌های گذشته، مأموران در میان زائرین حضور داشتند و از انتشار جزوه جلوگیری می‌کردند و در واقع، نوعی تذکر برای برقراری آرامش به زائرین می‌دادند، ولی در واقعه‌ی سال 66، نیروها در میان زائرین حضور پیدا نکردند، بلکه با باتوم دورتا‌دور آن‌ها صف کشیدند. موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که در اینجا مجالی برای پرداختن به آن‌ها وجود ندارد.[10]
 
نکته‌ی بسیار مهمی که هم از قبل طراحی شدن این واقعه را قطعی کرده و هم دست اسرائیل و صهیونیسم را در این واقعه نشان می‌دهد، ژنرال اولریخ وگنر است. وگنر در نهم مرداد سال 66، یعنی روز فاجعه‌آمیز کشتار زائرین در مکه، به عنوان فرمانده‌ی نیروهای نظامی آل‌سعود فعالیت می‌کرد. وی در زمان حمله‌ی نظامی آمریکا به طبس، برای نجات گروگان‌های این کشور و جاسوسی برای آمریکا، به ایران آمده بود.
 
سرنخ حضور آمریکا در ماجرا
 
ولی نکته‌ی بسیار مهمی که هم از قبل طراحی شدن این واقعه را قطعی می‌کند و هم دست اسرائیل و صهیونیسم را در این واقعه نشان می‌دهد، ژنرال اولریخ وگنر است. وگنر، که در زمان وقوع جنگ جهانی دوم به ارتش آلمان غربی پیوست، جزء مؤسسین واحد ضدتروریستی ارتش آلمان است. وگنر در نهم مرداد سال 66، یعنی روز فاجعه‌آمیز کشتار زائرین در مکه، به عنوان فرمانده‌ی نیروهای نظامی آل‌سعود فعالیت می‌کرد.[11]
 
وگنر در واقع یک یهودی آلمانی‌تبار بود که چندی پیش از ماجرا، به خدمت ارتش عربستان درآمده و برای آموزش نیروهای امنیتی این کشور، به عربستان سفر کرده بود. نگاهی گذرا به روابط ایران و آلمان از زمان رضاشاه تا آن دوره، نشان می‌دهد که انتخاب یک ژنرال یهودی آلمانی‌تبار برای آموزش نیروهای نظامی عربستان بی‌دلیل نبوده است. نکته‌ی مهم دیگر این مسئله است که وی در زمان حمله‌ی نظامی آمریکا به طبس، برای نجات گروگان‌های این کشور و به عنوان یک خبرنگار، با یک تیم خبری به ایران آمده بود که بعدها مشخص شد برای جاسوسی آمریکا در خصوص چگونگی آزادسازی گروگان‌های آمریکایی به ایران آمده است.
 
در هر صورت، نوع ارتباط عربستان سعودی با آمریکا و حمایت همه‌جانبه‌ی آمریکا از وهابیون در مقابل جمهوری اسلامی ایران، این نظر و رأی را قوی‌تر می‌کند که فاجعه‌ی تأسف‌بار مرداد 66 بدون هماهنگی آل‌سعود و آمریکا صورت نگرفته است.[12]
 
وهابیت از طرق مختلف سعی کرد که در مقابل تفکر حضرت امام و جمهوری اسلامی بایستد و در این مسیر، روش‌های مختلفی از جمله شیعه‌کشی، آزار شیعیان، همکاری با آمریکا و انگلیس در خصوص تحریم‌ها و کاهش قدرت ایران در منطقه و نیز کمک به عراق برای جنگ تحمیلی را به کار برده است. همچنین با تشکیل گروهی از جمله القاعده، که به عنوان یک گروه فکری در مقابل شیعه قد علم کرده بود، تلاش نمود به هر طریقی از گسترش ایدئولوژی انقلاب اسلامی و انسجام آن جلوگیری کند که تا این زمان موفق به این امر نشده است.[13]
 
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که آل‌سعود با این اقدام در تلاش برای ضربه زدن به مشی فکری حضرت امام و نشان دادن زائرین ایرانی به عنوان آشوبگر بود که با بیانات حضرت امام و برملا شدن واقعیت ماجرا، نه تنها آل‌سعود با شکست مواجه شد، بلکه فراتر از این، سایر مسلمین جهان نیز از این حرکت آل‌سعود انزجار پیدا کردند و به شدت آن را محکوم نمودند و در واقع متد فکر وهابیت در میان مسلمانان تنهاتر و منزوی‌تر شد. (*)

پی‌نوشت‌ها:
 
[1]دهقانی فیروزآبادی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، انتشارات سمت، 1385، ص 132.
 
[2]همان، ص 134.
 
[3]سید حسن میردامادی، آن سوی حج خونین یا تبلیغات آل‌سعود، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، 1367، ص 146.
 
[4]محمد بهشتی، برائت از مشرکین، فصلنامه‌ی علوم سیاسی، سال 1370، شماره‌ی 3، ص 4.
 
[5]همان، ص 5.
 
[6]خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین رحیمیان و برخی دیگر از مسئولان، 1366.
 
[7]سید حسن میردامادی، آن سوی حج خونین یا تبلیغات آل‌سعود، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، 1367، ص 156.
 
[8]همان ، ص 158.
 
[9]محمد بهشتی، برائت از مشرکین، فصلنامه‌ی علوم سیاسی، سال 1370، شماره‌ی 3، ص 6.
 
[10]خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین رحیمیان و برخی دیگر از مسئولان، 1366.
 
[11]همان.
 
[12]سید حسن میر دامادی، آن سوی حج خونین یا تبلیغات آل‌سعود، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، 1367، ص 197.
 
[13]همان، ص 202.
 
*علی‌اکبر نودهی؛ پژوهشگر تاریخ معاصر/انتهای متن/


نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
تأملی در بایسته‌های کنشگری سیاسی جنبش دانشجویی تراز انقلاب اسلامی
کتاب «تکاپوی آرمانی» منتشر شد.
کتاب تکاپوی آرمانی با موضوع تأملی در بایسته‌های کنشگری سیاسی جنبش دانشجویی تراز انقلاب اسلامی به همت اندیشکده برهان منتشر و روانه بازار نشر گردید.

 

این کتاب که از مجموعه کتاب های رویش اندیشه و حاصل تلاش جمعی از پژوهشگران اندیشکده برهان است در 60 صفحه و در 4  فصل، از سوی انتشارات دیدمان به زیور طبع آراسته گردیده است.
«جنبش دانشجویی و مطالبات امام امت»، «بایسته های رقابت گفتمانی در دانشگاه»، «شاخصه های کنشگری سیاسی مطلوب در دانشگاه» و «احزاب سیاسی و فعالیت دانشجویی» عناوین فصل های 4 گانه این کتاب هستند.
در بخشی از مقدمه این کتاب می خوانیم: « انقلاب اسلامی ایران، همچون بارقه ی امیدی بود که در شب تاریکی جهالت مدرن، طلیعه ی بیداری اسلامی را در جهان نوید داد و اکنون که در دهه چهارم عمر آن هستیم، در مصاف با استکبار و سلطه، میرود تا پرچم رهایی مستضعفان جهان و پیام توحید و عبودیت را در قلل رفیع جهان به اهتزاز درآورد.
این انقلاب که حاصل رهبری امام امت و رهروی امت امام و پیوند عمیق میان این دو بود، مکتبی را به جهانیان عرضه نمود که فصل جدیدی از توحید و جهاد فی سبیل الله را شکل داد که از آن می توان به «گفتمان انقلاب اسلامی» که منبعث از اسلام ناب محمدی (ص)، سیره و اندیشه ی امام راحل عظیم الشأن(ره) و نیز امام امت، امام خامنه ای(مدظله العالی) است، تعبیر نمود.
مکتب امام (ره) اولین جلوه این گفتمان در سیر تطوّر خود بود که با راهبری امام خامنه ای، گفتمان اصولگرایی از آن بازتولید شد و اکنون در قالب «گفتمان عدالت و پیشرفت» در پیشِ روی حرکت انقلاب اسلامی قرار دارد. در این میان دشمنان انقلاب اسلامی و امتداد داخلی نظام سلطه کوشیدند با ایجاد انحرافات و کج روی ها مسیر این گفتمان را به انحراف بکشانند که این اقدامات گاه در قامت «تکنوکراسی لیبرال» و یا «تجدیدنظرطلبی سکولار» و گاهی نیز با رنگ و لعاب به ظاهر دینی اما در واقع انحراف عمیق از ارزش های دینی و انقلابی رخ نموده و می نماید.
در شرایط کنونی که از آن می توان به نقطه عطف و پیچ تاریخی یاد نمود، رسالت نسل سوم انقلاب اسلامی بسیار سنگین تر از گذشته است و عرصه های فتح نشده بی شماری در پیشروی این نسل تاریخ ساز قرار دارد. به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی «اگر شما ملت عزیز ما، شما جوان های خوش روحیه و پرتوان و عازم، در این راهی که دارید می روید، ایستادگی کنید، شک نکنید که در زمان خود، در زمان متناسب، تمام آمال و آرزوها و داعیه ها و شعارهای ملت ایران نه فقط نسبت به خود این کشور، بلکه نسبت به دنیای اسلام و امت اسلامی و جامعه ی بشری تحقق پیدا خواهد کرد. راهش مقاومت کردن است. آن وقت چه اتفاقی می افتد؟ آن وقت مسیر تاریخ عوض خواهد شد؛ زمینه ی ظهور ولیّ امر و ولی عصر (ارواحنا له الفداء) آماده خواهدشد؛ دنیا وارد یک مرحله ی جدیدی خواهد شد. این بسته به عزم امروز من و شماست، این بسته به معرفت امروز من و شماست».
بی شک این راه، بایسته هایی دارد و از جمله ی آن احساس مسئولیت تاریخی و تکلیف محوری نسل سوم انقلاب اسلامی، ولایت مداری و اطاعت محض از ولایت مطلقه ی فقیه، تمرکز توجهات به امام جامعه، هضم نشدن در احزاب و گروه ها و نگاه فراسیاسی و از موضع راهبردی به مسائل پیش رو است. عرصه ی دانشگاه یکی از مهم ترین عرصه های پیش روی کنشگری این نسل است و به نظر می رسد جنبش دانشجویی تراز انقلاب اسلامی باید نقشی ویژه و راهبردی در این عرصه ایفا کند».
جهت تهیه این کتاب به نشانی اینترنتی ... مراجعه فرمایید.
 


نوع مطلب : کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


«رقصنده‌های اینستاگرامی» به دنبال چه هستند!؟

«امان‌ا... قرایی‌مقدم»، از جامعه‌شناسان اصلاح‌طلب، به تازگی در بخشی از یک یادداشت در روزنامه شرق نوشته است:

جوانان، سیاست‌زده و چپ و راست و شمالی و جنوبی و شرقی و غربی و به حزب و دسته‌ای وابسته نیستند، بلکه می‌خواهند آزاد باشند، آزاد بیندیشند و انتخاب کنند و پوسته تخم‌مرغ سنت‌ها را بشکنند و علیه سنت‌خواهان با اعمال و رفتار و آرایش و پیرایش خود برخاسته‌اند و با اعمال و رفتار و مدگرایی افراطی کاملا خلاف ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی هستند و به همه آنها دهن‌کجی می‌کنند.

او می‌افزاید:

«این یک «پادفرهنگ» است که فرهنگ جامعه را از درون از هم می‌پاشد. جامعه ما با یک زایش فرهنگی جدید روبه‌رو است و دیگر نخواهد توانست با نصیحت و پند و اندرز و بگیر و ببند و با سیاست‌بازی یا مربیان پرورشی و... درست کند و خانه از پای‌بست همان‌طور که در حدود ۲۰ سال قبل نوشتم آسیب‌دیده است.»

قرایی‌مقدم همچنین تأکید می‌کند:

جوانان با پوشش و آرایش و پیرایش و لباس و پوشاک و رقصیدن و آوازخواندن، دست‌ به‌ دست هم داده‌اند و در کوچه و خیابان و درون مترو، به زبان بی‌زبانی فریاد می‌زنند «این وقتی است که همه‌چیز باید از نو در بوته آزمایش قرار گیرد. هیچ اندیشه، هیچ عملی و هیچ رسمی حرمتش واجب نیست، اینک می‌توان از آن تخطی کرد: دیگر هیچ رسمی حرمتش واجب نیست» [۸]

*مشخص نیست اینکه حاشیه‌های مربوط به برخورد با یک رقصنده اینستاگرامی، تأثیری تا این حد بر تحلیل یک جامعه‌شناس بگذارد؛ تا چه اندازه با ملاک‌های علمی سازگار است؟

پر واضح آنکه در همیشه تاریخ و در تمام طول ۴۰ سال گذشته کسانی بوده‌اند که لباس‌های نامتعارف می‌پوشیدند، می‌رقصیدند و حتی گاهی بصورت برهنه پا به خیابان گذاشتند!

اما هیچ منطقی نمی‌تواند از این رفتارهای مغایر با عرف و دین مردم ایران نتایجی مثل تغییر نسلی، رویکردهای جوانان در مخالفت با رسوم و غیره بگیرد.

رفتارهای نامتعارف همیشه بوده و هست اما مادام که حرکت عمومی حاکمیت بر مدار خرد و منطق باشد؛ این رفتارها قدرت اجماع‌سازی نخواهند داشت و کسی هم با آنها همراه نمی‌شود.

گفتنیست، پیش از این، هادی خانیکی، از تئوریسین‌های اصلاح‌طلب نیز گفته بود جامعه بایستی رقصیدن را به رسمیت بشناسد تا دچار توانمندی شود.

نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آیت الله جوادی آملی

مرجع تقلید شیعیان گفت: باید چپاولگرها را شناسایی کنید و قبل از اینکه آن‌ها شروع به کار کنند شما توطئه آن‌ها را خنثی کنید، نه اینکه تنها کشف جرم کنید بلکه باید دفع جرم کنید.

به گزارش مشرق به نقل ازپایگاه اطلاع‌رسانی اسراء، آیت‌الله جوادی آملی در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی شرق استان تهران اظهار داشت: اولین وظیفه نیروی انتظامی این است که کشور را امن و نه امنیتی کند، عنایت ما باید به امن کردن کشور باشد؛ کشوری امن است که اکثریت قاطع مردم آن نه بیراهه بروند و نه راه کسی را ببندند.

بیشتر بخوانید:

معمای فرماندهی در نبود آرایش جنگی تیم اقتصادی

وی تأکید کرد: با فشار مردم را ساکت کردن نتیجه تلخ دارد لذا باید با نشاط مردم را ساکن نه ساکت کرد، ما باید بین سکوت و سکون فرق بگذاریم. آن سکینت است که پشتوانه ملت است و ما باید آن را در جامعه ایجاد کنیم.

مرجع تقلید شیعیان تصریح کرد: در قرآن کریم ذات اقدس الهی فرمود هرگز خدا شما را تنها نمی‌گذارد، برای اینکه شما مجاهدت کردید، برای اینکه شما کار کردید، ملت بیکار را خدا رها می‌کند ملتی را که کار کرد خدا فرمود من شما را رها نمی‌کنم.

وی ادامه داد: در این بخش‌های قرآن کریم، ذات اقدس الهی فرمود سستی به خود راه ندهید:﴿لاَ تَهِنُوا﴾، سپس می‌فرماید ﴿وَ تَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ﴾، این ﴿تَدْعُوا﴾ مجزوم به همان لای ناهیه است؛ یعنی پیشنهاد سازش ندهید، چرا؟ برای اینکه ﴿وَ أَنتُمُ الأعْلَوْنَ﴾، دست شما بالاست، چرا دست شما بالاست؟ بخش چهارم این است که ﴿وَ اللَّهُ مَعَکُمْ﴾، وقتی خدا با یک ملتی باشد آن ملت قطعاً پیروز است. بخش پنجم آیه تبیین می‌کند چرا خدا با شماست و با دیگری نیست؟ برای اینکه شما شهید و جانباز و آزاده دادید؛ ﴿وَ لَن یتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ﴾ این‌ها سرمایه ما هستند.

آیت‌الله جوادی آملی با تقدیر از نیروی انتظامی در مبارزه با جرائم اقتصادی و در نتیجه امن کردن جامعه، اذعان کرد: ما خوشحال هستیم که نیروی پربرکت ناجا، مفاسد اقتصادی را کشف می‌کند که کشور را از لرزه به در می‌آورد، و به این وسیله بازاری که ملتهب و امنیتی است ، امن می‌شود و ما می‌خواهیم همیشه این‌طور باشد و ما وظیفه‌مان این است قدردانی کنیم.

وی خاطرنشان کرد: شما باید چپاولگرها را شناسایی کنید و قبل از اینکه آن‌ها شروع به کار کنند شما عزیزان توطئه آن‌ها را خنثی کنید، نه اینکه تنها کشف جرم کنید بلکه باید دفع جرم کنید! در حقیقت باید جُرم را جلوگیری کنیم نه اینکه تنها جرم واقع شده را کشف کنیم.



نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شوکران، نام گیاهی است که کاربردی دو منظوره دارد. هم از یک طرف خاصیت شفابخشی دارد و برای درمان به کار می رود و هم از طرفی دیگر به دلیل سمی بودن در گذشته برای اعدام و مرگ بدون درد به کار می رفته است. مشهورترین نمونه کاربرد «شوکران» در داستان مرگ سقراط، فیلسوف شهیر یونان باستان است که با سر کشیدن جام شوکران، زندگی اش پایان یافت.فضلی نژاد در انتهای هر قسمت برنامه اش، «شوکران» را به مهمانانش تعارف می کند. تعارفی که به نوعی محکی برای سنجش میزان شجاعت مهمان برای از خودگذشتی برای اعتلای علم و فرهنگ است.

گروه معارف و اندیشه رجانیوز: «شوکران» نام برنامه ای است که با محوریت اندیشه و علوم نظری با سردبیری و اجرای پیام فضلی نژاد،  روی آنتن شبکه چهار رفته است. قوت محتوایی برنامه و مرجع بودن مهمانان آن، دو مولفه ای است که این برنامه اندیشه محور را مورد توجه رسانه های مختلف قرار داده است. 

 

سردبیر و مجری این برنامه 38 ساه است. پیام فضلی‌نژاد، پژوهشگر موسسه کیهان است که اکنون کتابهای «شوالیه های ناتوی فرهنگی» (پرفروش ترین کتاب سیاسی سالهای ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸) و کتاب ارتش سری روشنفکرن» را در کارنامه خود دارد که به عنوان جلد ۳۰ و جلد ۴۵ از مجموعه کتابهای «نیمه پنهان» موسسه کیهان است.

 

مقالات وی در حوزه‌های تخصصی تاریخ اندیشه معاصر، ، جنگ استراتژیک نرم، مطالعات امنیتی مدرن و کودتای مخملی منتشر می‌شود. وی از دهه1370 در جمع شاگردان عبدالکریم سروش در حوزه حافظ‌شناسی، مولوی‌شناسی و دین‌شناسی قرار گرفت. از سال 1376 فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد. تا سال 1380 در نشریات تخصصی فرهنگی- هنری فعال بود و ابتدای دهه 1380 از محمد مهدی فولادوند (قرآن‌پژوه معاصر و استاد هنر در دانشگاه سوربن پاریس) به مدت 2 سال درس‌های زیباشناسی را آموخت و موفق به اخذ گواهی تخصصی «زیباشناسی هنر مدرن» از وی شد؛ سپس به اندیشه‌های فلسفی استاد حسن رحیم‌پور ازغدی گرایش یافت.

پیام فضلی‌نژاد از رهگذر بازخوانی انتقادی فلسفه غرب، در سال 1381 با انتشار سلسله نوشتارها و گفتارهایی در روزنامه‌های «جام جم» و «انتخاب» نقد «ایدئولوژی اصلاحات» را آغاز کرد و سال 1385 به «موسسه کیهان» پیوست و به عنوان کارشناس و عضو «مرکز پژوهش‌های موسسه کیهان» و نویسنده روزنامه «کیهان» مشغول به کار شد.

 

وی در آبان 1389 «تندیس ویژه رتبه اول جنگ نرم» را با رای هیات داوران «هفدهمین جشنواره بین‌المللی مطبوعات» از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفت و جایزه‌اش را به شهید «محمد گلدوی» (از شهدای مبارزه با گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی) تقدیم کرد.

 

پیام فضلی نژاد دقیقا زمانی که یا نشریات اندیشه ای  مطلوب وجود نداشت و یا اگر هم وجود داشت، مبلغ و مروج اندیشه های غربی و روشنفکری دینی تلقی می شد، سردبیری مجله وزین «عصر اندیشه» را بر عهده گرفت. 

 

محتوای قوی، مصاحبه های ارزشمند و خط فکری صحیحی که فضلی نژاد در عصر اندیشه دنبال می کرد باعث درخشش بیشتر وی در عرصه اندیشه و رسانه گردید.حال که چند وقتی است «عصر اندیشه»  البته با سردبیری پیام فضلی نژاد منتشر نمی شود، او با «شوکران» که یک برنامه اندیشه محور تلویزیونی است ظاهر شده است. 

 

در برنامه شوکران شخصیت هاى تراز اول فکرى و فرهنگى مانند سیدعبدالله انوار، مهدى محقق، شاهین فرهت، داوود هرمیداس باوند، هوشنگ ماهرویان، غلامرضا اعوانى، سیدحسن امین، منوچهر آشتیانى، داور شیخاوندى و... حضور دارند و پیرامون داغ‌ترین مباحثات عرصه اندیشه، فرهنگ و سیاست به بحث مى‌پردازند.

 

شوکران، نام گیاهی است که کاربردی دو منظوره دارد. هم از یک طرف خاصیت شفابخشی دارد و برای درمان به کار می رود و هم از طرفی دیگر به دلیل سمی بودن در گذشته برای اعدام و مرگ بدون درد به کار می رفته است. مشهورترین نمونه کاربرد «شوکران» در داستان مرگ سقراط، فیلسوف شهیر یونان باستان است که با سر کشیدن جام شوکران، زندگی اش پایان یافت.فضلی نژاد در انتهای هر قسمت برنامه اش، «شوکران» را به مهمانانش تعارف می کند. تعارفی که به نوعی محکی برای سنجش میزان شجاعت مهمان برای از خودگذشتی برای اعتلای علم و فرهنگ است.

 

شوکران محصول مشترک حوزه هنرى و شبکه 4 سیما به سردبیرى و اجراى پیام فضلى‌نژاد و تهیه‌کنندگى على قربانى است. این برنامه ساعت ٢١ روزهاى دوشنبه هر هفته از شبکه چهار سیما پخش می‌شود و بازپخش آن نیز در روزهاى سه‌شنبه، جمعه و شنبه خواهد بود . 

 

این برنامه به لحاظ محتوایی کاملا فکر شده پیش می رود و مجری سعی داردیک موضوع را از ابتدا تا انتهای برنامه به عنوان محور موضوعات گفت و گو حفظ نموده و در انتهای برنامه نظر صریح مهمان برنامه را در آن موضوع مشخص کند. 

 

این برنامه به لحاظ شکلی و محتوایی دارای نقاط قوت بسیاری است اما در کنار بیان این نقاط قوت، عده ای هم برای افزایش روزافزون کیفیت این برنامه، نقدهایی را هم وارد دانسته اند.

 

یکی از مهم ترین نقد های موجود به نوع اجرای پیام فضلی نژاد در مواجهه با مهمان برنامه بود. منتقدان قائل بودند که پیام فضلی نژاد بیش از اندازه مطلوب مالکیت میکروفون را برعهده داشت و این موضوع باعث شد تا مهمان برنامه کمتر بتواند نقطه نظرات خود را بازگو کرده و شرح دهد. 

 

البته وجود این گونه نقدهای شکلی و روشی در برنامه های اول طبیعی بوده و اتفاقا بیان آن موجب خواهد شد تا شوکران به موفقیت های روزافزون بیشتری دست پیدا کند. 

 



نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
حیات درام؛ بستگی تام به همراهی مخاطب دارد. درام قرن‌هاست مخاطبش را با جاذبه‌هایش همراه خود پیش می‌برد، تا او را در تجربه‌ای دراماتیک به لذت برساند.
 
لذت درام از آنجا حاصل می‌شود که تجربه یک زندگی دیگر را میسر می‌سازد. مخاطب بی‌آنکه دغدغه و ترسی از پایان داشته باشد، (چون می‌داند یک تجربه مجازی را سپری می‌کند) می‌تواند چیزی از جنس احساسات تجربه شده یا قابل تصور در زندگی‌اش را درک کند. از این رو خود را آگاهانه به درام می‌سپارد و دنیای خودش را فراموش می‌کند و غرق، همراه و هم دغدغه شخصیت و فضای دراماتیک می‌شود. تا زمانی که درام موفق باشد این رشته اتصال را حفظ کند، حیاتش ادامه دارد. اما این که درام، در پی کدام لذت مخاطبش را مجذوب خود کند، مسئله اساسی است.
 
درام غالب، سال‌هاست مخاطب را در پی گرایش‌های اولیه انسانی به دنبال خود کشانده؛ یا در پی لذت عاطفی- جنسی همراه کرده یا تشنه قدرت و احترام اجتماعی یا او را مجذوب محبوبیت کرده یا شیرینی هیجان و ترس را در آسودگی به او چشانده و چیزهایی از این جنس. مسئله از آنجا آغاز می‌شود که غایت لذت انسان همین‌ها تعریف شود و چیزی فرای آن برای انسان متصور نشود.
 
مسئله سینمای دینی که سال‌هاست اذهان متولیان را به خود مشغول کرده، - آن‌گونه که آوینی (ره) می‌گفت- نه با صرف قصص تاریخی قرآنی پدید می‌آید، نه با جاری شدن جملات و گزاره‌های دینی بر زبان شخصیت شکل می‌گیرد، نه با نتایج اخلاقی و پندآموز. تا فرآیند دراماتیک و شیوه جذب تغییر نکند ماهیت سینما، دینی نمی‌شود.
 
درام «به وقت شام» گام بلندی در این مسیر است. هر چند آن‌گونه که باید مورد تقدیر قرار نگرفت. تکلیف مخالفین راهبردی فیلم که مشخص است، اما در میان موافقان تفکر انقلابی هم متاسفانه در غفلتی شبه روشنفکرانه و تحت تاثیر جوسازی‌ها مورد اجحاف قرار گرفت.
 
آغاز فوق‌العاده موجز و گویای فیلم فضای دراماتیک فیلم را به سرعت جان می‌بخشد. شخصیت اصلی علی؛ خلبانی است که برای انجام وظیفه و ماموریت نظامی‌اش در سوریه حضور دارد. در مقابل پدرش که دنیای دیگری دارد.
 
خیلی زود و به موقع درام آغاز می‌شود و شخصیت بر سر دو راهی قرار می‌گیرد و واکنش نشان می‌دهد و تن به راهی سخت می‌دهد. بلافاصله فضای دراماتیکی که به واسطه انتخاب شخصیت برایش ایجاد شده با خرده پیرنگی پرداخت می‌شود تا هم هیجان اولیه ایجاد شود و هم چشم‌اندازی از مسیر پیش‌رو برای مخاطب شکل بگیرد. با ریتم فوق‌العاده درست و حساب شده، تعامل میان عناصر دراماتیک برقرار می‌شود. سلسله چینش حوادث و عکس‌العمل شخصیت‌ها به گونه‌ای است که حتی لحظه‌ای جدایی میان درام و مخاطب رخ نمی‌دهد؛ جایی آنچنانی هیجان می‌دهد که نفس‌ها در سینه حبس می‌شود و دوباره هوشمندانه خط اصلی را در فضایی آرام‌تر پیش می‌برد و این روند تا به انتها ادامه دارد و کم‌کم اوج می‌گیرد.
 
کارگردانی حساب شده کار تمام عناصر را به خدمت بلوغ هر چه بیشتر درام درآورده تا به طرز قابل قبولی انسجامی همه جانبه شکل بگیرد. دکوپاژ در خدمت بیان تصویری، موسیقی در خدمت فضای دراماتیک و شخصیت‌ها و تیپ‌هایی که در دنیای درام به وقت شام‌ نقشی در خدمت خط اصلی درام دارند. تنالیته‌ای انسانی از کاراکترها به درام حاتمی‌کیا قوت بخشیده‌اند؛  از حاج یونس و بلال و افرادش تا نظامی غیرجهادی سوری. تا تیپ‌هایی از طرز فکرهای مختلف سوری از کردهای مخالف نظام تا قربانیان جنگ نابرابر. حتی داعشی‌ها هم افراد مختلفی از این جریان را نمایندگی می‌کنند؛ از داعشی جهادی تا تبلیغی، از رئیس قبیله‌ای اسیر ادعا تا داعشی‌های اروپایی و چچنی تا خواننده متالی که چندین بار قصد خودکشی داشته و حالا با اسلام تحریف شده‌ سلفی زندگی تهی از معنایش را معنا و مقصود بخشیده.
 
 درام حاتمی‌کیا با آنکه از عواطف انسانی بهره می‌جوید اما آن را اصالت نمی‌بخشد و در ورطه ملودرام‌های زرد نمی‌افتد؛ از مولفه‌های گونه جنگ برای ایجاد تنش استفاده می‌کند اما درگیر اطلاعات نظامی پیچیده و نقشه‌های حوصله سربر و توضیحات پیچیده نظامی نمی‌شود. در واقع این درام قدرتمند فیلم است که عرصه را برای نمو سایر عناصر سینمایی چون کارگردانی، تدوین و باز‌ی‌های قابل قبول فراهم می‌کند.
 
(با رعایت محدودیت حفظ داستان فیلم در حال اکران) اما اصلی‌ترین و موفق‌ترین مسئله به وقت شام شخصیت‌پردازی آن است که  فیلم را متمایز می‌کند.
از علی ابتدای فیلم که برای بازگشت به خانواده لحظه شماری می‌کند و با سوریه بودن پدرش کنار نمی‌آید، تا علی که از ترس رعشه بر اندامش می‌افتد تا علی پس از نقطه عطف (لحظه‌ای که دیگر همه‌چیز را تمام شده می‌بیند) تا پایان کار. علی لحظه لحظه در تعامل با پدرش و فضای دراماتیک که حاصل مهندسی هوشمندانه درام است رشد می‌یابد و این پرداخت و گذار  شخصیتی، شاید ماندگارترین، موفق‌ترین و باورپذیرترین گذار شخصیتی در سینمای ایران باشد.
 
معجزه درام توانسته گستره‌ زیادی از مخاطبین با افکار و عقاید مختلف را تا انتها با خود همراه کند. مخاطبینی که بیش از هر زمانی در فضایی زیست می‌کنند که فضای تبلیغی غالب، حضور منطقه‌ای ایران را زیر سوال می‌برد و آن را با منافع ملی و اقتصادی متضاد  معرفی می‌کند و حالا به دنبال گرفتن مولفه‌های قدرت با نفی راهبردی تفکر مقاومت است.
 
حالا مخاطب با یک درام جذاب می‌تواند پله‌پله با شخصیت زیست کند تا ملاقات والاترین لذت‌های انسانی پیش ببرد و در یک پایان‌بندی متقن تفکر مقاومت  را نه تنها نجات بخش حریم اسلام، که تمام ادیان و در نهایت انسانیت معرفی کند، ( به نمادهای بصری- حرم، کلیسا و کودکان- که در دل درام معنا گرفتند و نه مستقل و خارج از آن) آن هم با یک تجربه عمیق دراماتیک نه با یک شعار زبانی.
 


نوع مطلب : ویژه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 38 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


تقویم تاریخ
تاریخ روز
ساعت دیدگاه
ساعت فلش مذهبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ذکرایام هفته
همراه با کتاب خدا
آیه قرآن تصادفی
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
کارنامه عملیاتها
جنگ دفاع مقدس
امکانات جانبی
 
 
 
>

پیغام ورود و خروج


IranSkin go Up